Search
جمعه ۸ اردیبهشت ۱۳۹۶
  • :
  • :

داستان نامه اى در کنار قبر مطهر

داستان نامه اى در کنار قبر مطهر

نامه اى در کنار قبر مطهر

ابو العبّاس، رشید واسطى مى گوید:


به خاطر جنگى که به وقوع پیوست بود جدم،

“ورّام بن ابى فراس” از حلّه به کاظمین

پناه برده ودر حدود پنجاه ویک روز در آن جا اقامت نمود.
من نیز پس از او به قصد تشرف به سامرا حرکت

نموده ودر کاظمین او را ملاقات نمودم. هوا بسیار سرد بود.
وقتى دانست که قصد تشرف به سامرا را دارم. نامه اى به من داد وگفت:

این را محکم در لباس خود حفظ کن!

وقتى به قبّه شریفه امام حسن عسکرى (علیه السلام) رسیدى،

اوّل شب به تنهایى وارد حرم مطهّر شو وآن قدر صبر کن که همه بروند،

آن گاه این نامه را کنار قبر منوّر قرار بده! اوّل صبح (هنگامى که هنوز رفت وآمد

چندانى شروع نشده) بازگرد! اگر نامه را آن جا ندیدى درباره آن چیزى به کسى مگو!
من نیز چنین نمودم، وپس از بازگشت نامه را نیافتم. به طرف شهر خودم

به راه افتادم، جدّم ورّام نیز پیش از من به حلّه بازگشته بود.

وقتى او را در منزلى ملاقات کردم، گفت: حاجتى را که مى خواستم،گرفتم.
صاحب الامر علیه السلام نامه جدم را از کنار

مزار پدرشان برداشته بودند و حاجت جدم را داده بودند.
بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۵۳



سلام علیرضا 21 ساله هستم انشا الله بتونیم سرباز خوبی برای امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) باشیم -------------------------------------------------- ما زخم خورده ی پهلوی مادرمان حضرت زهرا (س) هستیم .


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 − یک =