Search
چهارشنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۶
  • :
  • :

دعای فرج و گشایش امور-قسمت۱/۲

دعای فرج و گشایش امور-قسمت۱/۲

دعای فرج و گشایش امور-قسمت۱/۲

ملا محمود عراقی (ره) در کتاب دارالسّلام می فرماید:


« سال ۱۲۶۶، با امام جمعه تبریز، حاج میرزا باقر تبریزی(ره)، در تهران بودم

و در خانه آقا مهدی ملک التجار تبریزی منزل داشتیم.
من مهمان امام جمعه بودم؛ ولی ایشان به خاطر این که از طرف شاه اجازه نداشت

به تبریز مراجعت کند و با من هم انسی داشت،

مرا نزد خود نگه داشت و مخارج خورد و خوراکم را می داد.

من هم چون فکر نمی کردم مسافرت طول بکشد، تهیه ندیده بودم و به

همین جهت از نظر مخارج جانبی از قبیل حمام و امثال اینها در فشار

بودم و چون کسی را هم نمی شناختم، نمی توانستم قرض بگیرم.
روزی در میان تالار حیاط، با امام جمعه نشسته بودم. برای استراحت و نماز برخاستم

و به اتاقی که در بالای شاه نشین تالار واقع است، رفتم و مشغول خواندن نماز ظهر

و عصر شدم. بعد از نماز، در طاقچه اتاق کتابی دیدم. آن را برداشته و گشودم دیدم

ترجمه جلد سیزدهم بحارالانوار است که در احوالات حضرت حجت علیه السلام می باشد.

وقتی نظر کردم، قضیه ابی البغل کاتب در باب معجزات آن حضرت

را دیده و خواندم. بعد از خواندن قضیه با خود گفتم: با این حالت و شدتی که دارم،

خوب است این عمل را تجربه نمایم. برخاستم، نماز و دعا و سجده را بجا آوردم

و از خدای متعال برای خود فرج را طلب کردم

. بعد هم از غرفه پایین آمدم و در تالار نزد امام جمعه نشستم.

ناگاه مردی از در وارد شد و نامه ای به دست ایشان داد و دستمال سفیدی

جلویش گذاشت. وقتی نامه را خواند آن را با دستمال به من داد و گفت:

اینها مال تو می باشد. ملاحظه کردم دیدم آقا علی اصغر تاجر تبریزی،

که در سرای امیر تجارتخانه داشت، بیست تومان پول در دستمال گذاشته

و در نامه ای به امام جمعه نوشته که این را به فلانی بدهید.
وقتی خوب دقت کردم، دیدم که از زمان تمام شدن دعا و استغاثه من،

تا زمان ورود نامه و دستمال، بیشتر از آن که کسی از سرای امیر بیست

تومان بشمارد و نامه ای بنویسد و به این جا بفرستد، وقت نگذشته بود.
جریان را که دیدم تعجب کردم و سبحان الله گویان خندیدم.

امام جمعه از علت تعجب من پرسید.
✍:قسمت بعدی ادامه دارد …
➖➖➖➖➖➖➖➖



سلام علیرضا 21 ساله هستم انشا الله بتونیم سرباز خوبی برای امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) باشیم -------------------------------------------------- ما زخم خورده ی پهلوی مادرمان حضرت زهرا (س) هستیم .


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیست − 10 =