آذر ۲۳, ۱۳۹۷
داستان های امام زمان

پیر مردی که صد سال منتظر امام زمان بود

پیر مردی که صد سال منتظر امام زمان بود,داستان پیر مردی که صد سال منتظر امام زمان بود

پیر مردی که صد سال منتظر امام زمان بود

مَسعَده می گوید:

خدمت امام صادق علیه السلام بودم که پیرمرد خمیده ای در حالیکه به عصایش تکیه زده بود وارد شد و سلام کرد ؛

حضرت جوابش را دادند ؛سپس عرض کرد :

ای فرزند رسول خدا دستت را به من بده تا ببوسم .

حضرت دست خود را به او دادند ، او دست ایشان را بوسید ؛ پس به گریه افتاد . امام فرمودند:

ای پیرمرد , چرا گریه می کنی؟

عرضه داشت:

فدایت شوم ، صد سال است که به پای قائم شما (وفادار) مانده ام ؛

می گویم :همین ماه , همین سال (ظهور خواهد کرد) ولی اکنون سن من بالا رفته و استخوانهایم سست گردیده و مرگم نزدیک است ؛

اما آنچه را دوست دارم در مورد شما نمی بینم و شما را کشته شده و آواره می بینم و دشمنان شما را می بینم که با بالها پرواز می کنند ؛ چطور گریه نکنم؟!

اینجا بود که چشمان مبارک امام علیه السلام گریان شد و فرمود:

يا شَيخُ ، إن أبقاكَ اللّهُ حَتّي تَري قائِمَنا ، كُنتَ في السَّنامِ الأعلي و إن حَلَّت بِكَ المَنِيَّةُ ، جِئتَ يَومَ القِيامَةِ مَعَ ثَقَلِ محمّدٍ ؛ و نَحنُ ثَقَلُهُ ، فقالَ :

إنّي مُخَلِّفٌ فيكُمُ الثَّقَلينِ فَتَمَسَّكوا بِهِما لَن تَضِلّوا: كِتابَ اللّهِ و عِترَتي ، أهلَ بَيتي.

ای پیرمرد , اگر خداوند تو را زنده بدارد تا آنکه قائم (عجل الله فرجه) ما را ببینی , در مرتبهء بلندی خواهی بود , و اگر مرگ تو فرا رسد (و قائم عليه السلام را درك نکنی) روز

قیامت با ثقل حضرت محمد صلی الله علیه و آله محشور خواهی شد و ما ثقل او هستیم که فرمود:من دو چیز گرانبها در میان شما بر جای می گذارم , پس به آن دو تمسک

کنید تا هرگز گمراه نشوید:

کتاب خدا و عترتم که اهل بیت من هستند.

پیرمرد گفت:

بعد از شنیدن این خبر دگر باکی ندارم و خاطرم آسوده شد ؛

آنگاه امام صادق علیه السلام حضرت مهدی علیه السلام را به او معرفی نمودند و فرمودند :

او فرزند امام عسکری و ازصلب امام هادی علیه السلام و…… از فرزندان من خواهد بود.

بحارالانوار ۴۰۸/۳۶

الّلهُـــمَّ عَجِّــــــلْ لِوَلِیِّکَــــــ الْفَــــــــرَج

Related posts

داستان نجات از جن

Entezar

داستان شرف حاج حسن مظلومی

Entezar

داستان خاتون عشق بخش سوم

Montazer

دیدگاه شما چیست؟

سه − 1 =