داستان های امام زمان

شفای بیمار سکته ای توسط امام زمان قسمت سوم

داستان های امام زمان(عج)-بیت ظهور

داستان

شفای بیمار سکته ای توسط امام عصرارواحنافداه

قسمت سوم

…تصمیم گرفتم به امام عصر ارواحنا فداه توسل پیدا کنم ،ولی با توجه به کرده های خود ، از توسل جستن مستقیم به حضرت ولی عصر ارواحنا فداه خجالت کشیدم و به خداوند عرض کردم:خدایا هرچه هستم آفریده توأم ، تو را به ذات مقدست سوگند که ولی خود را مأمور شفای بیمار من قرار بده. در همان حال به خواب رفتم و ساعت چهار بعد از نیمه شب به عادت همیشگی برای انجام نماز شب از خواب بیدار شدم و در همان اتاق وضو گرفتم ، سر و صدایی از حیاط شنیده میشد ، لکن با خود گفتم : شاید صدای مهمان ها باشد.
به هر صورت بعد از نماز شب و دعا نزدیک اذان صبح به حیاط آمدم ، دخترم را که پس از مرگ برادرش هیچ گاه او را‌خندان ندیده بودم ، بسیار خوشحال دیدم .
پرسیدم چه شده ؟!
گفت:مادرم را شفا دادند، من در کنار مادرم خوابیده بودم ناگهان مادرم صدا زد:بلند شوید و آقا را بدرقه کنید.خودش هم بلند شد و تا وسط حیات راه افتاد. گفتم:مادر چه می کنی ؟!
گفت:…
ادامه دارد…
روزنه هایی از عالم غیب
حضرت آیت الله سید محسن خرازی
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖

خواندن مطالب مفید بیشتر
داستان خاتون عشق بخش هفتم

نوشته‌های مرتبط

داستان مقام پدرت را به تو عطا کرديم

Entezar

حکایت سید محمد جبل عاملی قسمت پایانی

Montazer

داستان عبدالحمید قزوینی و امام زمان(عج)

Entezar
بسیار خوش حال می شویم تا با ارسال نظرات ارزشمند خود مجموعه بیت ظهور را در تولید محتوای بهتر یاری نمایید.

هیچ نظری وجود ندارد