داستان های امام زمان

شفای دختر مسیحی به عنایت حضرت عباس قسمت دوم

داستان های امام زمان(عج)-بیت ظهور

خطیب دانشمند جناب حجة الاسلام آقای صادقی قمی فرموند:

 

شفای دختر مسیحی به عنایت حضرت عباس (ع) (قسمت دوم)

قسمت پایانی

…روزی در همسایگی ما مجلس روضه خوانی بود،همسایگان ،خانم مرا هم به روضه دعوت میکنند و به او میگویند به مجلس امام حسین علیه السلام بیا!
خانم من به مجلس روضه رفته، همسایگان به او میگویند:برای ابوالفضل العباس علیه السلام گریه کن تا بچه ات شفا پیدا کند. خانم من هم گریهٔ زیادی میکند.
وقتی از روضه برگشت،شام درست نکرده بود،گفتم:چرا امشب شام درست نکردی؟ گفت:به مجلس روضه همسایگان رفته بودم و برای ابوالفضل العباس علیه السلام گریه کردم،زیرا همسایگان به من گفتند: توسل پیدا کن،بچه ات شفا پیدا میکند.
وقتی این موضوع را از همسرم شنیدم گریه ام گرفت. موقع خواب که شد،بچه را بین خودمان خواباندیم در حالی که دست بچه در دست من بود و در ایوان اتاق هم خوابیده بودیم. ناگهان دیدم  بچه دستش را از دست من کشیده و میخواهد بدود.
گفتم:چه شده؟ گفت:آقای اسب سواری رادیدم که به من گفت:بیا!
من نگاه کردم،دیدم بچه ام خوب شده است.

 

روزنه هایی از عالم غیب،ص۹۹

نوشته‌های مرتبط

کسب تکلیف از امام زمان قسمت اول

Montazer

اسامی یاران امام زمان علیه‌السلام

Entezar

داستان توسل به امام زمان

کبری خجسته
بسیار خوش حال می شویم تا با ارسال نظرات ارزشمند خود مجموعه بیت ظهور را در تولید محتوای بهتر یاری نمایید.

هیچ نظری وجود ندارد