حضرت ولی عصر(عج)

شعر امام زمان(عج) زلف شب

IMG 20160403 181158 - شعر امام زمان(عج) زلف شب

?یابن الحسن!

زلـف شـب را به سراپـای سحـر می ریــزم?
تا خود صبح به راه تو قمر میریزم?

ساحل چشم من از شوق به دریا زده است!?
چشم بسته به سرش،موج تماشا زده است?

جمعه را سرمه کشیدیم ،مگر برگردی?
با همان سیصد و فرسنگ نفر برگردی?

زندگی نیست ،ممات است تو را کم دارد?
دیدنت ارزش آواره شدن هم دارد?

از دل تنگ من ،آیا خبری هم داری?آشنا ،پشت سرت مختصری هم داری؟?

منتی بر سر ما هم بگذاری ، بد نیست!?
آه ،کم چشم به راهم بگذاری ،بد نیست!?

نکند منتظر مردن مایی ،آقا؟?   منتظرهات بمیرند،میایی آقا ؟?

به نظر میرسد این فاصله ها کم شدنی ست?
غیر ممکن تر از این خواسته ها هم شدنی ست!?

دارد از جاده صدای جرسی می آید!?
مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید!?

منجی ما به خداوند قسم آمدنی ست!?
یوسف گم شده ی اهل حرم آمدنی ست!?

نوشته‌های مرتبط

اشعار امام زمان هوای شهر بهاری

Montazer

اشعار امام زمان دلم برای تو

Montazer

اشعار امام زمان بي قرار تو باشم

Montazer
بسیار خوش حال می شویم تا با ارسال نظرات ارزشمند خود مجموعه بیت ظهور را در تولید محتوای بهتر یاری نمایید.

هیچ نظری وجود ندارد