داستان های امام زمان

نمونه ای از یاوران خاص امام زمان بخش پنجم

داستان های امام زمان(عج)-بیت ظهور

داستان

نمونه ای از یاوران امام عصر ارواحنافداه

قسمت پنجم


…به مشهد رفتم و در دستگاه جان محمد خان بودم که با لشکر تهران در جنگ و ستیز بود و آن ایام آغاز شاهنشاعی یا همگان سردار سپهی رضاخان به حساب می آمد،کار من در دستگاه جان محمد خان جراحی بود.شبی به دنبال من فرستاد و گفت:به فلان پاسگاه که در چند کیلومتری شهر است،برو و مجروحین آنحا را پانسمان کن.
آن شب سرد و بارانی بود،درشکه ای برای من گرفتند ،من به تنهایی بالوازم جراحی روانه آن محل شدم ،کسی در بیابان دیده نمی شد و هوا تاریک و سرد و بارانی بود،همان موقعی که درشکه در خال حرکت بود،دیدم هوا لطیف است و دو نفر در درشکه دیگری نشسته اند.
یک نفر آنان همان کرد است که من او را معالجه کردم،او با رفیق خود صحبت میکرد و می گفت:…

ادامه دارد….
روزنه هایی از عالم غیب
حضرت آیت الله سید محسن خرازی
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖

نوشته‌های مرتبط

ملاقات عطار بصراوی قسمت سوم

Montazer

نمونه ای از یاوران خاص امام زمان

Montazer

خوش حكايتي از ديدار امام زمان(عج)

Montazer
بسیار خوش حال می شویم تا با ارسال نظرات ارزشمند خود مجموعه بیت ظهور را در تولید محتوای بهتر یاری نمایید.

۴ نظرات