حضرت ولی عصر(عج)

دعوت های زبانی

داستان های امام زمان(عج)-بیت ظهور

شعـــــــــــر مهـــــــ  ـــــدوے

دعوت های زبانی

غروب جمعه شد مولا نیامد
که دعوت جدّی از ماها نیامد

هماناتعارف وحرفست به مولا
که میگوئیم بیا در خانه ى ما

ولی  در باور خود جمله گویا
روانیم در پی امیال دنیا

بیا تا جمله پیمانی ببندیم
که با اعمال زشت خود بجنگیم

چوشد آماده روح و قلب و جانت
مهیّا شد چو روز و ماه و سالت

حلال اَر شد همانا سفره و نان
صداقت دیده گر آن ماه تابان

تمام فکر و ذکرت شد چو مولا
تو دعوت کن ز او با این تولّا

بگفتا مهدوی با قیل و قالش
گناهست جمله ى اعمال و کارش

مهدوی الحسینی

ألـلَّـھُــــــمَــ ؏ َـجــــــــــِّـلْ لِوَلــــــیِـڪْ ألــــــــــْـفـــــَـرَج

خواندن مطالب مفید بیشتر
اشعار امام زمان دلم برای تو

نوشته‌های مرتبط

شعر امام زمان با موضع شرمنده گی

Entezar

شعرای سبزترین بهار هستی

Entezar

شعر مهدوی 3

Entezar
بسیار خوش حال می شویم تا با ارسال نظرات ارزشمند خود مجموعه بیت ظهور را در تولید محتوای بهتر یاری نمایید.

هیچ نظری وجود ندارد