داستان های امام زمان

داستان دلجویی و عیادت حضرت از شیعیان

داستان های امام زمان(عج)-بیت ظهور

داستان

دلجویی و عیادت حضرت از شیعیان

حاج میر سید علی سدهی می فرمود:


در مسافرت بودم ودر شهر مقدس رضوی (علیه السلام)

می رفتم و دعا می کردم که شرفیاب محضر مقدس

امام عصر اروحناه فداه شوم ، همان وقتها یک صدای غیبی

به گوشم رسید که وعده تشرف به محضر حضرت را

در لیله التسمیه دادند. در مراجعت در منزل خاتون آباد مریض شدم.

احساس کردم شخصی به عیادتم آمده و

مدتی با من صحبت فرمود که از سخنش لذت بردم . از حالم

پرسید و در نهایت به من وعده شفا داد. پس از

رفتنش سراغ او را از اطرافیان گرفتم گفتند: کسی

به این جا نیامده است باز صدای غیبی را شنیدم که

فرمود:مگر لیله التسمیه وعده ملاقات ما نبود؟امشب همان شب است.

زغم اومد به جانم هرسه یکبار
غریبی و اسیری و غم یار
غریبی و اسیری چاره داره
ولی آخر کشد مارا غم یار

اللهم عجل لولیک الفرج
➖➖➖➖➖➖

نوشته‌های مرتبط

داستان نجات میرزا مهدی از گمراهی قسمت پایانی

Montazer

داستان یک شاخه گل

Entezar

ظهور در یاس و ناامیدی

Montazer
بسیار خوش حال می شویم تا با ارسال نظرات ارزشمند خود مجموعه بیت ظهور را در تولید محتوای بهتر یاری نمایید.

هیچ نظری وجود ندارد