داستان های امام زمان

نجات از وادی برهوت

داستان های امام زمان(عج)-بیت ظهور

داستان

نجات از وادی برهوت به سبب حبّ

حضرت امیرالمومنین علی(علیه السلام)


✍به نقل از مرحوم آیت الله العظمی حائری :

روزی با یکی از علما،کنار شطّ کوفه راه می رفتیم،ناگاه متوجه شدیم

که در همین مسیر جنازه ای را تشییع می کنند.ایشان گفتند:

بیایید ما هم برویم این جنازه را تشییع کنیم.
پرسیدم:مگر او را می شناسید؟
ایشان پاسخ دادند:خوابی درباره این جنازه دیده ام که خلاصه آن این است:

((در عالم خواب مشاهده کردم که ملائکه قصد دارند این فرد را به وادی برهوت وادی برزخی است،

جایگاه کفار و عاصیان_ببرند. ولی او ملتمسانه اصرار می کرد که مرا به برهوت نبرید،

اما آن ها قبول نمی کردند.آخرالامرگفت:پس لطف کنید و بروید خدمت امیر المومنین(ع) و بگویید ،

فلانی می گوید،یک عمر به مردم گفتم محب علی (ع)هستم،حالا پس از مرگ اگر مرا به سوی وادی

برهوت ببرند،مردم درباره محب علی(ع)چه خواهند گفت؟

ملائکه نزد آن حضرت شرفیاب شدند و پیام او را به حضرت رساندند،پس از بازگشت گفتند:

آقا امیرالمومنین(ع)با بزرگواری اجازه فرمودند که او را به ((وادی السلام))

نام وادی برزخی در نجف که جایگاه ارواح متقین و مومنین است_ببرید

منبع:روزنه هایی از عالم غیب
آیت الله محسن خرازی

نوشته‌های مرتبط

داستان من قائم آل محمد هستم

Entezar

داستان شفای کمر درد

Entezar

تشرف آیه اللّه مرعشی نجفی خدمت امام زمان(عج)

Entezar
بسیار خوش حال می شویم تا با ارسال نظرات ارزشمند خود مجموعه بیت ظهور را در تولید محتوای بهتر یاری نمایید.

هیچ نظری وجود ندارد