داستان های امام زمان

ملاقات حسن بن نضر با امام زمان

حدیث در مورد سلوک حضرت مهدی

داستان

ملاقات حسن بن نضر با امام زمان (عج الله تعالی فرجه الشریف)


✍حسن بن نضر و ابوصِدام و جماعتي بعد از وفات امام حسن عسكري (علیه السلام)

درباره وكلاي آن حضرت و چگونگي مصرف وجوهي كه در نزد آنها بود گفتگو مي كردند.
حسن بن نضر عازم حج بود و وصيت خود را به (احمد بن يعلي) نمود، از جمله مقداري پول وصيت كرد

كه به ناحيه مقدس فرستاده شود و به احمد وصيت نمود كه آن پول را به هيچ كسي جز به شخص

صاحب الزمان (علیه السلام)، پس از آنكه او را كاملا شناخت ندهد.
حسن بن نضر در مسير خود به مكه به بغداد رفت، در آنجا خانه اي اجاره كرد و در آنجا فرود آمد،

يكي از وكلاي امام حسن عسكري (علیه السلام) نزد او آمد و مقداري لباس و پول نزد او گذاشت تا به ناحيه مقدسه برسد.
سپس وكيل ديگري آمد و او نيز مقداري پول و لباس در نزد حسن بن نضر گذاشت،

سپس احمد بن اسحاق (وكيل امام حسن در قم) به آن خانه آمد و هر چه نزدش بود به آنجا آورد.
حسن بن نضر مي گويد: اجناس و پول زياد در اطاق جمع شد، من در فكر بودم كه آنها را چه كنم؟

ناگاه از ناحيه مقدسه امام زمان (علیه السلام) نامه اي به من رسيد كه: در فلان ساعت آنچه نزدت هست بياور.
من هم آنچه بود برداشتم و رهسپار (سامره) شدم، در مسير راه دزدي راهزن را كه ۶۰ نفر همراهش بود ديدم،

ولي خداوند مرا از گزند او حفظ كرد تا به سامره رسيدم، در آنجا نامه اي به من رسيد آنچه داري بياور،

من هم آنچه را داشتم در ميان سبدي نهادم و به خانه امام رفتم، در راهرو خانه،

غلام سياه پوستي را ديدم ايستاده، به من گفت: حسن بن نضر تو هستي؟ گفتم: آري.
گفت، وارد شو.
وارد خانه شدم، به اطاقي رفتم و سبد را در گوشه آن اطاق، خالي كردم … ناگاه ديدم

در پشت پرده اي كه در آنجا آويخته بود، شخصي مرا صدا زد و گفت: اي حسن بن نضر، براي منتي

كه خدا بر تو نهاد (كه امام خود را شناختي و حقش را به او رساندي) شكر كن و شك و ترديد

به خود راه نده، چرا كه شيطان دوست دارد كه تو شك كني.

آنگاه آن حضرت دو لباس به من داد و فرمود: اينها را بگير و با خود داشته باش كه به آنها نياز پيدا مي كني

حسن بن نضر آنها را گرفت و به وطن خود بازگشت و در ماه رمضان همان سال از دنيا رفت و با همان دو لباس، او را كفن كردند.

اصول کافی،نگاهی به زندگی چهارده معصوم علیه السلام
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖

نوشته‌های مرتبط

داستان رﻓﺎﻗﺖ ﺳﻴﺪ ﻛﺮﻳﻢ ﻛﻔﺎش ﺑﺎ اﻣﺎم زﻣﺎن ع

Entezar

ارشادهای امام عصر (عج)

کبری خجسته

داستان عبای عنایتی به طلاب!

Entezar
بسیار خوش حال می شویم تا با ارسال نظرات ارزشمند خود مجموعه بیت ظهور را در تولید محتوای بهتر یاری نمایید.

هیچ نظری وجود ندارد