داستان های امام زمان

کسب تکلیف از امام زمان قسمت پایانی

داستان های امام زمان(عج)-بیت ظهور

داستان

کسب تکلیف از امام زمان قسمت پایانی

قسمت پایانی

…توجهی به من بفرماید و صراط مستقیم را به من نشان بدهد.
لذا به مسجد سهله رفتم و از جمیع علومی که: سر به سر قیل است و قال،نه از آن کیفیتی حاصل نه حال!
و از افکار عرفانی متصوفه و از بافته های فلاسفه، خود را خالی کردم و صددر صد با کمال اخلاص و توبه به مقام مقدس آن حضرت  خود را در اختیار گذاشتم، که ناگهان جمال پر نور حضرت بقیة الله ارواحنافداه ظاهر شد و به من اظهار لطف زیادی فرمود و برای آن که میزانی در دست داشته باشم و همیشه با آن میزان حرکت کنم، این جمله را به من فرمودند:
«طلب المعارف من غیر طریقنا اهل البیت مساو لانکارنا»_جستجوی معارف و شناخت حقایق از غیر خط ما اهل بیت طهارت مساوی است با انکار ما.
وقتی مرحوم میرزای اصفهانی این جمله را از آن حضرت میشنود، متوجه میگرددکه باید معارف حقه را تنها و تنها از مضامین آیات قرآن و روایات اهل بیت عصمت و طهارت استفاده کند و لذا به مشهد مقدس مشرف می گردد، معارف قرآن و اهل بیت را به پاک طینتان از اهل علم تعلیم می دهد و شاگردانی که همه اهل معنی و تشرف و تزکیه نفس و در صراط مستقیم معارف حقه هستند، به جامعه روحانیت تحویل می دهد.

نوشته‌های مرتبط

داستان ابوراجح حلي و امام زمان (عج)

Montazer

دريافت هداياي مادّي توسط اما زمان (عج)

Entezar

داستان عجیب ملاقات شیخ حسن با امام زمان(عج)قسمت دوم

Montazer
بسیار خوش حال می شویم تا با ارسال نظرات ارزشمند خود مجموعه بیت ظهور را در تولید محتوای بهتر یاری نمایید.

هیچ نظری وجود ندارد