داستان های امام زمان

داستان گناه مانع اجابت دعا

داستان های امام زمان(عج)-بیت ظهور

داستان

گناه مانع اجابت دعا

شخصی از مبارکه اصفهان می گفت:
« من حاجتی داشتم که بارها از خدا روا شدن آن را خواسته بودم. شب چهارشنبه ای آمدم مسجد جمکران

خیلی تضرع و التجا به حضرت کردم، شب جمعه در مبارکه در عالم خواب دیدم مشرف به مسجد جمکرانم، درب

کفشداری حضرت آیت الله العظمی گلپایگانی ایستاده بودند، فرمودند: من نایب بر حق حضرت حجت بن الحسن

هستم و تو به خاطر آن گناهی که انجام دادی دعایت مستجاب نمی شود.
من در عالم رویا خیلی محزون شدم. آقا چون این حالت مرا دیدند، دست در جیب مبارک برده و مبلغ 20 هزار

تومان به من دادند و فرمودند: من در رابطه با حاجت شما به حضرت عرض می کنم.
فردای آن روز ساعت 10 صبح حاجت من برآورده شد با اینکه سالها بود دعا می کردم و تا آن وقت به اجابت

نرسیده بود.»

کرامات الصالحین

نوشته‌های مرتبط

داستان خاتون عشق بخش چهارم

Montazer

داستان ارزش گريه بر امام حسين علیه السلام

Entezar

امام زمان نوري بر دوش پدر

Montazer
بسیار خوش حال می شویم تا با ارسال نظرات ارزشمند خود مجموعه بیت ظهور را در تولید محتوای بهتر یاری نمایید.

هیچ نظری وجود ندارد