حضرت ولی عصر(عج)

شعر امام زمانی این گدا بر سر راهت چه قدر بنشیند

داستان های امام زمان(عج)-بیت ظهور

شعـــــــــــر مهـــــــ  ـــــدوے

شعر امام زمانی این گدا بر سر راهت چه قدر بنشیند

یا صاحب الزمان(عج)

این گدا بر سر راهت چه قَدَر بنشیند
تا به کی شب به تمنای سحر بنشیند

رفته بینایی یعقوب دو چشمم٬ یوسف!
تو بیا تا که غباری به بصر بنشیند

نظری کن تو طبیبانه بر این غمزده تا
شعله ی آتش این زخم جگر بنشیند

من چه می خواهم از این عمر اگر یک روزی
قدمت بر سر این دیده ی تر بنشیند

کاش من روز طلوع تو به دنیا باشم
آن زمانی که به پای تو قمر بنشیند

تاج شاهی نپذیرم به سرم بگذارند
بر سرم دست پر از مهرت اگر بنشیند

آن قدر منتظر آمدنت خواهم ماند
کز مزارم گل نرگس به ثمر بنشیند

اميرحسين حيدری

ألـلَّـھُــــــمَــ ؏ َـجــــــــــِّـلْ لِوَلــــــیِـڪْ ألــــــــــْـفـــــَـرَج

خواندن مطالب مفید بیشتر
شعرجمعه ها را همه از بس که شمردم بی تو

نوشته‌های مرتبط

اشعار آقا جانم

Montazer

شعر امام زمانی وقت آن شد تا که چندین بیت نقاشی کنم

Entezar

شعر امام زمانی ای سبب گریه پنهانیم

Montazer
بسیار خوش حال می شویم تا با ارسال نظرات ارزشمند خود مجموعه بیت ظهور را در تولید محتوای بهتر یاری نمایید.

هیچ نظری وجود ندارد