متن مهدوی

عدالت گستری امام زمان(عج)

عدالت گستری امام زمان(عج)

با ظهور مهدی(عج) عدالت و امنیت، فرجامی خوش می یابد. امام علی علیه السلام درباره عدالت گستری و ایمنی عصر ظهور و سرشاری آن دوره از این برکت ها، می فرماید

عدالت گستری امام زمان(عج)

93-04-01- حجت الاسلام والمسلمین عالی-بررسي عدالت گستري امام عصر(عج)

پخش آنلاین

برای دانلود با لینک مستقیم (50% ترافیک رایگان) کلیک نمایئد.(تصویری)

پخش آنلاین

برای دانلود با لینک مستقیم (50% ترافیک رایگان) کلیک نمایئد.(صوتی)

 

93-04-08- حجت الاسلام والمسلمین عالی-بررسي عدالت گستري امام عصر(عج)

پخش آنلاین

 

برای دانلود با لینک مستقیم (50% ترافیک رایگان) کلیک نمایئد.(تصویری)

پخش آنلاین

برای دانلود با لینک مستقیم (50% ترافیک رایگان) کلیک نمایئد.(صوتی)

 

93-04-15- حجت الاسلام والمسلمین عالی-بررسي عدالت گستري امام عصر(عج)

پخش آنلاین

 

برای دانلود با لینک مستقیم (50% ترافیک رایگان) کلیک نمایئد.(تصویری)

پخش آنلاین

برای دانلود با لینک مستقیم (50% ترافیک رایگان) کلیک نمایئد.(صوتی)

 

امام مهدى عليه السلام :
أنَا الَّذي أملأَُها عَدلاً كَما مُلِئَت جَورا

منم كه زمين را از عدالت لبريز مى كنم ، چنان كه از ستم آكنده است.
بحار الأنوار،ج 52،ص 2

برخی میپرسند چگونه؟!
شخصی به رسول خدا گفت چطور بعد از متلاشی شدن بدن خدا آن را دوباره بهم پیوند می دهد،خطاب آمد تورا هیچ نبودی و آفریدیم،آیا پیداکردن اجزای متلاشی شده ات سخت تر از آن است
هرچقدر هم که دنیا بخاطر فساد متلاشی شده باشد،اصلاح دنیا به امر خداوند به دست امام زمان علیه السلام نیز کاری راحت خواهد بود.

edalat gostari 1 - عدالت گستری امام زمان(عج)

برای مطالعه بیشتر روی عبارت زیر کلیک نمایید
منجی عدالت گستر

➖➖➖➖➖➖

عدالت گستری امام زمان(عج)

با ظهور مهدی(عج) عدالت و امنیت، فرجامی خوش می یابد. امام علی علیه السلام درباره عدالت گستری و ایمنی عصر ظهور و سرشاری آن دوره از این برکت ها، می فرماید:

اگر به تحقیق قائم ما قیام کند، به واسطه ولایت و عدالت او، آسمان آن چنان که باید ببارد می بارد و زمین نیز رستنی هایش را بیرون می دهد و کینه از دل های بندگان زدوده می شود و میان دد و دام آشتی برقرار می شود، به گونه ای که یک زن میان عراق و شام پیاده خواهد رفت و آسیبی نخواهد دید و هر جا قدم می گذارد، همه سبزه و رستنی است.

از این دسته روایات ها برمی آید که در حکومت مهدی(عج)، عدالت فراگیر است و همه بهره های آسمان و زمین بدون تبعیض نصیب همگان خواهد شد، همان گونه که امام حسین علیه السلام در فرازی مهم می فرماید: «هنگامی که قائم قیام می کند، عدل گسترده می شود و این گستردگی عدالت، نیکوکار و فاجر را دربرمی گیرد».

از دیگر نشانه های بی نظیر حکومت مهدوی، تقسیم درست و برابر بیت المال و اموال مشترک عمومی است، چنان که امام باقر علیه السلام فرموده است:

وقتی قائم اهل بیت قیام کند، [بیت المال] را با مساوات تقسیم می کند و نسبت به شهروندان عدل می ورزد. پس هر کس او را اطاعت کند، خدا را اطاعت کرده است و سرکشی نسبت به او، همانند سرکشی و گناه نسبت به خداست.

بدیهی است که عدالت گستری حضرت مهدی(عج) خود، زمینه ساز تقویت و پایندگی مشروعیت حکومت ایشان خواهد بود و دل های بیشتر مردم را جذب خواهد کرد. پیامبر گرامی اسلام در این باره روایت می کند:

«وی زمین را از عدل و قسط پر می کند، همان گونه که از ستم و جفاکاری پر شده بود. هم، ساکنان آسمان و هم، ساکنان زمین از او خشودند».

عدالت و امنیت، همواره از آرزوهای دیرینه ساکنان زمین و سرلوحه دعوت انبیا و اولیای الهی بوده است که سرانجام، امام عصر(عج) این نهضت را به اذن خداوند با خوشی به پایان خواهند برد و فرد فرد آدمیان بدون هیچ گونه تبعیض و گزینشی، طعم شیرین عدالت و امنیت مهدوی را خواهند چشید. آسمان ها و زمین نیز با پیشه کردن عدالت، همه نعمت های خود را در اختیار بشر قرار می دهند و ترس و ناامنی و بی عدالتی، جای خود را به آرامش و عدل خواهد داد. عدالت مهدوی حکم می کند که ملاک گزینش کارگزاران نیز شایستگی و کاردانی آنها باشد.

edalat gostari 2 - عدالت گستری امام زمان(عج)

پیام متن:

1. تقیسم عادلانه بیت المال در حکومت مهدوی.

2. شایستگی و کاردانی کارگزاران، معیار انتخاب

برای مطالعه بیشتر روی عبارت زیر کلیک نمایید
ترس از تنهایی چطوری برطرف کنم

ایت الله عالی عدالت گستری امام زمان(عج)

موضوع برنامه: بررسي عدالت گستري امام زمان(عج)

كارشناس:حجت الاسلام والمسلمين عالي

تاريخ پخش: 01/04/93

بسم الله الرحمن الرحیم

و صل الله علی محمدٍ و آله الطاهرین

بعد تو چندين قيامت دير شد، ما را ببخش *** مهر مرد و ماه در زنجير شد، ما را ببخش

راوي اين قصه از يعقوب هم يادي نكرد *** يوسف اين قصه ديگر پير شد، ما را ببخش

نازنينا عدل ما را كشت، تو ديگر نكش *** مهربانا ظلم عالمگير شد، ما را ببخش

از حديث قدسي چشمت كسي شرحي نخواند *** مصحف ظلم تو بد تفسير شد، ما را ببخش

مدتي گر عاشقي از ياد رفت، از ما مرنج *** اندكي گر مثنوي تحقير شد، ما را ببخش

آقای شریعتی: سلام می‌گویم به همه‌ی بیننده‌های خوبمان، خانم‌ها و آقایان. به سمت خداي امروز خوش آمديد. حاج آقاي عالي سلام علیکم و رحمة الله. خیلی خوش آمدید.

حاج آقای عالي: سلام عليكم و رحمة الله، بنده هم خدمت حضرتعالي و همه‌ي بينندگان بزرگوار عرض سلام دارم.

آقای شریعتی: آرزو مي‌كنم كه خداوند متعال توفيق استفاده از فرصت باقيمانده شعبان را به ما بدهد، انشاءالله همه به رمضان المبارك برسيم. خوشحاليم كه روزهاي يكشنبه ما منور به نور حضرت مهدي(عج) است. در ادامه مباحثي كه خدمت حاج آقاي عالي هستيم به بحث عدل و عدالت رسيديم  نكات خوبي را شنيديم. امروز همينطور كه وعده داده بودند، به جزئيات بيشتري در مورد عدالت خواهند پرداخت.

حاج آقای عالي: بسم الله الرحمن الرحيم. همانطور كه فرموديد بحث ما در مورد ين ويژگي منحر به فرد حضرت است كه بحث عدالت وسيع و گسترده‌اي است كه در زمان ايشان محقق مي‌شود. اگر بخواهيم در يك كلمه برجسته ترين ويژگي فرهنگ مهدوي را بيان كنيم، همين مسأله عدالت گستري هست كه مظهر حكومت حضرت و جامعه مهدوي عدالت است و نماد تمام بدي‌ها ظلم گسترده‌اي است كه قبل از او بوده و بايد برچيده شود و از بين برود. در هر حال اين خصوصيت حضرت يكي از مهمترين اهداف حضرت است.

عدالت نه به عنوان اينكه هدف اصلي و نهايي حضرت است، هدف اصلي و نهايي حضرت اين است كه بندگي‌هاي خدا را گسترش بدهد. همه بايد به آن بندگي برسد.همه به قرب خدا برسند. اينها آن هدف اصلي است. اگر آن قرب و بندگي و توحيد بخواهد به صورت واقعي در خارج  از عرصه‌هاي زندگي تحقق پيدا كند،انسان فقط در مسجد بنده خدا نباشد. در اداره هم بندگي كند. در خانه خودش بندگي كند. در سياست و حكومت‌داري هم همينطور است. در همه عرصه‌هاي زندگي اگر بخواهند بندگي داشته باشد، قطعاً بايد در بستر عدالت باشد.چون اگر ظلم و كجي باشد، در زندگي فردي و اجتماعي استعدادها رشد نمي‌كند. بندگي درست تحقق پيدا نمي‌كند. اخلاقيات زشت مي‌آيد. در بستر ظلم كجي‌ها رشد مي‌كند و بنابراين نمي‌شود شخص بنده باشد. هركاري هم كرد، حتي فرد هم فرد خوبي باشد، ولي جامعه، جامعه خوبي نباشد، چه بسا آن رشد كامل را نخواهد داشت. لذا از اين جهت هست كه شاه كليد حكومت مهدوي و جامعه مهدوي كه همه قفل‌ها و گره‌ها را باز مي‌كند، مسأله عدالت است.

عدالت حضرت همه‌جا را پر مي‌كند، فقط يك عدالت در عرصه بيرون ما نيست. يعني فقط اينطور نيست كه در اقتصاد ما، در سياست ما، در فرهنگ و آموزش ما، در مسائل حقوقي و قضايي و دادگاه‌هاي ما، فقط در اين مسائل عدالت باشد. او هست ولي بالاتر از اين است. عدالتي كه حضرت مي‌خواهد گسترش بدهد،  نه فقط در بيرون، بلكه در درون ما يعني به تعبيري عدالت فردي هم هست. علاوه بر عدالت اجتماعي، عدالت فردي از اين جهت بالاتر است كه در درون انسان‌ها، در عمق است. يعني فقط ساختارهاي بيرون انسان نيست كه يك نظام عادلانه‌اي پيدا مي‌كند. بلكه كجي‌هاي درون انسان صاف مي‌شود. كجي‌هاي اعتقادي، فكري، اخلاقي، رفتاري، هر گناه كه انسان انجام مي‌دهد، مثلاً دروغ مي‌گويد. اين كجي از فطرتي است كه خدا انسان‌ها بر او ساخته است. انسان كه نبايد اينطور باشد. مگر انسان‌ها بايد چنگ و دندان به هم نشان بدهند، مگر بايد همديگر را گاز بگيرند. مگر بايد از سر و كول هم بالا بروند. مگر بايد درنده خو باشند. اينها همه كجي‌هاست كه به تعبير ديگر ظلم است. چون اعتدال نيست. عدالت يعني استوا، يعني صاف بودن. يك كجي و انحراف است. پس حضرت ولي‌عصر(ع) درون انسان‌ها را هم صاف مي‌كند.

خدا حضرت امام را رحمت كند. اگر افراد توجه داشته باشند كه درون انسان‌ها به يك صلاح به يك عدالت مي‌رسد، آنوقت مي‌بيند كه اين تعبيري كه به وسيله‌ي او همه‌جا پر مي‌شود. اين فقط بيرون ما نيست، اين درون ما است. اين درون ما هم پر از عدالت مي‌شود. حضرت امام تعبير بلندي داشتند كه در زمان او اعوجاجات و كجي‌ها را در درون انسان درست مي‌كند. درست است كه گاهي ما به بعضي‌ها عارف كامل مي‌‌گوييم، ولي در زمان غيبت اصلاً انسان كاملي وجود ندارد. اصلاً نمي‌تواني به كمال برسي. تا تحت تربيت مستقيم ولي خدا قرار نگيرد، نمي‌تواند انسان كاملي شود. گاهي در تعبيرات عرفا و بزرگان هست كه مثلاً عارف كامل مي‌گويند. عارف كامل به صورت نسبي عيبي ندارد، مثلاً نسبت به ديگري كاملتر بوده است. اما واقعاً در زمان غيبت كه در پس پرده ابرها فيض از امام زمان مي‌گيري و مستقيم تحت تربيت او نيستيم، كسي به كمال نمي‌رسد. آن خلأ تربيت مستقيم دقيقاً وجود دارد. اصلاً شما سيد بحرالعلوم و آيت الله قاضي باش. حضرت امام خودمان كه در زمان خودمان بوديم، باش. ولي چون جامعه به هر حال يك تأثيراتي روي فرد دارد، هرچقدر هم فرد بزرگ مي‌شود، آن تأثيراتي كه از جامعه مي‌پذيرد، باعث مي‌شود كه كامل نشود.

يكي از فلسفه‌ها و حكمت‌هايي كه بعضي از انسان‌هاي با استعداد و خوب كه تمام زحمتشان را در دنيا براي خوب بودن كشيدند، اما يك چيزهايي ديگر دست خودشان نبود. ديگر خوبتر از آن نمي‌توانستند، باشند. چون جامعه و بيرونشان آنها را كمك نمي‌كرد، اين افراد در زمان رجعت برمي‌گردند، تا آن كمالشان را پيدا كنند. چون استعدادش را داشتند و زحمتش را هم كشيدند. ديگر تقصيري نداشتند، آنجا هم اگر ظلمي به آنها نشود در زمان رجعت به كمال مي‌رسند. در زمان ظهور امام زمان(ع) درون انسان‌ها هم به اعتدال مي‌رسد. حضرت كسي را به زور عادل نمي‌كند. بسترهايي را فراهم مي‌كند و رشد مي‌دهد. وقتي عقل انسان‌ها رشد پيدا كرد و فهميدند كه گناه و آلودگي و شرك و ظلم و امثال اينها، اينها را به كجاها مي‌برد، وقتي عقل رشد پيدا كرد، كه در زمان حضرت اين رشد را پيدا مي‌كند، طبيعتاً تربيت حضرت را مي‌پذيرند. آلودگي‌ها به سمت صفر مي‌رود. فرد اين را مي‌فهمد، به اينجا مي‌رسد. خودش را در اختيار تربيت امام زمان(ع) قرار مي‌دهد.

روايتي از امام صادق(ع) است كه مرحوم مجلسي در جلد 52 بحار آورده است. «إِذَا قَامَ قَائِمُنَا وَضَعَ يَدَهُ عَلَى رُءُوسِ الْعِبَادِ فَجَمَعَ بِهَا عُقُولَهُمْ» (بحارالانوار/ج52/ص336) وقتي مهدي ما مي‌آيد دستش را بر سر عباد مي‌كشد، «وَضَعَ يَدَهُ» بعضي گفتند: يا خداوند متعال آن دست رحمتش را بر سر بندگان مي‌گذارد. با هم هيچ منافاتي ندارد. دست حضرت همان يد الله است. دستش را بر سر بندگان خدا مي‌كشد و آن سايه رحمتش را بر آنها قرار مي‌دهد. عقل‌ها از پراكندگي درمي‌آيد، و كامل مي‌شود. «وَ أَكْمَلَ بِهِ أَخْلَاقَهُم‏» اخلاق را كامل مي‌كند. اخلاق وقتي رشد پيدا مي‌كند، خلق و خو هم كامل مي‌شود. آن صفات زشت را دور مي‌ريزد.

امام باقر در روايتي فرمود: وقتي مهدي ما بيايد، كينه از دلها مي‌رود. كينه كه يك خصلت غير انساني است از دلها مي‌رود و صفا و صميميت كه صفت اهل بهشت است. خدا فرمود: «وَ نَزَعْنا ما في‏ صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ إِخْواناً عَلى‏ سُرُرٍ مُتَقابِلينَ» (حجر/47) اينها را از دلها مي‌گيريم، بهشتي‌ها برادرانه روبروي هم مي‌نشينند و مي‌گويند و مي‌خندند. اين تجلي از آنجا در واقع اينجا هست. در يك روايت ديگري از حضرت امير هست كه فرمود: خدا فرجي را به واسطه مهدي درست مي‌كند. دلها را پر از عبادت و بندگي مي‌كند. عدلش آنچنان وسعت و فراگير خواهد شد، فراگيري پيدا خواهد كرد كه دروغ ريشه‌كن مي‌شود. يك كجي اخلاقي است، يك كجي رفتاري ريشه‌كن مي‌شود. آن زمانه درنده خويي برداشته مي‌شود. گرگ صفتي، از هم كندن، نسبت به همديگر دشمني داشتن، اين حالت درنده خويي و حيواني است، در دوران انسانيت خبري از آن نيست.

آقای شریعتی: يكوقت‌هايي مي‌شنويم كه مي‌گويند: اگر دروغ نگوييم امورات ما نمي‌گذرد. آنوقت انسان‌ها دروغ مي‌گويند بخاطر اينكه منافعشان تأمين شود. در آن عصر با ترسيمي كه شما كرديد، احساس مي‌كنم اين صداقت است كه منافع افراد را تأمين مي‌كند.

حاج آقاي عالي: اين شخصي كه مي‌گويد: دروغ مي‌گويم تا منفعت شخص من تأمين شود، با فرض اينكه اينطور شود، ولي به خاطر اينكه اين باعث شود ديگري هم به او همين را هديه كند و اين دروغ در جامعه ترويج پيدا كند، بنابراين قطعاً خسارت بيشتري خواهد خورد. آخرتش بماند. آن رشد عقلي كه اتفاق مي‌افتد، اينها را به اين نقطه مي‌رساند. يعني واقعاً عقل اين را مي‌فهمد كه هم سعادت دنياي ما و هم سعادت آخرت ما در چيست. دليلي ندارد كه خودمان را در چاه بياندازيم. دليلي ندارد كه خودمان را در چاهي بياندازيم كه دنيا و آخرتمان را از دست بدهيم. اين روايات همه اين اتفاقاتي است كه در درون رخ مي‌دهد و آن اعتدالي كه حضرت در درون درست مي‌كند و اعواج و انحراف را از فكر و اخلاق و رفتار همه را بيرون مي‌برد، اين را ترسيم مي‌كند. همين چيزها هست كه ما را بيچاره كرده است. حجاب‌هاي ما همين‌ها است. آن انسانيتي كه قرار است تا بي‌نهايت برسد، الآن در يك ظرف كوچك در بسته‌اي حبس شده است و اجازه رشد ندارد.

حتماً داستان علي بن مهزيار اهوازي را شنيده‌ايد. مرقد ايشان در اهواز يك ضريح و بارگاهي دارد كه جاي بسياري با معنويتي است. علي بن ابراهيم بم مهزيار، كه در زمان‌هاي نزديك غيبت صغري بوده، معروف است. مرحوم مجلسي در جلد 53 بحار نقل كرده است، مرحوم محدث نوري در كتاب نجم الثاقب نقل كرده است، مرحوم محدث بحراني در كتاب  عوالم نقل كرده است كه علي بن مهزيار كه از خوبان بود، 19 سال به عشق ديدن امام زمان مكه رفت. در روايت هست كه امام زمان ايام حج را در مكه هستند. نتوانست حضرت را ببيند، به عشق او رفته بود.

حاجي به ره كعبه و من طالب ديدار *** او خانه همي جويد و من صاحب خانه

ديگر تصميم گرفت نرود. در حالتي به او گفتند: امسال هم بيا و خسته نشو. با آن مشكلات سفرهاي قديمي و راهزن‌هاي بين راه و پياده رفتن‌ها و امثال اينها سال بيستم و بار بيستم هم حج رفت. مناسك را انجام داد و اعمال داشت تمام مي‌شد. يك شبي در مسجدالحرام كسل نشسته بود، به خودش و حالات خودش افسوس مي‌خورد كه باز همنصيب ما نشد. من بي‌لياقت بودم!

چون من گدايي بي‌نشان، مشكل شود يار فلان *** سلطان كجا عيش نهان با رند بازاري كند

در همين حالا اشك مي‌ريخت. جواني آمد به او نزديك شد و گفت: شما علي بن مهزيار اهوازي هستيد؟ گفت: بله! گفت: مژده كه راه بر شما باز شد. بعد يك چيزي از او پرسيد. گفت: يا ابالحسن، كنيه علي بن مهزيار، ابالحسن بود. گفت: دنبال چه مي‌گردي؟ او گفت: دنبال آن امامي مي‌گردم كه محجوب از عالم است. پنهان است و پوشيده است. آن جواني كه راهنما بود و آمده بود علي بن مهزيار را ببرد، گفت: علي بن مهزيار، امام تو محجوب نيست.بدي‌هاي خودتان هست كه شما را در حجاب كرده است.

گفتم كه روي ماهت از ما چرا نهان است *** گفتا تو خود حجابي، ورنه رخم عيان است

مقصود من اينجاست. علي بن مهزيار گفت: آن جوان مرا خدمت حضرت برد. درب خيبر را كنار زدند و وارد خيمه شدم. ديدم آقا نشسته است. سلام عرض كردم، حضرت با مهرباني جواب سلام مرا داد و خستگي اين بيست سال در رفت. اينقدر ليف با من برخورد كرد، جزئيات شمايل امام زمان راآنجا نقل كرده است. اينكه حضرت چه شكلي بود. ابروهايشان چطور بود. چشمانشان چطور بود. لباسشان چطور بود. چطور نشسته بود. همه را نقل كرده است. مي‌گويد:  حضرت يك جمله‌اي به من گفت كه من شرمنده شدم. از محبتي كه حضرت به من داشت، حضرت فرمود: يا ابالحسن! علي بن مهزيار ما شب و روز منتظر تو بوديم. چرا دير كردي؟ يعني فكر نكن عاشق هستي، بيست سال ايام حج دنبال من آمدي. من شب و روز منتظر تو بودم.

سايه معشوق گر افتاد بر عاشق چه شد *** ما به او محتاج بوديم، او به ما مشتاق بود

سؤال حضرت اين بود كه چرا دير كردي و زودتر از اين نيامدي؟ گفت: آقا راهنما نداشتم. كسي را نداشتم كه مرا پيش شما آورد. مي‌گويد: تا اين را گفتم، حضرت سر مباركش را پايين انداخت و بعد فرمود: اينطور نيست. راهنما چيست؟ مگر من در كره‌ي ديگر هستم؟ مگر من در كوه و بيابان هستم كه حتماً بايد كسي بيايد و تو را اينطور برساند؟ دوري مكاني نيست. من كنارت هستم، چشمش را نداشتي. گوشش را نداشتي كه صدا را بشنوي. حضرت فرمودند: نه اين نيست. بگو: مهدي فاطمه ديگر از ما دلبري نكرد. بگو: دلبرهايمان را عوض كرديم. بگو: دنبال تكاثر رفتيم. دنبال دنيا طلبي رفتيم. زور گفتيم به آنهايي كه ضعيف بودند. صفا و صميميت بين شما نيست. مشكل شما اين چيزهاست. اينها حجاب‌هاي شماست. اينها مانع است. نه اينكه راهنما نداشتي. اين نكته‌اي است كه حضرت وقتي دارد دست مي‌گذارد، همين موانعي را مي‌گويد كه در ما است. موقعي كه آقا تشريف مي‌آورند، اين اعوجاجات نمي‌گذارد ما رشد كنيم. چون زمان حضرت زمان رشد است. زمان انسانيت است. اينها باعث مي‌شود كه انسان حيواني زندگي كند و درنده خو باشد. اينها را آقا با تربيت مستقيم خودشان برمي‌دارند. منتهي اين يك بعد بسيار مهم دوران ظهور و عدالت مهدوي است. كل اين مبحث عدالتي كه مي‌گوييم، چه عدالت فردي، چه عدالت اجتماعي، زمينه‌ و علتش چيست؟ علتش همان رشد عقل است. وقتي فهم و شعور و عقل بالا مي‌رود، انسان هم خودش را تحت تربيت ولي‌اش قرار مي‌دهد، و هم جامعه را در اختيار او قرار مي‌دهد، و عدلت پذير مي‌شود. بستر عدالت مهدوي چه عدالت دروني، چه عدالت بيروني، چه عدالت فردي، چه عدالت اجتماعي بسترش عقلانيت است. رشد عقلي است كه حضرت دست يد اللهي را بر سرها مي‌كشند. البته اينكه حالا اين به شكل يك معجزه‌اي است يا نه، به گونه‌اي است كه حضرت مي‌آيد، الگوي تام و تمام انسانيت است و به هر حال مي‌تواند قفل انسان‌ها را با كليدي كه دارد باز كند، فهم و عقل رشد پيدا مي‌كند و به آن عدالت مي‌رسد.

با توجه به اين زماني كه مردم از ظلم‌ها سرخورده شدند و خسته شدند، و طبيعتاً حاضر هستند خودشان را بسپارند به قديسي كه او زميني نيست. در زمين هست ولي يك روح بلند و آسماني دارد. طبيعتاً اين رشدها در آنها به وجود مي‌آيد ولي با رشد عقلانيت است كه اين اتفاق‌ها مي‌افتد.

بخش دوم كه آن هم فوق‌العاده است و كاري است كه در طول تاريخ انجام نشده و به دست حضرت انجام خواهد شد، اين است كه حضرت انسان‌ها را در تمام حوزه‌ها و زمينه‌هاي اجتماعي‌شان به عدالت مي‌رساند. به تعبير ديگر جامعه و نظام‌هاي اجتماعي، چه فرهنگي، چه اقتصادي، چه حقوقي و قضايي، سياسي، امنيتي و خانوادگي و هرچيزي كه عرصه اجتماع است. عرصه ارتباط انسان با ديگران است. در تمام اينها عدالت را گسترش مي‌دهد.

كتابي به نام «عصر زندگي» است كه آقاي محمد حكيمي اين كتاب را نوشتند و كتاب بسيار ارزشمندي است. بخش مهمي از مبحث عدالت حضرت، بيشتر عدالت اجتماعي در اين كتاب هست. يكي از عرصه‌هاي عدالت اجتماعي حضرت بحث عدالت فرهنگي است. يعني اينكه حضرت در حوزه فرهنگ عمومي مردم و آن ديدگاهي كه بايد داشته باشند، گذشته از اينكه موانع رشد فرهنگي و فكري را از بين مي‌برد، موانع كفر است. خرافات است، بدفهمي از دين است. جهالت است، اينها همه چيزهايي است كه مانع از اين مي‌شود كه فكر درست كار كند و به حقيقت برسد. گذشته از اين آنچنان بستري براي آموزش انسان‌ها و علم آموزي و گسترش علم، آن هم آن علمي كه حضرت در منطق اهل‌بيت علم است. هرچيزي را اهل‌بيت علم نمي‌دانند. آن چيزي كه در منطق اهل‌بيت علم نافع است كه با حقيقت هستي مرتبط مي‌كند. اين زمينه را فراهم مي‌كند. از اين جهت است كه در روايات هست كه رشد علمي در زمان حضرت به صورت جهشي به گونه‌ي عجيبي است كه وقتي روايت تشبيه كرده اينطور گفته است. گفته از ابتداي خلقت بشر تا زمان ظهور، دو حرف از 27 حرف علم براي انسان‌ها كشف شده است. 25 حرف علم در زمان ظهور است. يعني اگر علم را قامت انسان تصور كنيم، ما تا زمان ظهور به اندازه‌ي قوزك پاي انسان فهميديم. بقيه در زماني است كه حضرت مي‌آيند. ذهن‌ها به يك معنا هنوز آك بند است. هنوز افكار آن رشدي كه بايد بكند را ندارد.

از امام باقر(ع) روايتي هست كه «وَ تُؤْتَوْنَ الْحِكْمَةَ فِي زَمَانِهِ حَتَّى إِنَّ الْمَرْأَةَ لَتَقْضِي فِي بَيْتِهَا بِكِتَابِ اللَّهِ تَعَالَى وَ سُنَّةِ رَسُولِ اللَّهِ ص» (بحارالانوار/ج52/ص352) حضرت آنچنان حكمت را در زمان خودش، علوم الهي و حقيقت هستي را به انسان‌ها مي‌شناساند، تا آنجايي كه زن‌هايي كه در خانه هستند، به عنوان كساني كه مثلاً فرض كنيد در طول تاريخ چه بسا كساني بودند كه با اينكه بسيار استدلال هم داشتند، اما امكانات آموزش برايشان فراهم نشد. حضرت آنچنان علوم را گسترش مي‌دهند كه زن‌هايي كه در خانه هستند، با كتاب و سنت به اجتهاد حكم مي‌كنند. «لَتَقْضِي فِي بَيْتِهَا بِكِتَابِ اللَّهِ تَعَالَى وَ سُنَّةِ رَسُولِ اللَّهِ ص» يعني ديگر فقط بانو امينه اصفهاني نيست كه دهها كتاب تفسير و معارف بنويسد. بلكه تمام زنان مؤمن كه در خانه هستند خودشان حكم الهي را استنباط مي‌كنند. يك رد فرهنگي بسيار گسترده و فكري در زمان حضرت اتفاق مي‌افتد.

آقاي شريعتي: صفحه 120 مصحف شريف قرار روزانه امروز ماست. آيات 71 تا 76 سوره مباركه مائده در سمت خداي امروز تلاوت مي‌شود. باز مي‌گرديم به بركت صلوات بر محمد و آل محمد.

«وَ حَسِبُواْ أَلَّا تَكُونَ فِتْنَةٌ فَعَمُواْ وَ صَمُّواْ ثُمَّ تَابَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ ثُمَّ عَمُواْ وَ صَمُّواْ كَثِيرٌ مِّنهُْمْ  وَ اللَّهُ بَصِيرُ  بِمَا يَعْمَلُونَ(71) لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُواْ إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ  وَ قَالَ الْمَسِيحُ يَابَنىِ إِسرَْ ءِيلَ اعْبُدُواْ اللَّهَ رَبىّ‏ِ وَ رَبَّكُمْ  إِنَّهُ مَن يُشرِْكْ بِاللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ وَ مَأْوَئهُ النَّارُ  وَ مَا لِلظَّلِمِينَ مِنْ أَنصَارٍ(72) لَّقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُواْ إِنَّ اللَّهَ ثَالِثُ ثَلَثَةٍ  وَ مَا مِنْ إِلَاهٍ إِلَّا إِلَاهٌ وَاحِدٌ  وَ إِن لَّمْ يَنتَهُواْ عَمَّا يَقُولُونَ لَيَمَسَّنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِنْهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ(73) أَ فَلَا يَتُوبُونَ إِلىَ اللَّهِ وَ يَسْتَغْفِرُونَهُ  وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ(74) مَّا الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ وَ أُمُّهُ صِدِّيقَةٌ  كَانَا يَأْكُلَانِ الطَّعَامَ  انظُرْ كَيْفَ نُبَينِ‏ُّ لَهُمُ الاَْيَاتِ ثُمَّ انظُرْ أَنىَ‏ يُؤْفَكُونَ(75) قُلْ أَ تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ مَا لَا يَمْلِكُ لَكُمْ ضرًَّا وَ لَا نَفْعًا  وَ اللَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ(76)»

edalat gostari 5 - عدالت گستری امام زمان(عج)

ترجمه آيات:

خواندن مطالب مفید بیشتر
اولین کسانی که امام زمان را دیدند

«و پنداشتند كه عقوبتى نخواهد بود. پس كور و كر شدند. آن گاه خدا توبه‏شان بپذيرفت. باز بسيارى از آنها كور و كر شدند. هر چه مى‏كنند خدا مى‏بيند. (71) به تحقيق آنان كه گفتند كه خدا همان مسيح پسر مريم است، كافر شدند. مسيح گفت: اى بنى اسرائيل، اللَّه پروردگار من و پروردگار خود را بپرستيد. زيرا هر كس كه براى خداوند شريكى قرار دهد خدا بهشت را بر او حرام كند، و جايگاه او آتش است و ستمكاران را ياورى نيست. (72) آنان كه گفتند: اللَّه سومين سه است، كافر شدند. در حالى كه هيچ خدايى جز اللَّه نيست. اگر از آنچه مى‏گويند باز نايستند به كافرانشان عذابى دردآور خواهد رسيد. (73) آيا به درگاه خدا توبه نمى‏كنند و از او آمرزش نمى‏خواهند؟ خدا آمرزنده و مهربان است. (74) مسيح پسر مريم جز پيامبرى نبود، كه پيامبرانى پيش از او بوده‏اند، و مادرش زنى راستگوى بود كه هر دو غذا مى‏خوردند. بنگر كه چگونه آيات را برايشان بيان مى‏كنيم. سپس بنگر كه چگونه از حق روى مى‏گردانند. (75) بگو: آيا جز اللَّه خداى ديگرى را كه براى شما مالك هيچ سود و زيانى نيست مى‏پرستيد و حال آنكه اللَّه شنوا و داناست؟ (76)»

آقاي شريعتي: امام رضا(ع) فرمودند: اين روزها زياد دعا كنيم، خدايا اگر در اين فرصت كه از ما گذشت، ما را نيامرزيدي در باقي ماه شعبان ما را ببخش و بيامرز. اشاره قرآني امروز را حاج آقاي عالي بفرمايند.

حاج آقاي عالي: آيه 74 سوره مائده در راستاي همين مطلبي است كه فرموديد. در ماه شعبان مهمترين عمل ما همين است كه لحظه لحظه‌اش و ساعات و روزها و شب‌هايش، بخواهيم كه خدايا از ما بگذر. ما وارد ماه مبارك رمضان شويم و سر سفره تو قرار بگيريم. خداوند متعال فرمود: «أَ فَلَا يَتُوبُونَ إِلىَ اللَّهِ وَ يَسْتَغْفِرُونَهُ» اين آيه بعد از اينكه خداوند متعال از شرك و مذمت افكار شرك آلودي كه بعضي از اهل كتاب داشتند، بعد از او آمده است. مي‌فرمايد: آيا توبه نمي‌كنيد؟ يعني حتي اگر از شرك هم توبه كنيد، خدا مي‌بخشد. با اينكه در جاي ديگر قرآن خدا فرموده كه خدا شرك را نمي‌بخشد. آن در جايي هست كه كسي بي توبه مشركانه از دنيا برود. و الا اگر كسي توبه كند، هرگناهي ولو شرك باشد، خدا مي‌بخشد. «أَ فَلَا يَتُوبُونَ إِلىَ اللَّهِ وَ يَسْتَغْفِرُونَهُ» آيا سمت خدا برنمي‌گرديد و استغفار نمي‌كنيد. «وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ» خدا مي‌بخشد و رحمت خاصش را شامل حال شما مي‌كند. در اين باقيمانده ماه شعبان اين استغفارهايي كه در روز گفته شده، در روز هركسي صد بار بگويد: «استغفرالله و اسئله التوبه». اگر هم نه با همان زبان ساده پشيماني را اظهار كنند، خدا مي‌بخشد.

آقاي شريعتي: امروز روز مبلغان حوزه دين است. امروز را به همه مبلغان عرصه دين و همه مجاهدان عرصه تبليغ تبريك و خدا قوت مي‌گوييم. فرصت در اختيار شماست، بفرماييد.

حاج آقاي عالي: يكي از ابعاد عدالت اجتماعي همان عدالت فرهنگي بود. يكي ديگر از ابعاد كه بسيار مهم است مسأله‌ي عدالت اقتصادي است. اگر از افراد معمولي مي‌پرسيد: كه در زمان امام زمان چه اتفاقي رخ مي‌دهد، بيشتر اين عدالت اقتصادي در ذهنشان مي‌آيد، حضرت در امر معيشت و رفاه يك عدالت و اعتدالي برقرار مي‌كنند، جلوگيري مي‌كند از آن جامعه طبقاتي كه يك عده آنقدر بخورند كه به هر حال از سيري آروغ بزنند. يك عده هم از زور گرسنگي مجبور مي‌شوند كه در ضروريات زندگي‌شان محتاج باشند. تا امكانات توليدي،منابع درآمد در اختيار همه قرار نگيرد، تا اينكه رانت‌خواري‌ها و ويژه‌خواري‌ها و امتياز طلبي‌هاي بي‌جا برچيده نشود، رشد فرهنگي هم صورت نمي‌گيرد. ولو آن عدالت فرهنگي مهمتر است. ولي تا معيشت مردم به سامان نشود، ان اخلاقيات زشت و آن روحيات زشت و ناامني‌ها از جامعه برچيده نخواهد شد. لذا اميرالمؤمنين(ع) در دوره‌ي پنج ساله‌ي حكومت خودشان، كه در اين پنج سال هم جنگ‌هاي متعددي بر حضرت تحميل شد. ولي با اين وجود خود حضرت فرمودند: در اين مدت در حوزه حكومت من كسي نيست كه گرسنه سر به بالين بگذارد يا سرپناه نداشته باشد. يعني معيشت مردم را به سامان كرده بود. كسي نيست كه از جهت غذا و مسكن مشكل داشته باشد. چون مشخص است كه يك حاكم اين را مي‌داند ولي اگر معيشت مردم نابسامان باشد، جنبه‌هاي اخلاقي و ديني‌شان هم مشكل پيدا مي‌كند.

در جامعه‌اي كه حاكم، حاكم عادلي است. قانوني كه اجرا مي‌شود كار مردم را گره نمي‌زند. مشكل را باز مي‌كند، كتاب و سنت است. كارگزاران كساني هستند كه شايسته هستند و تخصص اين كار را دارند، مديريتش را دارند. تقوا و عدالت فوق العاده هم دارند. هرجا به مشكل برخوردند، از خود حضرت مي‌پرسند. آن چيزهايي كه موانع رشد اقتصادي است، دست افراد چپاول گر كوتاه مي‌شود. طبيعي هست كه رشد اقتصادي صورت بگيرد. طبيعي هست كه ديگر نيازمندي نخواهد بود.

امام صادق(ع) در روايتي فرمودند: «إِنَّ اللَّهَ لَا يَتْرُكُ شَيْئاً مِنْ صُنُوفِ الْأَمْوَالِ إِلَّا وَ قَدْ قَسَمَهُ وَ أَعْطَى كُلَّ ذِي حَقٍّ حَقَّه‏» (تهذيب/ج4/ص130) خداوند متعال از ثروت‌ها و اموال و منابع درآمد ثروت به همه داده است. براي همه مقدر كرده است. «الْخَاصَّةِ وَ الْعَامَّةِ» به خواص و عوام داده است. منتهي «وَ كُلِّ ضَرْبٍ مِنْ صُنُوفِ النَّاسِ» خدا به همه اصناف تقدير كرده است. اگر كسي خيانت نكند، اگر كسي جلوگيري نكند، خدا ارزاق را درست تقسيم كرده است. بعضي از افراد ظالم هستند كه رزق ديگري را كه خداوند بر او مقدر كرده است، مي‌چاپند. بعد حضرت فرمود: «وَ قَالَ لَوْ عُدِلَ بَيْنَ النَّاسِ اسْتَغْنَوْا» اگر عدالت در بين مردم برقرار شود، همه بي‌نياز مي‌شوند. در زمان حضرت ولي‌عصر(ع) اين اتفاق رخ مي‌دهد. در روايات ما مكرر و متعدد داريم كه حضرت وقتي «يقسم بالسويه» هيچ كسي كه محتاج به زكات باشد ما در آن زمان نخواهيم داشت. طوري كه در روايت هست فرد مي‌گردد به دنبال اينكه خمس مال يا زكات مالش را جايي بدهد، كسي ديگر نيازمند نيست. منتهي مهمتر از اين مطلب چيز ديگري است كه در آن شيوه اقتصادي و عدالت اقتصادي كه برقرار مي‌كند هست. و آن اين است كه نه فقط مردم در ظاهر بي‌نياز مي‌شوند و از ثروت بيرون بي‌نياز مي‌شوند. رفاه تقسيم مي‌شود، در حد معقول و مورد نيازش است. اما باطن انسان‌ها هم به يك غنايي مي‌رسد كه ديگر حرص نمي‌زنند. آن خصلت‌ها و اخلاق نظام‌هاي سرمايه‌داري و سرمايه سالاري برچيده مي‌شود. تعبير پيغمبر اكرم اين است كه خدا بي‌نيازي را در قلب‌ها قرار مي‌دهد.

كسي نزد امام صادق(ع) آمد و گفت: من يك روايتي از پيغمبر ديدم، «رِبْحُ الْمُؤْمِنِ عَلَى الْمُؤْمِنِ رِبًا» (كافي/ج5/ص154) يك مؤمن از مؤمن ديگر سود بگيرد، ربا است. حضرت فرمود: نه! اين روايتي كه تو خواندي، براي زمان ظهور است. الآن عيب ندارد اگر عادلانه از هم سود بگيريد، عيبي ندارد. در زمان ظهور هست كه آنجا خدمت رساني صلواتي است. يعني به تعبير ديگر نظام ارزشي انسان‌ها آنچنان عوض مي‌شود، كار كه مي‌كنند، كارهاي دنيايي‌شان به يك هدف ديگري است. به اندازه‌اي كه خرجشان دربيايد و اينقدر هم بركات زميني بر آنها زياد است، زندگي‌شان اداره مي‌شود. الآن شايد مقداري پذيرش اينها سخت باشد. هرچند در زمان جبهه‌ها اين اتفاق افتاده بود كه فرد لقمه خودش را به ديگري مي‌داد و صلواتي كار كردن خيلي عادي بود. ما بايد با اين اخلاقيات به آن سمت برويم. كسي كه حرص مي‌زند و زياده خواه است، از امام عادل و مسلم دور مي‌شود.

اگر ما بخواهيم به سمت جامعه عدالت گستر برويم، بايد عدالت را در همه عرصه‌ها تمرين كنيم. به همان مقدار كه مي‌دانيد، در كاسبي‌هايمان، در روابط خانوادگي‌مان، در روابط اجتماعي‌مان، عادل بودن و زياده خواه نبودن و از حق خود تجاوز نكردن را تمرين كنيم.

آقاي شريعتي: انشاءالله عرصه‌هاي عدالت اجتماعي را هفته‌هاي آتي با حضور حاج آقاي عالي پي خواهيم گرفت. دعا بفرماييد.

حاج آقاي عالي: خدايا ما را لايق او قرار بده. او كه لايق هست، ما بايد لايق او باشيم.

آقاي شريعتي: انشاءالله بهترين‌ها نصيب شما شود. والحمدلله رب العالمين و صلي الله علي محمدٍ و آله الطاهرين.

بخشي از بيانات مقام معظم رهبري- 30/07/88

در زيارت آل ياسين وقتي كه خصوصيات آن بزرگوار را ذكر مي‌كنيم يكي از برجسته‌ترين آن خصوصيات اين است كه «الَّذِي يَمْلَأُ الْأَرْضَ عَدْلًا وَ قِسْطاً كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً» (كافي/ج1/ص328) انتظار اين است كه او همه عالم را نه يك نقطه را سرشار از عدالت كند. قسط را در همه جا مستقر كند.

برای مطالعه بیشتر روی عبارت زیر کلیک نمایید
منتظر امام زمان یعنی تلاش برای ظهور

edalat gostari 3 - عدالت گستری امام زمان(عج)

93-04-08-

حجت الاسلام والمسلمین عالی بررسي عدالت گستري امام عصر(عج)

(قسمت دوم)

برنامه سمت خدا
موضوع برنامه: بررسي عدالت گستري امام عصر(عج)
كارشناس:حجت الاسلام والمسلمين عالي
تاريخ پخش: 93/04/08


بسم الله الرحمن الرحیم
و صل الله علی محمدٍ و آله الطاهرین

السلام اي ماه پنهان پشت استهلال ماه *** ما به دنبال تو مي‌گرديم و تو دنبال ما
ماه پيدا، ماه پنهان، ماه روشن، ماه گم *** رؤيت اين ماه يعني نامه اعمال ما
خاص اين شب‌ها كه ابر و باد و باران با من است *** خاص اين شب‌ها كه تعريفي ندارد، حال ما
كاش در تقدير ما باشد، همه شبهاي قدر *** كاش حول حالنايي تر شود احوال ما
اين سحرها در زلال ربنا گم مي‌شويم *** اين سحرها آسمان گم مي‌شود، در بال ما
ما به استقبال ما از خويش تا بيرون زديم *** ماه با پاي خودش آمد به استقبال ما
گوشه‌ي چشمي به ما بنماي اي ابرو هلال *** تا همه خورشيد گردد روزي امسال ما

آقای شریعتی: سلام می‌گویم به همه‌ی بیننده‌های خوبمان، خانم‌ها و آقایان. حلول ماه مبارك رمضان، اين ضيافت پر نور مبارك همه شما باشد. داريم با هم لقمه لقمه نخوردن، جرعه جرعه ننوشيدن و بال بال آسماني شدن را ترجمه مي‌كنيم. حاج آقاي عالي سلام علیکم و رحمة الله. خیلی خوش آمدید.
حاج آقای عالي: سلام عليكم و رحمة الله، بنده هم خدمت حضرتعالي و همه‌ي بينندگان بزرگوار عرض سلام دارم. حلول ماه مبارك، ماه مهماني خدا را تبريك عرض مي‌كنم. انشاءالله همه سلامت باشند و بتوانند از اين ماه كمال استفاده را بكنند.
آقای شریعتی: روزهاي يكشنبه ما منور به نور حضرت مهدي(عج) است. چون اولين روز ماه مبارك رمضان را تجربه مي‌كنيم، حاج آقاي عالي از فضيلت ماه مبارك خواهند گفت و بعد در ادامه با ادامه مبحث حضرت ولي عصر در خدمت شما خواهيم بود. هفته گذشته به بحث عدل و عدالت رسيديم نكات خوبي را شنيديم. امروز همينطور كه وعده داده بودند، به جزئيات بيشتري در مورد عدالت خواهند پرداخت.
حاج آقای عالي: بسم الله الرحمن الرحيم. همانطور كه همه دوستان مي‌دانند اين ماه، ماه خاصي هست. يعني اگر در ماه‌هاي ديگر خدا مشت مشت رحمتش را مي‌دهد، در اين ماه خروار خروار مي‌دهد. خود كلمه‌ي رمضان به معناي ريزش برگ پاييز است كه به اندك بهانه‌اي اين برگ‌ها مي‌افتد. نسيم آرامي مي‌آيد و برگ مي‌ريزد. پايي به درخت بخورد، برگ مي‌ريزد. گاهي اصلاً بهانه هم نمي‌خواهد برگ‌ها مي‌ريزد. اين ريزش بي‌بهانه همان اتفاقي است كه در ماه رمضان در مورد رحمت خدا مي‌افتد. يعني پروردگار عالم در اين ماه رحمتش اينگونه ريزش دارد و گناهان هم همينگونه است. از اين جهت اين ماه ويژگي‌هايي دارد كه منحصر به فرد هست و قابل استفاده فراوان است.
از روايات و معارف اهل‌بيت برمي‌آيد كه حقيقت اين ماه چيزي فراتر از يك ظرف زماني و صرفاً يك ماه است. ما در يك روايتي از اميرالمؤمنين داريم كه مرحوم سيد بن طاووس در اقبال اين روايت را نقل كرده‌اند. اميرالمؤمنين(ع) فرمود: نگوييد رمضان. يك احترام بگذاريد، ماه رمضان يا ماه مبارك. يعني يك پسوند و پيشوندي به كار ببريد. شما نمي‌دانيد ماه رمضان چيست. اگر كسي همينطور بگويد: رمضان، «لَا تَقُولُوا رَمَضَانُ فَإِنَّكُمْ لَا تَدْرُونَ مَا رَمَضَانُ فَمَنْ قَالَهُ فَلْيَتَصَدَّقْ وَ لْيَصُمْ كَفَّارَةً لِقَوْلِه‏» (اقبال/ج3) بايد صدقه و كفاره بدهد، به خاطر اينكه بي حرمتي و بي اعتنايي كرده است. «و لكن قولوا شهر رمضان كما قال الله» همانطور كه خدا در قرآن فرموده: شهر رمضان، وقتي كه حتي ادب لفظش را به كار بردن يك آداب خاص و حرمت خاصي دارد، اين نشان مي‌دهد كه حقيقت اين ماه چيزي فراتر از يك ظرف زماني است، يعني اتفاقي كه در عالم بالا مي‌افتد كه نازله‌اي از اين اتفاق همين چيزي است كه در اين ماه به ما مي‌رسد. يعني حقايق برتري در عوالم بالاتر در اين ماه و در اين ظرف زماني رخ مي‌دهد كه به خاطر آن اتفاقات اين ماه ارزش ويژه پيدا مي‌كند. بعضي از مكان‌ها با مكان ديگر فرقي ندارد، منتهي در باطن و ملكوت اين زمين‌ها اتفاقاتي هست كه ما نمي‌دانيم.
اميرالمؤمنين(ع) از جنگ صفين كه برمي‌گشتند ظهر بود. بعضي گفتند: آقا نماز بخوانيم. حضرت فرمودند: من اينجا نماز نمي‌خوانم. جاي ديگر برويم. گفتند: چه اشكالي دارد؟ حضرت فرمودند: نه، من اينجا نمي‌خوانم. خدا مرحوم ميرزا تخت فولادي، استاد آ شيخ علي نخودكي اصفهاني بود. مي‌گفتند: در قبرستان تخت فولاد كه الآن قبرشان هم آنجاست، در زمان حيات خودشان رفته بودند براي اينكه قبري را تهيه كند. به شخصي كه آنجا بود، گفت: اين زمين را براي من بكن. زمين را كند و خودش در قبر خوابيد. بعد بلند شد، گفت: اينجا جاي من نيست! جاي ديگر را بكن. يكجاي ديگر را كند و خوابيد، گفت: اينجا جاي من است. براي ما اين زمين و با زمين ديگر فرقي ندارد، حتماً باطن اين زمين‌ها با هم فرق دارد. زمان‌ها هم همينگونه است. اتفاقاتي كه در باطن اين زمان در عالم بالا رخ مي‌دهد، به خصوص در شب‌هاي قدر كه وضعيت عالم ملكوت دگرگون است و شوخي نيست كه تمام ملائكه روح پايين مي‌آيند. يعني به گونه‌اي عالم ملكوت به عالم مُلك و پايين متصل مي‌شود. اين ماه، ماهي است كه قرآن در آن نازل شد. اين حقيقت با عظمت كلام الهي در آن نازل شده است. بنابراين يك رويه و نازله‌اي از آن حقايق باعث مي‌شود كه آن حرمت‌ها براي اين ماه محفوظ بماند و اين ظرف زماني يك چيز ديگري شود.
مرحوم ملكي تبريزي در كتاب المراقباتشان فرمودند: بعضي از كساني كه اهل بودند، به محض اينكه ماه رمضان امسال تمام مي‌شد، شروع به آمادگي ماه رمضان بعد مي‌كردند. از يك سال قبل براي ماه مبارك بعدي محيا مي‌شدند. اگر كسي نتوانست در آن حد كه يكسال خودش را آماده كند و حتي نتوانست دو ماه رجب و شعبان، خودش را آماده كند، حداقل از اول ماه مبارك رمضان مراقبت‌هايي داشته باشد و به يك مراتبي از آن باطن و حقيقت ماه، از آن اتفاقات نوراني كه در باطن اين ماه رخ مي‌دهد و اصلش هم براي مهمان اصلي خدا يعني ولي الله است، اين اتفاقات براي او رخ مي‌دهد، ما هم بتوانيم يك نازله‌اي از آن سفره بهره ببريم. در شب‌هاي قدر خواهيم گفت كه مهمان اصلي خدا در اين ضيافت ولي معصوم الهي است و ما هم از سفره او بهره‌مند مي‌شويم و ريز خوار او هستيم. در هر حال بايد در اين ماه مراقبت خاص كرد.
امام صادق(ع) در يك روايتي فرمود: ماه رمضان اول سال است. فرمود: «إِذَا سَلِمَ شَهْرُ رَمَضَانَ سَلِمَتِ السَّنَةُ» (وسايل الشيعه/ج10/ص311) اگر ماه رمضان را سالم نگه داشتي و توانستي حرمت را حفظ كني، سالت خوب است. سؤالي كه هست اين است كه شما در سال قمري، محرم اول سال است. چرا امام صادق(ع) ماه مبارك رمضان را اول سال دانستند؟ مرحوم سيد بن طاووس اين را در يكي از كتاب‌هايش جواب داده و جواب بسيار ارزشمندي داده است. ايشان فرموده كه اول سال به حسب افراد و اصناف فرق مي‌كند. مثلاً اول سال يك دانش‌آموز مهر است. اول سال يك كشاورز زماني است كه محصولش را درو مي‌كند. اول سال تاريخي كه حوادث در آن رخ مي‌دهد، همين محرم است. ولي اول سال بندگي، اول سال سالك و كسي كه مي‌خواهد گام‌هاي بلندي در بندگي بردارد، شروعش با رمضان المبارك است. اينجا مي‌تواند استارت‌هايي را بزند كه به اندازه‌ي يك عمر نه، بلكه به اندازه ابديت توشه بردارد. بعد از اين ماه آدم ديگري باشد.
گفت پيغمبر كه نفحت‌هاي حق *** اندر اين ايام مي‌آرد سبق
اوش هشداريد اين اوقات را *** در رباييد اين چنين نفحات را
نفحه‌اي آمد شما را ديد و رفت *** هركه را مي‌خواست جان بخشيد و رفت
نفحه‌ي ديگر رسيد، آماده باش *** تا از اين هم وا نماني خواجه تاش
وجود مقدس پيغمبر اكرم (ص) در خطبه‌ي معروف شعبانيه‌شان كه آخرين جمعه شعبان بود. فرمودند: «فَسَلُوا اللَّهَ رَبَّكُمْ بِنِيَّاتٍ صَادِقَةٍ وَ قُلُوبٍ طَاهِرَة» خدا را با نيت‌هاي صادق و راست و قلب‌هاي پاك بخوانيد. با خدا رو راست باشيد. در اين ماه از خدا واقعاً بخواهيد.
يك آقايي مي‌گفت: من از حرم امام رضا بيرون آمدم، ديدم يك پيرمردي هم بيرون آمد، گفت: خدا، باز هم خدا، باز هم خدا! من به او گفتم: پيرمرد راست مي‌گويي؟ گفت: نه، اينقدر مي‌گويم خدا كه يكي راست دربيايد. اما اگر يكي راست در بيايد، خدا را آدم واقعي بخواند، خوب است. ما در كل عمرمان اينقدر «اياك نعبد و اياك نستعين» مي‌گوييم كه يكي درست دربيايد.
خدا مرحوم علامه طباطبايي را رحمت كند، در الميزان نكته‌ي قشنگي دارند، مي‌فرمايد: يكي از دلايل اينكه دعاي بعضي بالا نمي‌رود و مستجاب نمي‌شود اين هست كه به خدا راست نمي‌گويند. رو راست نيستند. بعد ايشان مي‌گويد: آنجا يكي از چيزهايي كه مي‌تواند آدم را نسبت به خداي متعال رو راست نكند، گناهان است. گناهان باعث مي‌شود كه آدم عملاً با خدا رو راست نباشد. ممكن است من زباني بگويم: خدايا من دوستت دارم. اما آن كسي كه اهل گناه است و سعي هم نمي‌كند دست بردارد، در عمل مي‌گويد: خدايا نه اينطور نيست. ممكن است من بگويم: يا صاحب الزمان! عجل علي ظهورك! اما گاهي موقع كارهايي مي‌كنم كه وقتي بي انصاف هستم، ظالم هستم، از كارهاي خودم دست برنمي‌دارم، مي‌گويم: آقا نيا، من تحمل ندارم. عمل واقعيت آدم است. خداي متعال به زبان‌ها نگاه نمي‌كند. مرحوم علامه طباطبايي مي‌گويد: يكي از چيزهايي كه باعث مي‌شود آدم رو راست نباشد، آن زمان كه يا الله مي‌گويد، رو راست نباشد، اين است كه آدم گناه داشته باشد و نخواهد از اين گناهانش فاصله بگيرد. نخواهد گناهانش را ترك كند. پيغمبر فرمودند: خدا را با قلب‌هاي پاك بخواهيد. نيت راست وقتي است كه آدم عملش رو راست باشد و سعي كند در عمل رو راست باشد. در ماه رمضان بايد اينها را تمرين كنيم. پيغمبر فرمود: «فَسَلُوا اللَّهَ رَبَّكُمْ بِنِيَّاتٍ صَادِقَةٍ وَ قُلُوبٍ طَاهِرَة» با نيت راست و قلب پاك از خدا بخواهيد، «أَنْ يُوَفِّقَكُمْ لِصِيَامِهِ وَ تِلَاوَةِ كِتَابِه‏» (بحارالانوار/ج93/ص356) از خدا بخواهيد به شما توفيق روزه‌داري را بدهد. همه مي‌دانيم روزه‌اي كه از ما خواستند، يك درجه پايين‌تر نخوردن و نياشاميدن است. اينكه آدم واقعاً اعضاء و جوارحش را در اين ماه كه شياطين در غل و زنجير هستند، آدم‌ راحت‌تر مي‌تواند بر خودش تسلط پيدا كند، چشمش هم روزه باشد. گناهي نكند. حرامي نبيند. زبانش هم روزه باشد. سعي كند. گوشش هم روزه باشد. هر آهنگي را گوش نكند. هر حرفي را گوش نكند. به خصوص اذيت ديگران، خار بودن به تن و بدن ديگران بودن، اينها همان چيزهايي است كه باعث مي‌شود روزه واقعي نباشد.
پيغمبر از محلي عبور مي‌كرد، ايام ماه مبارك بود. ديد فردي ايستاده و فحش مي‌داد. پيغمبر با تعجب به او نگاه كرد و فرمود: روزه هستي و اينگونه حرف مي‌زني؟ يك مرتبه خدمت پيغمبر آمدند و گفتند: آقا، خانمي است كه اهل نماز و روزه است، ولي زخم زبان در كلامش زياد است. به همسايه‌اش و اطرافيانش و همسرش نيش مي‌زند. پيغمبر فرمود: «لَا خَيْرَ فِيهَا» خيري در او نيست. كاري كنيم كه رمضان المبارك، مبارك باشد. براي همه با بركت باشد. كاري كنيم كه حتي بچه‌هاي كوچكي هم كه در خانه هستند، و اعضاي خانواده حس كنند اين ماه با ماه‌هاي ديگر فرق دارد. در اين ماه همه با هم مهربان و صميمي هستند. همه مراقب هستند اذيت نكنند.
مي‌گويند: يك كسي در ايام محرم به ايران آمده بود. ديد شب‌ها هم سفره مي‌اندازند و هم ظهرها اطعام هست. ديده بود خيلي ايام خوبي است. يك ايام ديگري آمد، در ماه رمضان بود. آمد ديد ظهرها هيچكسي چيزي نمي‌خورد، تازه اگر هم بخواهد بخورد، مي‌گويند: نخور. شب‌ها هم مسجد مناجات و دعا و سخنراني و اشك و گريه است. پرسيد: آن قبلي چه بود، اين چيست؟ گفتند: قبلي محرم الحرام بود. اين رمضان المبارك است. گفت: نخير، آن قبلي محرم المبارك بود! اين رمضان الحرام است. ما كاري كنيم كه اين رمضان براي ديگران و اطرافيانمان هم رمضان المبارك باشد.
خدا مرحوم شهيد مطهري را رحمت كند. مي‌گفت: يكي از آشنايان اداري بود، اول ماه مبارك اداره رفت. ديد يك همكار جديدي كنار ميز او نشسته است. به او تبريك گفت و سلام عليك كردند. همينطور نشست، همكار جديد گفت: روز اول رفاقت است، من يك چيزي به شما بگويم: من عصبي مزاج هستم به خصوص در ماه رمضان دست خودم نيست. يك مرتبه ديدي فحش را به جان تو كشيدم. يك مقدار مراعات مرا كن. اين بنده خدا مي‌گويد: من ديدم همين روز اول دارد گربه را دم حجله مي‌كشد و همينطور براي ما خط و نشان مي‌كشد، بخواهيم كوتاه بياييم، سر ما كلاه مي‌رود. خيلي عادي خودم را نشان دادم و گفتم: خدا پدرت را بيامرزد، چقدر خوب است اين رفاقت‌هاي راست و حسيني! اتفاقاً من هم همينطور هستم. من هم عصبي مزاج هستم. منتهي تو فحش مي‌دهي، فحش باد هوا است، چيزي نيست. من اين قندان را بر سرت رها مي‌كنم. يك مرتبه گفت: اوه! پس بايد مراقب هم باشيم. گفتم: بله، بايد حواسمان را جمع كنيم.
ماه رمضان گاهي ممكن است آدم روزه‌دار را عصباني كند. حواس‌ها جمع باشد. كساني اگر عذر دارند و نمي‌توانند روزه بگيرند، اين روزه‌ي واقعي كه اعضاء و جوارح روزه باشد، بگيرند. چشم و گوششان روزه باشد. درست است به خاطر بيماري و ضرر نمي‌توانند روزه دار باشند، بايد بخورند. اما در عين حال اعضاء و جوارحشان روزه دار باشد.
پيغمبر فرمود: علاوه بر اينكه توفيق روزه اين ماه را از خدا بخواهيم، يكي از مهمترين اعمال همينطور كه مي‌دانيم، بحث تلاوت قرآن است كه ماه مبارك رمضان را خداوند با تلاوت قرآن معرفي مي‌كند. مي‌فرمايد: «شَهْرُ رَمَضانَ الَّذي أُنْزِلَ فيهِ الْقُرْآنُ» (بقره/185) با نزول قرآن معرفي مي‌كند. بنابراين اين بحث قرآن را آدم به هر شكلي جدي بگيرد. ديدن قرآن، شنيدن قرآن، خواندن قرآن، تدبر در قرآن، خواندن تفسير قرآن، به هرگونه‌اي انس با قرآن داشتن مهم است. حتي خانم‌هايي كه عذر دارند، روزهايي كه نمي‌توانند روزه بگيرند، فكر نكنند نمي‌شود اين اعمال را انجام داد. اصلاً اينطور نيست. غير از چهار سوره‌اي كه سجده واجب دارد از قرآن استفاده كنند و ثوابش را دارد. اين ماه را به يك ماهي تبديل كنيم كه توشه ابديت ما باشد و واقعاً تمام اسباب در اين ماه محيا است. شوخي نيست كه شياطين در غل و زنجير هستند. ممكن است يك نفس اماره‌اي باشد و برود غل و زنجيرشان را باز كند، اما در عين حال مؤمنين نمي‌خواهند و دوست دارند واقعاً بندگي كنند. سعي كنند و در اين روز اول مراقب خاص خودشان را داشته باشند.
آقای شریعتی: انشاءالله از اين فرصت نابي كه در اختيار ما قرار گرفته است بهره‌مند شويم. انشاءالله هر آنچه خير است در اين ماه نصيب همه دوستان خوب ما شود. صفحه 127 مصحف شريف قرار روزانه امروز ماست. آيات 114 تا 120 سوره مباركه مائده در سمت خداي امروز تلاوت مي‌شود. باز مي‌گرديم به بركت صلوات بر محمد و آل محمد.
«قَالَ عِيسىَ ابْنُ مَرْيَمَ اللَّهُمَّ رَبَّنَا أَنزِلْ عَلَيْنَا مَائدَةً مِّنَ السَّمَاءِ تَكُونُ لَنَا عِيدًا لّأَِوَّلِنَا وَ ءَاخِرِنَا وَ ءَايَةً مِّنكَ  وَ ارْزُقْنَا وَ أَنتَ خَيرُ الرَّازِقِينَ(114) قَالَ اللَّهُ إِنىّ‏ِ مُنزَِّلُهَا عَلَيْكُمْ  فَمَن يَكْفُرْ بَعْدُ مِنكُمْ فَإِنىّ‏ِ أُعَذِّبُهُ عَذَابًا لَّا أُعَذِّبُهُ أَحَدًا مِّنَ الْعَالَمِينَ(115) وَ إِذْ قَالَ اللَّهُ يَاعِيسىَ ابْنَ مَرْيَمَ ءَ أَنتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتخَِّذُونىِ وَ أُمِّىَ إِلَاهَينْ‏ِ مِن دُونِ اللَّهِ  قَالَ سُبْحَانَكَ مَا يَكُونُ لىِ أَنْ أَقُولَ مَا لَيْسَ لىِ بِحَقّ‏ٍ  إِن كُنتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ  تَعْلَمُ مَا فىِ نَفْسىِ وَ لَا أَعْلَمُ مَا فىِ نَفْسِكَ  إِنَّكَ أَنتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ(116) مَا قُلْتُ لهَُمْ إِلَّا مَا أَمَرْتَنىِ بِهِ أَنِ اعْبُدُواْ اللَّهَ رَبىّ‏ِ وَ رَبَّكُمْ  وَ كُنتُ عَلَيهِْمْ شهَِيدًا مَّا دُمْتُ فِيهِمْ  فَلَمَّا تَوَفَّيْتَنىِ كُنتَ أَنتَ الرَّقِيبَ عَلَيهِْمْ  وَ أَنتَ عَلىَ‏ كلُ‏ِّ شىَ‏ْءٍ شهَِيدٌ(117) إِن تُعَذِّبهُْمْ فَإِنهَُّمْ عِبَادُكَ  وَ إِن تَغْفِرْ لَهُمْ فَإِنَّكَ أَنتَ الْعَزِيزُ الحَْكِيمُ(118) قَالَ اللَّهُ هَاذَا يَوْمُ يَنفَعُ الصَّادِقِينَ صِدْقُهُمْ  لهَُمْ جَنَّاتٌ تجَْرِى مِن تحَْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا  رَّضىِ‏َ اللَّهُ عَنهُْمْ وَ رَضُواْ عَنْهُ  ذَالِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ(119) لِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ مَا فِيهِنَّ  وَ هُوَ عَلىَ‏ كلُ‏ِّ شىَ‏ْءٍ قَدِيرُ (120)»
ترجمه آيات:
«عيسى بن مريم گفت: بار خدايا، اى پروردگار ما، براى ما مائده‏اى از آسمان بفرست، تا ما را و آنان را كه بعد از ما مى‏آيند عيدى و نشانى از تو باشد، و ما را روزى ده كه تو بهترين روزى‏دهندگان هستى. (114) خدا گفت: من آن مائده را براى شما مى‏فرستم ولى هر كه از شما از آن پس كافر شود چنان عذابش مى‏كنم كه هيچ يك از مردم جهان را آن چنان عذاب نكرده باشم. (115) و آن گاه كه خدا به عيسى بن مريم گفت: آيا تو به مردم گفتى كه مرا و مادرم را سواى اللَّه به خدايى گيريد؟ گفت: به پاكى ياد مى‏كنم تو را. نسزد مرا كه چيزى گويم كه نه شايسته آن باشم. اگر من چنين گفته بودم تو خود مى‏دانستى زيرا به آنچه در ضمير من مى‏گذرد دانايى و من از آنچه در ذات تو است بى‏خبرم. زيرا تو داناترين كسان به غيب هستى. (116) من به آنان جز آنچه تو فرمانم داده بودى نگفتم. گفتم كه اللَّه پروردگار مرا و پروردگار خود را بپرستيد. و من تا در ميانشان بودم نگهبان عقيدتشان بودم و چون مرا ميرانيدى تو خود نگهبان عقيدتشان گشتى. و تو بر هر چيزى آگاهى. (117) اگر آنان را عذاب كنى، بندگان تو هستند و اگر آنان را بيامرزى، تو پيروزمند و حكيمى. (118) خدا گفت: اين روزى است كه راستگويان را راستى گفتارشان سود دهد. از آن آنهاست بهشتهايى كه در آن نهرها جارى است. همواره در آن جاويدان خواهند بود. خدا از آنان خشنود است و آنان نيز از خدا خشنودند. و اين كاميابى بزرگى است. (119) از آن خداست فرمانروايى آسمانها و زمين و آنچه ميان آنهاست. و او بر هر كارى تواناست. (120)»
آقاي شريعتي: خيلي‌ها ماه رمضان گذشته در بين ما بودند، امروز در ميان ما نيستند و دستشان از اين دنيا كوتاه است. چقدر خوب است در بهار قرآن كه كار خير ثواب زيادي دارد، گهگاهي هم ياد كساني كنيم كه چشم انتظار خيرات ما از اين دنيا هستند. اشاره قرآني امروز را حاج آقاي عالي بفرمايند.
حاج آقاي عالي: آيه 114 سوره مباركه مائده، كه اصلاً مائده بودن نام اين سوره از همين‌جا است. چون اصحاب حضرت عيسي(ع) و حواريون از حضرت عيسي درخواست كردند كه خداي متعال براي ما يك مائده آسماني و طعام آسماني پهن كند، كه يقين ما بيشتر شود. ما رزق خدا را به طور مستقيم ببينيم كه براي ما نازل شده است. حضرت عيسي هم اين را از خداي متعال درخواست كرد كه «قَالَ عِيسىَ ابْنُ مَرْيَمَ اللَّهُمَّ رَبَّنَا أَنزِلْ عَلَيْنَا مَائدَةً مِّنَ السَّمَاءِ» خدايا يك مائده آسماني بفرست، «تَكُونُ لَنَا عِيدًا لّأَِوَّلِنَا وَ ءَاخِرِنَا» اين براي اولين و آخرين ما به عنوان يك عيدي باشد كه برگشت به تو باشد. «وَ ءَايَةً مِّنكَ» نشانه‌اي از تو باشد، «وَ ارْزُقْنَا وَ أَنتَ خَيرُ الرَّازِقِينَ» تو روزي به ما بده كه بهترين روزي دهندگان هستي. خدا در آيه بعدي مي‌فرمايد: «قَالَ اللَّهُ إِنىّ‏ِ مُنزَِّلُهَا عَلَيْكُمْ» من اين مائده آسماني را بر شما نازل مي‌كنم، «فَمَن يَكْفُرْ بَعْدُ مِنكُمْ» اگر بعد از اين كسي كافر شود و اين نشانه را نديد، «فَإِنىّ‏ِ أُعَذِّبُهُ عَذَابًا لَّا أُعَذِّبُهُ أَحَدًا مِّنَ الْعَالَمِينَ» آنچنان عذابش كنم كه ديگر احدي از عالميان را آنچنان عذاب نكردم. چون كسي كه ديگر به شهود رسيده و دست الهي را مستقيم ديده، از او طبيعتاً توقع ديگري مي‌رود. اين همان مطلبي هست كه بايد توجه داشت. يكي از درس‌هاي اين آيه اين است كه آن كسي را كه به او عنايت‌هايي را مي‌كنند، چيزهايي را مي‌بيند مسؤوليت او بيشتر مي‌شود. اگر نديده بود، مشاهده نكرده بود و نفهميده بود، توقع از او كمتر بود. اما «هركه بارش بيش، برفش بيشتر» هركسي كه سطح ديني و معرفتي او بالا بيايد، از او توقع بيشتري است. در روايات هست كه كسي كه سنش از چهل سال بگذرد، خدا از او بيشتر توقع دارد. چون يك تجربه‌اي كرده است. در روايات هست از مردم معمولي هفتاد گناه بخشيده مي‌شود، از عالم يك گناه بخشيده نمي‌شود. بخاطر همين است. هركسي كه سطحش بالاتر است، چه از جهت سني و معرفتي و دانستن مسائل ديني، توقع خدا هم از او بيشتر مي‌شود. براي همين هم است كه شما مي‌بينيد اگر انبياء كوچكترين كاري كه گناه هم محسوب نمي‌شود، ترك اولي مي‌كردند، خدا چطور با آنها برخورد مي‌كرد.
حضرت يونس ترك اولي كرد. خدا وقتي او را در شكم نهنگ قرار داد، فرمود: اگر يونس در شكم نهنگ تسبيح ما و ذكر ما را نمي‌گفت، « فَلَوْ لَا أَنَّهُ كاَنَ مِنَ الْمُسَبِّحِينَ، لَلَبِثَ فىِ بَطْنِهِ إِلىَ‏ يَوْمِ يُبْعَثُونَ» (صافات/143 و144) تا قيامت آنجا زنداني‌اش مي‌كردم. از اين جهت هركسي خودش را نگاه بكند، اگر يك كلاس بالاتر مي‌رود، در عين حال كه يك چيزي بيشتر گيرش مي‌آيد اما مسؤوليتش هم بيشتر مي‌شود چون داشته‌هايش بيشتر مي‌شود.
آقاي شريعتي: هفته گذشته يكي از مختصات حضرت ولي عصر(عج) را اشاره كردند و آن هم ويژگي عدالت حضرت بود. عدالت فردي را اشاره كرديد، شاخه‌هاي عدالت اجتماعي را بيان كرديد. امروز بحث عدالت تمام خواهد شد. فرصت در اختيار شماست، بفرماييد.
حاج آقاي عالي: اين تعبير پر كردن تعبيري است كه هرچه بيشتر دقت مي‌كنيد سنگيني كار حضرت را بيشتر مي‌بينيم. عمق و وسعتش را بيشتر درك مي‌كنيم. ما در خانه خودمان گاهي مواقع سه، چهار نفر بيشتر نيستند. اينجا نمي‌توانيم مملوء از عدالت كنيم. پيغمبر اكرم نشسته بود، يك كسي هم خدمت پيغمبر آمده بود. بچه‌هايش هم در بغلش بود. يكي از بچه‌هايش را بوسيد. پيغمبر فرمود: چرا ديگري را نبوسيدي؟ عدالت نكردي. گاهي مواقع آدم اينچنين است. وجود مقدس حضرت ولي‌عصر در دنيايي كه ظلم فراگير شده بود، مي‌خواهد ورق را برگرداند و پر از عدالت كند. اين عدالت فقط در بيرون زندگي ما نيست. بلكه در درون ما هم حضرت اين عدالت را برقرار مي‌كنند. يعني انسان‌ها را از جهت فردي به يك اعتدال مي‌رسانند. نه به زور بلكه بستر تربيت را فراهم مي‌كنند. از اين جهت فكرشان از كجي درمي‌آيد.
ابعاد عدالت بيروني و اجتماعي حضرت اينگونه است كه در بعد عدالت فرهنگي يعني حضرت امكانات آموزشي و ارتقاء سطح فرهنگي و علمي، آن هم آن علمي كه پيش اهل‌بيت علم است. علم حقيقي كه حقايق هستي را بفهمد. گاهي مواقع بعضي‌ها اينقدر قال و قيل در ذهنشان هست، اما هيچ حقيقتي را نمي‌دانند و با خدا آشنا نيستند. يعني با اصلي‌ترين حقيقت اين عالم آشنا نيستند. اگر من دكترا و فوق دكترا بگيرم، اگر فوق تخصص بگيرم اما با خدا آشنا نباشم، اين علم است؟ چه بسا جهالت‌هايي كه نفعش از بعضي علوم ظاهري بيشتر است. علم حقيقتاً علمي است كه در جان يك شخص نوري ايجاد كند و با حقايق هستي و واقعيت‌هاي هستي عميق‌تر از قبل آشنا شود. بلكه نور الانوار عالم را يعني خدا را نمي‌بينند، عالم نيستند. آن علمي كه اهل‌بيت گسترش مي‌دهند، علمي است كه حقايق هستي و در رأس آن وجود خداوند متعال را در جان‌ها مي‌نشاند. اين كاري است كه حضرت مي‌كنند و به گونه‌اي گسترش علمي و فرهنگي خواهد بود كه در روايت هست كه «حَتَّى إِنَّ الْمَرْأَةَ لَتَقْضِي فِي بَيْتِهَا بِكِتَابِ اللَّهِ تَعَالَى وَ سُنَّةِ رَسُولِ اللَّهِ ص» (بحارالانوار/ج52/ص352) با كتاب و سنت در خانه خودش حكم مي‌كند. يعني اين رشد را پيدا مي‌كند.
بعد ديگر عدالت حضرت كه معمولاً در اذهان بيشتر است، بحث عدالت اقتصادي است كه سطح معيشت مردم و رفاه را به صورت نسبي در يك زندگي معقول حضرت آنچنان مي‌كند كه توقع در جامعه نباشد. ديگر كسي آنچنان سير نباشد كه از سيري آروغ بزند و يكي از گرسنگي پوستش به استخوان رسيده باشد. در بعضي كشورها الآن مي‌بينيم استخوان‌ها بيرون زده است. اينها انسان هستند. بعضي‌ها از حيوانات حمايت مي‌كنند، اما توجه نمي‌كنند كه اين انسان‌ها كنار آنها اينگونه زندگي مي‌كنند. زمان حضرت ديگر چنين چيزهايي نخواهد بود. حضرت امكانات درآمدي و منابع ثروت را براي همه قرار مي‌دهد كه يكسري چپاول گري كه از باندهاي قدرت و ثروت استفاده كردند، نخواهد بود. هركسي به اندازه زحمت خودش به نتيجه برسد. حق او را كس ديگر نخورد. حضرت اين كار را خواهند كرد. از اين مهمتر كه حضرت يك رفاه بيروني در حد معقول يك زندگي درست مي‌كند طوري كه ديگر محتاجي نباشد. از اين بالاتر حضرت يك ثروتي در درون انسان‌ها درست مي‌كند كه اخلاق مادي و دنيا طلبانه، اخلاقي كه براي جوامع سرمايه سالار است، يعني حرص و طمع و زياده خواهي و تكاثر را عوض مي‌كند. «وَ يَجْعَلُ اللَّهُ الْغِنَى فِي قُلُوبِ هَذِهِ الْأُمَّة» (بحارالانوار/ج51/ص84) مهدي ما ثروت را در قلب‌ها قرار مي‌دهد. درونش ثروتمند است.
در روايت هست كه حضرت مي‌فرمايد: اگر كسي نياز دارد بيايد بردارد. هيچكسي نمي‌آيد جز يك نفر، حضرت مي‌فرمايد: به مقدار نياز بردار. او برمي‌دارد و مقداري كه مي‌رود پيش خودش مي‌گويد: من حريص‌تر از همه بودم. برمي‌گردد و مي‌گويد: اين بيش از نياز من است. يعني حرص نمي‌زند. به صرف اينكه چيزي مي‌دهند، ولو نياز هم نداشته باشد، اين اتفاق نيست.
به خاطر اينكه ديدشان و ارزش‌هايشان عوض شده است. ديد مسابقه دادن در دنيا از همديگر نيست. مسابقه در جاي ديگر است. مناعت طبع، قناعت در زندگي دنيايي و سبك بودن، در عين حال كه زندگي‌شان را مي‌كنند. رفاه نسبي قطعاً و بدون ترديد هست. نه به اندازه‌اي كه دچار تجمل و تشريفات و وابستگي‌هاي دنيا شوند. بلكه به اندازه‌اي كه گذران زندگي‌شان راحت بگذرد تا اينكه فكر دغدغه‌هاي اصلي‌شان باشند. يعني به فكر چيزهاي بزرگتر باشند. از اين جهت هست كه طبيعتاً اين صفا و يك رنگي و صميمت و عدم حرص و قناعت باعث مي‌شود كه يك رشد معنوي سرشاري در آن اتفاق بيافتد.
امام باقر(ع) فرمود: در زمان مهدي ما آنچنان صميميت و يكرنگي برقرار مي‌شود كه اگر يك مؤمن نيازي داشته باشد دست در جيب برادرش مي‌كند، يعني اينقدر خودشان را يكي مي‌بينند. به اندازه نيازش برمي‌دارد، نه بيشتر كه سوء استفاده كند. او هم هيچ سوء ظني به اين پيدا نمي‌كند. يعني همه برادر بودن كه در روايات ما هست، شما برادر هستي اين برادر بودن به طور واقعي پياده مي‌شود. الآن ممكن است حتي دو برادر هم به هم رحم نكنند. ولي آن زمان مؤمنين طعم برادر بودن را مي‌چشند. طعم اينكه براي همديگر بگذرند. مسابقه در مواسات و ايثار است. نه استيصار و كندن. نظام ارزشي عوض شده است.
در يك روايتي هست كه در اصول كافي است. سيد اعمال و آقاي اعمال سه چيز هست. «سَيِّدُ الْأَعْمَالِ ثَلَاثَةٌ إِنْصَافُ النَّاسِ مِنْ نَفْسِكَ» (كافي/ج2/ص144) اينكه آدم با انصاف باشد. آنچه براي خودش مي‌خواهد، براي ديگران هم بخواهد. اين انصاف آن زمان به طور كامل در مردم ايجاد مي‌شود. 2- «وَ مُوَاسَاتُكَ الْأَخَ فِي الْمَالِ» برادر نسبت به برادر مواسات داشته باشد. تحقق اين را ما نمي‌بينيم ولي در آن عصر به طور كامل محقق مي‌شود. 3- «وَ ذِكْرُ اللَّهِ عَلَى كُلِّ حَالٍ» ذكر خدا در هر حالتي است.
نقل است عالم بزرگواري در نجف مدت‌ها براي اينكه خدمت حضرت ولي‌عصر(ع) برسد، اين در و آن در مي‌زد. چهل شب چهارشنبه مسجد سهله، رياضت كشيدن و روزه گرفتن و شب زنده‌داري كردن كشيد، اما نصيبش نشد. به بعضي از علوم غريبه پناه برد كه با اين علوم جاي حضرت را پيدا كند. نتوانست حضرت را ببيند. اما در اثر اين رياضت‌ها و شب زنده‌داري‌ها يك صفايي پيدا كرده بود گاهي مواقع در خواب و بيداري يك چيزهايي مي‌ديد. به او گفتند: فلان شهر برو. از نجف چند روزي به شهر ديگري رفت. آنجا هم همين مراقبت‌ها و رياضت‌ها را كشيد. در حالتي به او گفتند: اگر مي‌خواهي حضرت را ببيني، همين الآن به بازار برو، فلان مغازه قفل سازي است، آنجا برو. به سرعت رفت و طبق آدرس جايي را پيدا كرد، ديد حضرت نشستند چهره ملكوتي و با آن پيرمرد قفل ساز خيلي صميمي و در حال صحبت هستند. وارد شد و سلامي عرض كرد. حضرت جواب سلامش را داد و اشاره كرد سكوت كن و بايست. چند لحظه گذشت پيرزني وارد شد، به هر سه نفر سلام كرد. قفلي را به قفل ساز داد، و گفت: اگر مي‌شود اين را سه ريال از من بخر! من نياز به اين پول دارم. به اين قفل نگاه كرد و گفت: مادرم اين قفل سالم است. چيزي كم ندارد، يك كليد كم دارد كه من برايش مي‌سازم. اين قفل هشت ريال مي‌ارزد. پيرزن خيال كرد او را مسخره مي‌كند. گفت: تو سه ريال از من بخر. قفل ساز گفت: تو مسلمان هستي و من هم ادعاي مسلماني مي‌كنم. قفل سالم است و هشت ريال ارزش دارد، من چون كاسب هستم و مي‌خواهم سودي كنم هفت ريال از تو مي‌خرم. يك ريال خودم سود كنم. حاضر هستي؟ گفت: خدا به تو جزاي خير بدهد. قفل را خريد و پولش را داد و پيرمرد دعا كنان از مغازه بيرو رفت. تا بيرون رفت حضرت به عالم رو كرد، گفت: احتياج به اين رياضت‌ها و علوم غريبه نيست. شما مثل اين آقا باشيد ما خودمان مي‌آييم. ما جاي دوري نيستيم. بايد اين حجاب برداشته شود كه ببينيد. بعد حضرت فرمود: در كل اين بازار من مغازه اين فرد را انتخاب كردم. يك كار او اين انصافش است. اين پيرزن در مغازه‌هاي ديگر رفته بود. چون ديدند به اين پول نياز دارد در سر مالش زدند، و سه ريال هم نخريدند. اما اين خدا را در نظر گرفت، و با انصاف برخورد كرد.
من اگر مي‌خواهم اخلاقم امام زماني باشد، بايد با عدالت و انصاف باشد. بايد ظلم را كنار بگذارم. اگر عمل من ظلم باشد، با عملم مي‌گويم: آقا نيا. من هنوز تحملت را ندارم.
بعد سوم عدالت سياسي است. عدالت سياسي يعني حضرت منصب‌ها را عادلانه تقسيم مي‌كند. يعني قدرت در حكومت عادلانه تقسيم مي‌شود. نور چشمي و رابطه بازي‌ها و به اين و آن دادن خبري نيست. اينكه گاهي مواقع كسي مدير جايي مي‌شود و با ناشايستگي هرچه تمام فقط به خاطر اينكه آشناي فلاني هست، در زمان حضرت خبري نيست. اميرالمؤمنين فرمود: اگر كسي شايسته‌ي يك پستي نباشد، آن پست را بگيرد، ولي بداند كسي بهتر از او هم هست، «فَقَدْ خَانَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الْمُؤْمِنِين‏» (بحارالانوار/ج72/ص175) خيانت به خدا و رسول و مؤمنين كرده است. در اين كشور اگر كسي مدير است، مي‌داند بهتر از او كسي است كه مي‌تواند بهتر كار كند، خيانت به مؤمنين و رسول كرده اگر آنجا بايستد. در زمان حضرت اين عدالت برقرار مي‌شود كه افراد ناشايست ديگر سر كار نيستند. حتي حضرت شايستگي را در ياران اوليه‌اش، آن 313 نفر آنچنان رعايت كرده كه از يك نژاد خاصي نيستند. شايسته سالاري به معناي واقعي است. حتي فقط از مردها نيست، زن‌هاي شايسته تا 50 نفر جزء ياران حضرت هستند. حتي نه فقط از زندگان، بعضي از مردگان هم برمي‌گردند. عدالت اين است.
آخرين بعد عدالت، عدالت قضايي و حقوقي است. محكمه‌ها و قضاوت‌ها است. در حكومت آخرين پناهگاه مردم دادگاه و دادگستري است. خدا نكند اگر جايي در يك محكمه و دادگاهي ظلم شود، در روايات تأكيد بسيار شده كه قاضي لبه‌ي جهنم است.اگر خداي نكرده خلاف باشد، اين لبه جهنم است كه سقوط مي‌كند. در عين حال اگر با تقوا باشد، امين باشد و حكم درست بدهد، درجات فوق العاده‌اي را خدا از بهشت به او مي‌دهد چون كار سختي است. ولي از آن طرف هم بر او سخت مي‌گيرند. در زمان حضرت ولي‌عصر قضاوت حضرت با زمان‌هاي ديگر تفاوت دارد كه در آن اشتباهي نيست. يعني حضرت ولي‌عصر(ع) حكم و قضاوتي كه مي‌كنند با بينه و شهود نيست بلكه به واقع است. قضات ديگر هم با حضرت مرتبط هستند. ممكن است بگوييد: مگر آن زمان دعوا رخ مي‌دهد؟ مگر نگفتيد عدالت همه‌جا هست؟ در بحث شهادت حضرت گفتيم. درست است كه تربيت مردم طوري خواهد شد كه خطاها و حق خوري‌ها به صفر مي‌رسد، ولي باز هم ممكن است باشد. از اين جهت در محاكمه‌ها و قضاوت‌هايي كه رخ مي‌دهد، خطايي نيست. از اين جهت سيره حضرت سيره پيامبر و اميرالمؤمنين است و عادلانه است.
آقاي شريعتي: انشاءالله بهترين‌ها نصيب شما شود. والحمدلله رب العالمين و صلي الله علي محمدٍ و آله الطاهرين.
بخشي از بيانات مقام معظم رهبري- 30/07/88
در دعاي ندبه وقتي كه شروع مي‌كنيم صفات آن بزرگوار را بيان كردن و شمردن، بعد از نسبت او به پدران بزرگوارش و خاندان مطهرش اولين جمله‌اي كه در دعاي ندبه ذكر مي‌كنيد اين است كه «أَيْنَ الْمُعَدُّ لِقَطْعِ دَابِرِ الظَّلَمَة أَيْنَ الْمُنْتَظَرُ لِإِقَامَةِ الْأَمْتِ وَ الْعِوَجِ أَيْنَ الْمُرْتَجَى لِإِزَالَةِ الْجَوْرِ وَ الْعُدْوَانِ»، يعني دل بشريت مي‌تپد تا ان نجات بخش بيايد و ستم را ريشه‌كن كند. بناي ظلم را كه در تاريخ بشر از زمان‌هاي گذشته همواره وجود داشته است، امروز هم با شدت وجود دارد، اين بنا را ويران كند.

خواندن مطالب مفید بیشتر
ﭼﮕﻮﻧﮕﻲ ﻗﻴﺎﻡ حضرت مهدی بخش دوم
برای مطالعه بیشتر روی عبارت زیر کلیک نمایید
ایا برای ظهور امام زمان(عج) باید گناه کنیم

 

edalat gostari 4 - عدالت گستری امام زمان(عج)

بررسی عدالت گستری امام زمان(عج)

93-04-15-

حجت الاسلام والمسلمین عالی بررسي عدالت گستري امام عصر(عج) (قسمت سوم)

برنامه سمت خدا

موضوع برنامه: بررسي عدالت گستري امام عصر(عج)

كارشناس:حجت الاسلام والمسلمين عالي

تاريخ پخش: 93/04/15

بسم الله الرحمن الرحیم

و صل الله علی محمدٍ و آله الطاهرین

ما شيعه‌ي توييم، دل شادمان بده *** ويران شديم، خانه‌ي آبادمان بده

حاكم تويي، حكومت گلها به دست توست *** شاهد تويي، مشاهده را يادمان بده

ما دانه‌هاي باغ بهارآور توييم *** يك دم عنايتي كن و بر بادمان بده

خاليست از دعا لب سجاده‌هايمان *** جامي ز عاشقانه‌ي سجادمان بده

شور ابوذر و دل سلمانمان ببخش *** ايمان مالك و غم مقدادمان بده

هر سو ثقيفه‌اي است كه بيداد مي‌كند *** تا كي سكوت، جرأت فريادمان بده

آقای شریعتی: سلام می‌گویم به همه‌ی بیننده‌های خوبمان، خانم‌ها و آقایان. طاعات و عباداتتان قبول باشد. داريم با هم لقمه لقمه نخوردن، جرعه جرعه ننوشيدن و بال بال آسماني شدن را تجربه مي‌كنيم. حاج آقاي عالي سلام علیکم و رحمة الله. خیلی خوش آمدید.

حاج آقای عالي: سلام عليكم و رحمة الله، بنده هم خدمت حضرتعالي و همه‌ي بينندگان بزرگوار عرض سلام دارم. انشاءالله طاعاتشان قبول باشد.

آقای شریعتی: در جلسات گذشته بحث ما در ذيل بحث يادي از امام عصر (عج)، بحث عدالت حضرت بود. نكات خوبي را شنيديم. سؤالي كه در بين سؤالات دوستان فراوان بود، اين بود كه گفتند: از حاج آقا بپرسيد، اين عدالتي كه حضرت مي‌آورد و همه‌جا را پر مي‌كند، غير از عدالتي است كه نبي مكرم اسلام، اميرالمؤمنين(ع)، انبياء و اولياي گذشته به دنبال آن بودند. يعني جنس عدالت ايشان فرق مي‌كند؟

حاج آقای عالي: بسم الله الرحمن الرحيم. اين سؤال بسيار قابل توجه است از اين جهت كه يك فصلي از تاريخ مصادف با برقراري عدالت بود ولو در يك محدوده خاصي در زمان پيغمبر اكرم، حكومت مدينه و همچنين در زمان اميرالمؤمنين(ع) در كوفه بود. آن چيزي كه ولي عصر (ع) در آخرالزمان خواهد آورد، دنباله همان است؟ از جنس همان عدالت است يا چيزي فراتر از آن است؟ از جهتي دنباله همان و از جهتي فراتر از آن است.

از اين جهت دنباله آن است، چون ظهور امام زمان و حكومت حضرت ولي‌عصر(ع) دنباله همان زحمات تمام انبياء و اولياء و ثمره‌ي آنهاست. همه انبياء و اولياء در طول تاريخ به دنبال تحقق عدالت و گسترش عدالت بودند. به دنبال يك چيز بودند و هدف يك چيز بوده كه يك عدالتي در جامعه گسترش پيدا كند و در بستر آن عدالت بندگي خدا محقق شود. توحيد محقق شود.

جنس عدالت امام زمان از همان جنس است. مهدويت دنباله همان نبوت و امامت است و امام مهدي(ع) دنباله پيغمبر و حضرت علي(ع) و امام حسن و امام حسين است. فقط چيزي كه هست يكي از جهت عرض و طول اين عدالت است، يعني گستره‌ي عدالت مهدوي بسيار فراگير و بسيار گسترده‌تر است. يعني در سطح زمين در تمام عرصه‌هاي جامعه اين عدالت پياده مي‌شود. در آن زمان نبود. دومين مورد اينكه درجات عدالت خيلي عميق‌تر و رشد يافته‌تر خواهد بود. اولاً اصل جنس عدالت همان است.

در روايتي از امام صادق(ع) است كه فرمود: «مهدي ما همان سيره پيغمبر و همان زندگي اميرالمؤمنين را خواهد داشت.» از همان جنس است. چون اين آدم از همان جنس آدم‌ها است. از همان جنس انسان‌هاي پاك و صالحي است كه تمام هم و غم‌شان هدف الهي و برقراري حكومت خدا در زمين بوده است.

در تواريخ معتبر هست كه پيغمبر اكرم بعد از فتح مكه، يكي از افراد طايفه‌ي قبيله‌ي بني مخزوم، از قبايل با اهميت قريش بوده است. زني سرقتي كرد، آنها مي‌دانستند كه پيغمبر اكرم در اجراي حد الهي و قوانين الهي مسامحه نمي‌كند. دور هم جمع شدند كه اگر اين كيفر ببيند، از قبايل قريش است، آبروريزي است. چطور به پيغمبر بگوييم؟ به نظرشان رسيد كه اسامه بن زيد را كه فردي محبوب پيغمبر بود و پيغمبر به او علاقه داشت را شفيع و واسطه قرار بدهند كه بگويد: از اين بگذريد. اسامه به پيغمبر گفت، پيغمبر بسيار ناراحت شد طوري كه رنگ چهره‌شان عوض شد، فرمود: شما در رابطه با يكي از قانون‌هاي خدا واسطه مي‌شوي كه من زير پا بگذارم. بعد كه حضرت حس كرد كه شايد يك ذهنيتي در بعضي از افراد هست، و آن قوميت و قبايل باعث شوند حكم خدا زير پا گذاشته شود، شب در مسجد بعد از نماز يك خطبه‌اي خواندند و يك جمله را بيان كردند كه اين خيلي گويا است. به خصوص در زمان ما براي كساني كه در اين كشور مسؤوليتي دارند، حواسشان را جمع كنند.    فرمودند: پيشينيان شما و امت‌هاي گذشته اگر احياناً دچار هلاكت و عذاب شدند به اين خاطر بوده كه تبعيض آميز رفتار مي‌كردند. اگر بزرگي در بين آنها سرقت مي‌كرد، او را رها مي‌كردند. ولي اگر آدم ضعيف و بي دست و پايي بود كه كس و كاري نداشت، اگر او يك خطايي مي‌كرد، حد را بر او جاري مي‌كردند. همان مثل خودمان كه شتر دزد را رها مي‌كردند، آفتابه دزد را مي‌گرفتند. پيغمبر فرمود: به خدا قسم اگر دخترم فاطمه، چيزي را سرقت كند، دست او را قطع مي‌كنم. آنچنان برخوردي كرد كه همه حساب كار خودشان را بكنند. در قانون الهي تبعيض و پارتي بازي و ميانجي‌گري نيست.

موردي در مدينه اتفاق افتاد كه خانه‌اي سرقت شد، دو نفر متهم بود. يك نفر يهودي و يك نفر مسلمان بود. يك عده مسلمان روي همين مصلحت جويي‌هايي كه گاهي دلسوزي فراتر از خدا و رسول مي كنند، نزد پيغمبر آمدند و گفتند: يا رسول الله! اگر قرار باشد شما به اين مسلمان گير بدهيد، آبروي مسلمين مي‌رود. پيغمبر فرمود: اين حرف‌ها نيست. بايد ببينيم چه كسي بوده است. هركسي بوده فرقي ندارد. گفتند: يا رسول الله! يهودي‌ها خيلي به ما ظلم كردند. به فرض هم اگر مسلمان بوده، شما اين يهودي را دم چشم قرار بدهيد. به او شك كنيد به تلافي ظلم‌هايي كه به ما كرده‌اند. پيغمبر فرمود: ربطي به هم ندارد. آن ظلم‌ها جاي ديگري بوده است. ما قرار نيست ظلم كنيم. «وَ لا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلى‏ أَلاَّ تَعْدِلُوا» (مائده/8) قرار نيست دشمني با گروهي ما را به ظلم وادار كند. اتفاقاً وقتي بررسي كردند، مسلمان مقصر بود. پيغمبر گفت: آبروريزي يعني اينكه ما احكام خدا را جاري نكنيم. الآن هم بعضي هستند كه براي اينكه آبروي ما نرود، وجه خوبي در جهان ندارد، دست از احكام الهي مي‌كشند و توصيه مي‌كنند. آن چيزي كه آبروي ما را حفظ مي‌كند، اين است كه طبق آن چيزي كه خداي متعال فرموده است عمل كنيم. خدا مي‌داند كه آبرو كجا محفوظ است و كجا مي‌ريزد. اين چيزها بود كه دين را محبوب مردم كرد و از اقوام و ملل ديگر جذب اسلام مي‌شدند. چون مي‌ديدند كه با عدالت است. چون مي‌ديدند تبعيض و ظلم در آن نيست. اي در تاريخ معروف است كه اميرالمؤمنين(ع) مي‌رفتند. چون زره حضرت گم شده بوده، چشمش افتاد كه زره ايشان دست يك مسيحي است. از او در دادگاه شكايت كرد. آن زمان شريح قاضي در زمان حكومت اميرالمؤمنين قاضي بود. حضرت علي(ع) خليفه بود. از يك فرد معمولي مسيحي شكايت كرد كه او زره مرا برداشته است. وقتي دادگاه آمدند، شريح قاضي خواست به احترام اميرالمؤمنين بلند شود، حضرت اشاره كردند. من اينجا به عنوان اميرالمؤمنين و خليفه نيستم. من شاكي و او متشاكي است. شريح گفت: داستان چه هست؟ حضرت فرمودند: من زره خودم را گم كردم. آن زره را نه به ايشان فروختم و نه بخشيدم. الآن در دست او است! شريح از او پرسيد: حرف شما چيست؟ مسيحي گفت: نه! من اين زره را از كسي ندزديدم ولي علي را هم دروغگو نمي‌دانم. شريح به اميرالمؤمنين گفت: شما شاهدي داريد؟ دليلي داريد؟ حضرت فرمودند: نه! شريح گفت: پس من نمي‌توانم حق را به شما بدهم. اين زره دست ايشان است و براي ايشان است. حضرت سخني نگفتند و از محكمه بيرون آمدند. چند قدم دور شدند، مسيحي برگشت، گفت: شهادت مي‌دهم اين دين، دين حق است. اين قانون، قانون خداست و اين رفتار، رفتار انبياء است. من در كنار حاكم و خليفه وقت، هيچي فرقي بين من و او گذاشته نشود و او از فرق گذاري خوشش نمي‌آيد، و وقتي هم حكم عليه او شد، نه زوري و نه استبدادي و نه دشنامي، از موقعيتش هيچ استفاده نكرد. من حق را بر اين دين مي‌دانم و شهادت مي‌دهم اين دين حق است. شهادتين را جاري كرد و گفت: يا اميرالمؤمنين اين زره شما در جنگ صفين از شتر افتاد و من برداشتم. الآن هم تقديم شما مي‌كنم. حضرت فرمود: حالا كه مسلمان شدي براي خودت باشد!

خواندن مطالب مفید بیشتر
اثبات تولد امام زمان از کتب اهل سنت قسمت نهم

رضوان خدا بر امام راحل ما باشد. يكي از نزديكان ايشان در يكي از شهرها يك خطايي كرد، آن زمان هنوز نيروي انتظامي تشكيل نشده بود، افراد كميته خواستند ايشان را دستگير كنند، ظاهراً ايشان پرخاش كرده بود و برخورد كرده بود. طوري بود به امام خبر داده بودند. حضرت امام متوجه شد كه او حتي اسلحه هم دارد. از اقوام نزديك امام بود. امام فرمودند: او را بگيريد، برداريد و بياوريد. اگر خواست براي شما اسلحه بكشد، او را بزنيد. درود خدا بر او كه مانند اجداد طاهرينش قصدش از اين انقلاب ظلم ستيزي و زمينه براي وجود مقدس حضرت ولي‌عصر(ع) بود. آدم‌هايي كه عادل هستند مي‌توانند ياور امام عدالت باشند.

شما به هر مقداري كه بتواني از ظلم كم كني، بار امام زمان را كم كردي. سختي كار را از دوش حضرت برداشتي. اين جنس عدالتي است كه بر ائمه طاهرين بوده و امام زمان(ع) هم اصل عدالتي كه خواهند آورد، همين است. منتهي فرق آن اين است كه اولاً در همه عرصه‌هاي فردي و اجتماعي گسترش مي‌دهند. ثانياً درجات عدالت در زمان امام زمان(ع) و تحت ولايت حضرت و تربيت حضرت درجات عدالت عميق‌تر و رشد يافته‌تر مي‌شود.

چطور در بندگي، درجات بندگي رشد يافته مي‌شود. ما هم بندگي مي‌كنيم، سلمان هم بندگي مي‌كند، اميرالمؤمنين هم بندگي مي‌كند. ولي اين بندگي كجا، بندگي سلمان و اميرالمؤمنين كجا؟ درجات تسليم بودن با هم فرق دارد. كلاس‌ها و مراتبش با هم فرق دارد. طوري كه اگر اعمال كلاس پايين را كلاس بالايي به جا آورد، برايش گناه حساب مي‌شود. اگر نماز ما را سلمان بخواند، گناه حساب مي‌شود. چون از سلمان اين نماز توقع نيست. مثل اين است كه استاد خطي، خطي را بنويسد كه كلاس اول ابتدايي مي‌نوشت. در كلاس بالا اين توقع از او نيست و خطا است. «أن حسنات الأبرار سيئات المقربين‏» (بحارالانوار/ج11/ص256) آن اعمالي كه براي ابرار كه مقامشان پايين‌تر است حسنه حساب مي‌شود، براي مقربين سيئه حساب مي‌شود. اگر ما يك مكروهي انجام دهيم، گناه نيست. اما اگر يكي از انبياء انجام دهد، مكروه كه بماند، ترك اولي، يعني چيزي كه اولويت داشت و بهتر بود انجام بدهد. اگر انجام بدهد براي او گناه مي‌نويسند. كلاس‌ها فرق مي‌كند. من وقتي كلاسم در بندگي، كلاسم در عدالت، بالاتر برود ترازوي من دقيق‌تر مي‌شود. اگر در كلاس پايين براي اعمالي به خودم بيست مي‌دادم، الآن ديگر صفر هم نمي‌دهم. كلاس بالا آمده است. ترازو دقيق شده است. يك چيزهايي را در زدگي ظلم نمي‌ديدم، اما چون الآن آدم دقيق‌تري است، مي‌بيند حواسش جمع‌تر شده است.

ما بايد در بندگي اينطور باشيم. بايد هرچه جلوتر مي‌رويم، ترازوي ما پيشرفته تر و دقيق‌تر باشد. اين باسكول‌هايي كه با كاميون بار روي آن مي‌رود، دو، سه كيلو را نشان نمي‌دهد. ولي ترازوهايي كه در طلافروشي هست مثقال را نشان مي‌دهد. ترازوهايي كه از آن دقيق‌تر است كه فشار هوا روي آن اثر گذار است. اولياي خدا و آنهايي كه كلاس بالايي در بندگي و ولايت دارند و درجاتي  را طي كردند، يك چيزهايي را ظلم مي‌دانند كه به چشم ما ظلم نمي‌آيد.

مرحوم آيت الله ميرزا رحيم ارباب، در تخت فولاد اصفهان دفن هستند. ايشان عارف، مجتهد، فقيه و دين شناسي بود و در زمان مرحوم بروجردي معاصر بودند. خيلي از زمان ايشان نگذشته است، ايشان زماني در خانه سبزي پاك مي‌كردند، برگ‌هاي سبزي را وقتي جدا مي‌كرد، خيلي با دقت جدا مي‌كردند. يك نفر گفت: آقا همينطور از ساقه بكش، همه يكباره كنده شود. گفت: نه! اگر يكي از اين برگ‌ها از زير دست من در برود و كنده نشود، آنوقت بعد نزد خدا گلايه كند كه خدايا من اين همه راه را طي كردم، براي يك مؤمن يك چيزي مفيد شوم كه بتواند بخورد و من وارد بدن او شوم و كمال پيدا كند. مي‌دانيد غذا از طريق بدن مؤمن به ذكر تبديل مي‌شود. كمال غذا اين است كه از طريق شما به ملكوت برود و به نماز و روزه و ذكر تبديل شود. آنوقت اگر اين برگ بگويد: خدايا به من ظلم شد. مرا مهمل گذاشتند. آنوقت من چه جوابي بدهم.

خدا شهيد مطهري را رحمت كند. ايشان فرمود: من به استادم ميرزا علي شيرازي، كه خيلي از اوقات مرحوم آيت الله بروجردي ايشان را از اصفهان دعوت مي‌كرد كه بيايند و مجالسي را كه موعظه‌اي بود، آيت الله ميرزا علي آقا شيرازي سخنراني مي‌كرد، و از ابتدا تا انتهاي مجلس شانه‌ها بود كه از گريه تكان مي‌خورد. شهيد مطهري كه آدم دقيقي بود، مي‌فرمود: ما خداشناسي را از ايشان ياد گرفتيم. از ايشان فهميديم كه مي‌گويند:«شب مردان خدا صبح جهان افروز است» يعني چه؟ شب زنده دار و زاهد بود. شهيد مطهري فرمود: ما شب جمعه‌اي با ايشان به مهماني رفتيم. جلسه‌اي بود و علما و طلبه‌ها بودند و بحث از شعر و شاعري پيش آمد. هركس شعري از يك شاعر خواند. ميرزا علي آقا شيرازي، هم آن شب هم شعرهاي زيادي خواندند و هم اظهار نظر مي‌كردند و شعرها را نقد مي‌كردند و نكته سنجي مي‌كردند كه آقاي مطهري مي فرمود: ما فهميديم كه يد طولايي در شعر هم دارند. وقتي جلسه تمام شد، بيرون آمديم، نزديك خانه كه رسيديم، ديدم ايشان مي‌لرزد و حال ترسي بر او افتاده است. اگر ما گناه كبيره كنيم، آنچنان حالت ترس و لرز و اضطراب نمي‌شود. گفتم: چه شده است؟ گفت: من بارها با خودم عهد كردم، شب‌هاي جمعه شعر نخوانم. روايتي هست كه شب‌هاي جمعه شعر خواندن مكروه است. اشعار كه لغويات درونش بوده، نه اشعار حكمت آميز! الآن اشعاري هستند، روضه‌ها با شعر خوانده مي‌شود. اين شعرها همه حكمت و معارف است. آقاي مطهري مي گويد: ايشان عادتش اين بود كه معمولاً پاسي از سحر را بلند شود و شب زنده‌داري كند، آن شب نتوانست بيدار شود. اذان صبح كه بلند شد، به ما رو كرد و گفت: ببينيد! اين اثر همان كاري است كه ديشب كردم! ممكن است اين عمل براي ما چيزي نباشد، منتهي چون ترازوي او دقيق‌تر شده است، حس مي‌كند.

حضرت ولي‌عصر(ع) مي‌آيد و يك تربيت ولايي مي‌كند. سطح بندگي را بالا مي‌برد. جنس عدالت فرق نمي‌كند، جنس عدالت اين است كه حق هر ذي حقي به او داده مي‌شود. وقتي كسي تحت تربيت ولايي امام زمان قرار مي‌گيرد، گفتيم: افراد معمولي و عادي در زمان حضرت از اولياي خدا هستند. تعبير روايت اين است كه چشم و گوششان باز مي‌شود. وقتي اين مردم اينچنان رشد يافتند، طبيعي است كه درجه عدالتي را كه رعايت مي كنند، همان درجه‌اي نيست كه در كلاس‌هاي پايين‌تر رعايت كردند. بين اميرالمؤمنين و حضرت مهدي فرقي نيست. بحث سر عدالتي است كه حضرت محقق مي‌كند. سطح درك مردم از عدالت درجه درجه بالا مي‌رود. كما اينكه سطح ولايت مردم درجه درجه بالا مي‌رود. پس بنابراين امام زمان با اميرالمؤمنين فرقي نمي‌كند، منتهي حضرت امير موقعيت پيدا نكرد. امام زمان هم در طول و عرض اين گسترش را خواهد داد، هم در عمق و هم در درجات عدالت، چيزي است كه در زمان حضرت اتفاق خواهد افتاد.

آقای شریعتی: انشاءالله برسيم به جايي كه از ما خواسته شده است. صفحه 134 مصحف شريف قرار روزانه امروز ماست. آيات 53 تا 59 سوره مباركه انعام در سمت خداي امروز تلاوت مي‌شود. باز مي‌گرديم به بركت صلوات بر محمد و آل محمد.

«وَ كَذَالِكَ فَتَنَّا بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لِّيَقُولُواْ أَ هَؤُلَاءِ مَنَّ اللَّهُ عَلَيْهِم مِّن بَيْنِنَا  أَ لَيْسَ اللَّهُ بِأَعْلَمَ بِالشَّكِرِينَ(53)وَ إِذَا جَاءَكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بَِايَاتِنَا فَقُلْ سَلَامٌ عَلَيْكُمْ  كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلىَ‏ نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ  أَنَّهُ مَنْ عَمِلَ مِنكُمْ سُوءَ ا بجَِهَلَةٍ ثُمَّ تَابَ مِن بَعْدِهِ وَ أَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ(54) وَ كَذَالِكَ نُفَصِّلُ الاَْيَاتِ وَ لِتَسْتَبِينَ سَبِيلُ الْمُجْرِمِينَ(55) قُلْ إِنىّ‏ِ نهُِيتُ أَنْ أَعْبُدَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ  قُل لَّا أَتَّبِعُ أَهْوَاءَكُمْ  قَدْ ضَلَلْتُ إِذًا وَ مَا أَنَا مِنَ الْمُهْتَدِينَ(56) قُلْ إِنىّ‏ِ عَلىَ‏ بَيِّنَةٍ مِّن رَّبىّ‏ِ وَ كَذَّبْتُم بِهِ  مَا عِندِى مَا تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ  إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ  يَقُصُّ الْحَقَّ  وَ هُوَ خَيرُْ الْفَاصِلِينَ(57) قُل لَّوْ أَنَّ عِندِى مَا تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ لَقُضىِ‏َ الْأَمْرُ بَيْنىِ وَ بَيْنَكُمْ  وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِالظَّلِمِينَ(58) * وَ عِندَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لَا يَعْلَمُهَا إِلَّا هُوَ  وَ يَعْلَمُ مَا فىِ الْبرَِّ وَ الْبَحْرِ  وَ مَا تَسْقُطُ مِن وَرَقَةٍ إِلَّا يَعْلَمُهَا وَ لَا حَبَّةٍ فىِ ظُلُمَاتِ الْأَرْضِ وَ لَا رَطْبٍ وَ لَا يَابِسٍ إِلَّا فىِ كِتَابٍ مُّبِينٍ(59)»

ترجمه آيات:

«همچنين بعضى را به بعضى آزموديم، تا بگويند: آيا از ميان ما اينان بودند كه خدا به آنها نعمت داد؟ آيا خدا به سپاسگزاران داناتر نيست؟ (53) چون ايمان آوردگان به آيات ما نزد تو آمدند، بگو: سلام بر شما، خدا بر خويش مقرر كرده كه شما را رحمت كند، زيرا هر كس از شما كه از روى نادانى كارى بد كند، آن گاه توبه كند و نيكوكار شود، بداند كه خدا آمرزنده و مهربان است. (54) و اين چنين آيات را به تفصيل بيان مى‏كنيم، تا راه و رسم مجرمان آشكار گردد. (55) بگو: مرا منع كرده‏اند كه آن خدايانى را كه جز اللَّه مى‏خوانيد پرستش كنم. بگو: از هوسهاى شما متابعت نمى‏كنم تا مبادا گمراه شوم و از هدايت يافتگان نباشم. (56) بگو: من از پروردگارم دليلى روشن دارم و شما آن دليل را دروغ مى‏خوانيد. آنچه بدين شتاب مى‏طلبيد به دست من نيست. حكم تنها حكم خداست. حقيقت را بيان مى‏كند و او بهترين داوران است. (57) بگو: اگر آنچه را كه بدين شتاب مى‏طلبيد به دست من بود، ميان من و شما كار به پايان مى‏رسيد، زيرا خدا به ستمكاران داناتر است. (58) كليدهاى غيب نزد اوست. جز او كسى را از غيب آگاهى نيست. هر چه را كه در خشكى و درياست مى‏داند. هيچ برگى از درختى نمى‏افتد مگر آنكه از آن آگاه است. و هيچ دانه‏اى در تاريكيهاى زمين و هيچ ترى و خشكى نيست جز آنكه در كتاب مبين آمده است. (59)»

آقاي شريعتي: خدايا چنين زمين‌گير دنيايمان نكن كه وقت ظهور حضرت توان برخاستن نداشته باشيم. انشاءالله زندگي همه شما منور به نور قرآن باشد. اشاره قرآني امروز را حاج آقاي عالي بفرمايند.

حاج آقاي عالي: آيه 59 سوره انعام كه معمولاً در نماز غفليه در ركعت دوم خوانده مي‌شود. اگر آدم بتواند اين آيه را در زندگي داشته باشد، خيلي مي‌تواند تذكر و موعظه خوبي باشد. خداوند متعال مي‌فرمايد: «وَ عِندَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لَا يَعْلَمُهَا إِلَّا هُوَ  وَ يَعْلَمُ مَا فىِ الْبرَِّ وَ الْبَحْرِ  وَ مَا تَسْقُطُ مِن وَرَقَةٍ إِلَّا يَعْلَمُهَا وَ لَا حَبَّةٍ فىِ ظُلُمَاتِ الْأَرْضِ وَ لَا رَطْبٍ وَ لَا يَابِسٍ إِلَّا فىِ كِتَابٍ مُّبِينٍ(59)»

«وَ عِندَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لَا يَعْلَمُهَا إِلَّا هُوَ» نزد خدا كليدهاي غيب هست. خزانه‌هاي رزق خدا، علم خدا، كليدش دست خداست كه غير از خدا كسي او را نمي‌بيند. «وَ يَعْلَمُ مَا فىِ الْبرَِّ وَ الْبَحْرِ» آنچه در خشكي‌ها و درياها هست، خدا همه را مي‌داند. «وَ مَا تَسْقُطُ مِن وَرَقَةٍ إِلَّا يَعْلَمُهَا»  هيچ برگي از درخت نمي‌افتد مگر آنكه خدا بداند. «وَ لَا حَبَّةٍ فىِ ظُلُمَاتِ الْأَرْضِ» هيچ دانه‌اي در زمين نمي‌رويد مگر اينكه خدا بخواهد. شما تصور كنيد چقدر برگ از درخت مي‌افتد و چقدر دانه سبز مي‌شود. اصلاً جزء چيزهايي هست كه در تصور ما هم نمي‌گنجد. «وَ لَا رَطْبٍ وَ لَا يَابِسٍ إِلَّا فىِ كِتَابٍ مُّبِينٍ» هيچ تر و خشكي نيست. در اين عالم چيزي نيست مگر اينكه در سطح علم الهي، كتاب مبين، يا لوح محفوظ، يك مرتبه‌اي از علم الهي است، آنجا ثبت است.

اگر كسي اين را باور داشته باشد كه يك مولكول در اين عالم جا‌به جا نمي‌شود، مگر اينكه خداوند متعال به آن اشراف و احاطه دارد. يك برگ از درخت نمي‌افتد. بعد آنوقت لحظه‌اي مي‌تواند غافل شود از اينكه چشم مهرباني او را نگاه مي كند. اين اثرش همين است كه بدان در سختي‌ها تو در چشم خدا هستي. از سنگين‌ترين جاهاي عاشورا تيري بود كه به گلوي علي اصغر خورد. اباعبدالله(ع) وقتي خواست خودش را آرام كند، گفت: خدايا آن چيزي كه اين حادثه را بر من آسان مي‌كند اين است كه داري مي‌بيني.

عارفي در نجف بود، شاگردش خواست ايران بيايد. گفت: در ذهن من چه باشد؟ گفت: در ذهنت دائم اين باشد كه چشمان خدا ناظر بر تو هست. «أَ لَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرى‏» (علق/14) به هر حال اين آيه خيلي اثر تربيتي دارد.

آقاي شريعتي: واقعاً همه چيز حساب و كتاب دارد و خداوند متعال آمار همه را دارد. در بحث ياد مرگ بحث حسيب بودن خدا را گفتيد، يك نگاهي را براي من القاء كرد كه خيلي از اتفاقات با آن قابل حل شدن بود. بحث از گسترش عدالت در زمان حضرت ولي‌عصر(عج) شد، و آن هم اينكه يك گسترش همه جانبه با وسعت و عمق بسيار فراوان ايجاد مي‌شود. آيا اين پر شدن عدالت توسط خود حضرت با معجزه اتفاق مي‌افتد؟ يعني معجزه رخ مي‌دهد كه ورق از ظلم به عدل برمي‌گردد. يا اينكه اين توانايي حضرت است و يا همانكه شما اشاره كرديد، شرايط جامعه به گونه‌اي است كه شرايط اين عدل فراهم مي شود؟

حاج آقاي عالي: در مباحث مهدويت نكته بسيار درس آموزي است كه آدم بعضاً از روايات هم مي‌بيند، اين هست كه حضرت آن ظلم گسترده در آخر الزمان را و آن كار كارستان كه مي‌خواهند ورق را به عدالت برگردانند، جز با معجزه نمي‌شود.ولي بايد در نظر داشت كه معجزه وجهه قالبي كارهاي معصومين نيست. قرار نيست انبيا و اولياء با معجزه كارهايشان را پيش ببرند. شكي در اين نيست كه امدادهاي غيبي خدا در رابطه با همه مؤمنين مي‌رسد. اما همه كارها با معجزه و امداد غيبي پيش نمي‌رود. اگر قرار بود وجهه قالبي و اصل كار حضرت با معجزه باشد، نياز نبود براي به سامان شدن جامعه اين همه طول بكشد. پيغمبر اكرم مقامش بالاتر از همه ائمه است. اباعبدالله در واقعه عاشورا معجزه مي كردند. بنا بر اين نيست.

اتفاقي كه در زمان حضرت ولي‌عصر(ع) مي‌افتد، او بستر عدالت است كه در جلسه قبل هم اشاره كرديم. عقل و فهم مردم بالا مي‌رود. ريشه‌ي تحمل عدالت مردم كه اجازه مي‌دهند حضرت عدالت را گسترش دهد، عقل‌ها و فهم‌ها هست كه رشد مي‌كند و بالا مي‌رود. از طرفي هم موانع عدالت كنار مي‌رود.

اينكه عقل و عقلانيت ريشه عدالت است، حديثي در اصول كافي است، معروف است. حديث جنود هقل و جهل است. امام صادق(ع) فرمود: خدا در وجود ما عقل و جهل را  قرار داده و لشگرياني براي عقل و براي جهل قرار داده است. 75 صفت از صفات فضيلت، تواضع، شكر، اخلاص، اينها از صفاتي هستند كه از جنود عقل هستند، 75 صفت هم از لشگريان جهل هستند. بخل و تكبر و ريا و امثال اينها است. اين جنود عقل و جهل در درون ما يك نمايي، جلوه‌اي از جنگ حق و باطل در بيرون يا به تعبيري صف بندي ولايت الهي و اولياي خدا با شيطان است.

يكي از آن 75 صفت، كه زير مجموعه عقل است، عدل است. در روايت امام صادق عقل از جنود و لشگريان عقل است. يعني زير مجموعه عقل است. پس عقل اصل است. عقلانيت است كه باعث مي‌شود شخصي كه عاقل مي‌شود، عادل هم مي شود.

در جلسه قبل روايتي را از امام باقر گفتيم كه وقتي امام زمان(ع) ظهور مي‌كند، وقتي قيام مي‌كند، «إِذَا قَامَ قَائِمُنَا وَضَعَ اللَّهُ يَدَهُ عَلَى رُءُوسِ الْعِبَادِ فَجَمَعَ بِهَا عُقُولَهُمْ» (كافي/ج1/ص25) دست عنايتش را روي سر بندگان مي‌كشد و عقل‌ها كامل مي‌شود. تحت شرايطي كه امام زمان دارد، خود حضرت ولي‌عصر(ع) مي‌آيد، اين عقل‌ها رشد پيدا مي‌كند آنوقت آمادگي تحمل آن عدالت را خواهد داشت. چه عدالت فردي و چه عدالت اجتماعي! يعني وقتي اين شعور پيدا شود كه ظلم چه آثاري دارد؟ چه تبعاتي دارد؟ طبيعي است كه اين را مي‌پذيرند. از آن طرف موانع عدالت است كه مهمترين مانع عدالت شيطان است. در زمان حضرت ولي‌عصر(ع) ذبح مي‌شود. اصلاً فلسفه وجودي شيطان در زمان حضرت ولي‌عصر تمام مي‌شود.

شيطان در دستگاه آفرينش درست است كه شيطنت كرده و به اختيار خودش تمرّد كرده و به هر حال از در خانه خدا رانده شده است، اما با اين وجود اين چنين نيست كه حكومت خدا را بر هم زده باشد و يك چيزي خلاف حكومت خدا باشد. شيطان در واقع يكي دو راهي درست مي كند كه يك راهش را انبياء درست كردند، راه خير است. يك راهش را شيطان درست مي‌كند، راه باطل است. كه در سر اين دوراهي انسان قرار بگيرد، و انسان انتخاب كند. اگر دوراهي نبود، فقط سر راه ما بندگي و كار خوب بود. اينكه ديگر نيازي نبود خدا انسان را خلق كند. ملائكه را داشت، بندگي مي‌كردند و كار خوب مي‌كردند و گناه هم نداشتند. خدا براي اينكه موجودات برتر از ملائكه بيافريند، موجوداتي كه خودشان در عين اينكه مي‌توانند به سمت شر بروند، ولي در عين حال خوبي و بندگي را انتخاب مي‌كنند. خدا انسان را خلق كرد و سر راهش دو راهي قرار داد. راه خير را انبياء و راه شر را شيطان آمد و نشان داد.

دو علم افراشت، اسپيد و سياه *** آن يكي آدم، دگر ابليس راه

بنابراين ابليس يكي از اين دو راه را ايجاد مي‌كند. فلسفه وجودي انسان اين است كه راه دوم را درست كند و تمام آن زحماتي كه انبياء مي‌كشند، در مقابلش شيطان هم براي گمراهي مي‌كشد. يك موجود تخيلي نيست. يك موجود واقعي است كه نقشه مي‌كشد. فقط انبياء و اولياء نبودند كه سر راحت بر بالين نمي‌گذاشتند. شيطان هم همينطور است. خستگي ناپذير كار مي‌كند. من به يكي از علما گفتم: شيطان هم خواب دارد؟ فرمود: اگر مي‌خوابيد ما از دستش راحت مي‌شديم. خواب ندارد!

خدا مرحوم آ شيخ مرتضي زاهد را رحمت كند. از اكثر جاهاي تهران مي‌آمدند كه پشت سر ايشان نماز بخوانند. بعد هم براي مردم صحبت و موعظه مي‌كرد. يك مرتبه بعضي از كساني كه پشت سرش بودند، ديدند در نماز يكي دو جا را پس و پيش خواند. حواسشان آنچنان كه بايد و شايد نيست. بعد از نماز هم پراكنده گويي مي‌كرد و صحبت‌ها منسجم نيست. حتي يكي از كساني كه با ايشان خانه مي‌رفت، مي‌گفت: من در خيابان دستش را گرفتم ماشين به او نزند. دو سه روز اين حالت پريشاني را داشت، بعضي از او پرسيدند: آقا شما دو سه روز است پريشان هستي. جريان چيست؟ گفت: بله كه پريشان هستم! من دو سه شب پيش يك روايت از پيغمبر خواندم، آن روايت مرا پريشان كرد. چون اهل باور بود، روايات اهل‌بيت را هم باور داشت. پيغمبر به اميرالمؤمنين فرمود: يا علي! به تعدادي كه تو از خوبي‌ها و راه‌هاي هدايت مي‌داني، شيطان هم از بدي‌ها و راه‌هاي گمراه كردن بلد است. به تعدادي كه تو مي‌داني او هم مي‌داند. يك چنين موجودي است. فلسفه وجودي‌اش همين دو راهي درست كردن است.

در زمان ظهور وقتي مردم به حدي از رشد رسيدند كه بندگي را انتخاب كردند، راه بندگي و خير و سعادت را انتخاب كردند، كه ظهور رخ بدهد، ديگر فلسفه وجودي شيطان كه درست كردن دو راهي بود، تمام مي‌شود. چون مردم انتخاب كردند. قريب به اتفاق مردم خوبي را انتخاب كردند. و لذا در قرآن وقتي به خدا فرمود: «رَبّ‏ِ فَأَنظِرْنىِ إِلىَ‏ يَوْمِ يُبْعَثُونَ» (حجر/36) از بهشت كه رانده شد به خدا گفت: خدايا تا قيامت به من فرصت بده. خدا نفرمود: باشد. فرمود: «قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِينَ، إِلىَ‏ يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ» (حجر/37 و38)   به تو تا يك وقت معين فرصت مي‌دهم. امام صادق(ع) فرمود: آن وقت معين كه عجل شيطان فرا مي‌رسد عصر ظهور است كه در مسجد كوفه به دست مهدي ما از بين مي‌رود. البته شيطان به عنوان يك عامل بيروني گمراهي و مانع عدالت از بين مي‌رود. نفس از بين نمي‌رود. مانع اصلي عدالت كه شيطان بود برداشته مي‌شود. از اين جهت هم عقل رشد مي‌كند و هم مانع برداشته مي‌شود. لذا حضرت در اين بستر عدالت را گسترش مي‌دهند.

خدا را به آبروي امام زمان(ع) قسم مي‌دهيم كه ما را از ياران حضرت قرار دهند، انشاءالله بتوانيم باري از حضرت برداريم با كم كردن ظلم و گناهان خودمان، هرچه بار حضرت را كمتر كنيم، كار حضرت راحت‌تر است.

آقاي شريعتي: از خداوند متعال توفيق بندگي مي‌خواهيم. از او مي‌خواهيم آنچنان رفتار كنيم كه او مي پسندد و او راضي است. والحمدلله رب العالمين و صلي الله علي محمدٍ و آله الطاهرين.

بخشي از بيانات مقام معظم رهبري- 30/07/88

در دعاي ندبه وقتي كه شروع مي‌كنيم صفات آن بزرگوار را بيان كردن و شمردن، بعد از نسبت او به پدران بزرگوارش و خاندان مطهرش اولين جمله‌اي كه در دعاي ندبه ذكر مي‌كنيد اين است كه «أَيْنَ الْمُعَدُّ لِقَطْعِ دَابِرِ الظَّلَمَة أَيْنَ الْمُنْتَظَرُ لِإِقَامَةِ الْأَمْتِ وَ الْعِوَجِ أَيْنَ الْمُرْتَجَى لِإِزَالَةِ الْجَوْرِ وَ الْعُدْوَانِ»، يعني دل بشريت مي‌تپد تا ان نجات بخش بيايد و ستم را ريشه‌كن كند. بناي ظلم را كه در تاريخ بشر از زمان‌هاي گذشته همواره وجود داشته است، امروز هم با شدت وجود دارد، اين بنا را ويران كند.

 

نوشته‌های مرتبط

حدیث شناسی بخش هفدهم

Montazer

اثبات تولد امام زمان از کتب اهل سنت قسمت نهم

Montazer

نقد عرفان های نو ظهور قسمت هفدهم

Montazer
بسیار خوش حال می شویم تا با ارسال نظرات ارزشمند خود مجموعه بیت ظهور را در تولید محتوای بهتر یاری نمایید.

یک نظر

  • سلام ودرود بر عوامل سایت مطلب دزباره اقوام عذابشده درایران ندارید چون عاد وثمود ولوط و خارج ایران بودن ؟در آخرالزمان ایران دچار چه عذابی خواهد شد