داستان های امام زمان

نمونه ای از یاوران خاص امام زمان بخش چهارم

بیت ظهور

داستان

نمونه ای از یاوران امام عصر ارواحنافداه

قسمت چهارم

که روس ها برگشتند و به سوی مملکت خود رهسپار شدند.
من پس از مشاهده این دو چیز عجیب از آن مرد ،به او گفتم: شما کیستید؟ گفت:ما چهار نفریم که از اعوان و یاران حضرت خلیفة الله امام زمان علیه السلام هستیم،یک نفرما فعلأً در پاریس است و دیگری در مراکش و من مأمور این حدود هستم.
گفتم:شما که چنین قدرتی دارید، پس یک تصرفی بکنید که دولت روس به طور کلی از بین برود. گفت:ما تا حدودی که نگذاریم کشور شیعه پامال اجنبیان شود دستور داریم که اعمال نفوذ کنیم و بیش از آن مجاز نیستیم.
گفتم:آیا شما میمیرید و آلات قتل در بدن شما مؤَثر است؟گفت:آری
،ازین لحاظ ما کاملا یک موجود عادی هستیم،نهایت به محض آن که ما مردیم جانشین شخص متوفی از طرف ساحت مقدس ولی اعظم تعیین می شود تا کارها معطل نماند‌
گفتم:من به شما حق حیات دارم، شما باید در مقابل آن پاداشی به من بدهید.
فرمود:شما که به مشهد بروید، من در آن جا شما را خواهم دید و حق شما را ادا می کنم ان شاالله‌.
من پس از مدتی….

ادامه دارد…

?روزنه هایی از عالم غیب
حضرت آیة الله سید محسن خرازی
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖

نوشته‌های مرتبط

داستان یک شاخه گل

Entezar

داستان خاتون عشق بخش دوازدهم

Montazer

داستان میرزا مقیم قزوینی و رویت امام در سرداب غیبت

Entezar
بسیار خوش حال می شویم تا با ارسال نظرات ارزشمند خود مجموعه بیت ظهور را در تولید محتوای بهتر یاری نمایید.

هیچ نظری وجود ندارد