داستان های امام زمان

داستان ملاقات شیخ حسنعلى نخودكى با امام زمان(عج)

احادیث امام زمان (عج),داستان های امام زمان(عج),داستان های مهدوی,اشعار درباره امام زمان(عج),اشعار مهدوی,تشرفات خدمت ولی عصر,تشرفات خدمت امام زمان(عج),سخن بزرگان درباره امام زمان,سخنرانی های مهدوی

داستان

ملاقات شیخ حسنعلى نخودكى با امام زمان

قسمت اول

✍در میان مردم کمتر کسی پیدا می شود که نام و آوازه‌ی آیت الله شیخ حسنعلی

مقدادی اصفهانی  (معروف به نخودکی) را نشنیده باشد.

گرچه قریب به هشتاد سال از وفات این عارف وارسته می گذرد، ولی نسل جدید

ارتباط معنوی خوبی با ایشان برقرار کرده است.

شاهد این ادعا می تواند ازدحام جمعیتی باشد که در هر ساعتی از شبانه روز گوشه‌ی

صحن عتیق (انقلاب)، در حرم مطهر رضوی (علیه آلاف التحیة و الثناء) در کنار مرقد آن عالم جلیل القدر قابل مشاهده است.

بسیاری از افراد با اعتقاد راسخ به زیارت آن جناب مشرف می شوند و حاجات مادی خود را دریافت می کنند.

برخی نیز برای رفع گرفتاری های دنیوی یا بر آمدن حوائج خود، از دستور العمل های عرفانی او استفاده می نمایند.

فرزند ایشان «حاج شیخ علی مقدادی (ره)» در کتاب «نشان از بی نشان ها» نقل می کند:

سالها پیش پدرم فرموده بودند:

« باری مصمم شدم که به نجف اشرف رحل اقامت افکنم، لیکن در آن هنگام که در یکی

از اطاقهای صحن عتیق رضوی در مشهد، به ریاضتی سرگرم بودم، در حال ذکر و مراقبه،

دیدم که درهای صحن مطهر عتیق بسته شد و ندا بر آمد که حضرت رضا سلام الله علیه

اراده فرموده اند که از زوار خویش سان ببینند.

پس از آن، در محلی جنب ایوان عباسی، در همین نقطه که اکنون مدفن پدرم می باشد، کرسی نهادند

و حضرت بر آن استقرار یافتند و به فرمان آن حضرت درب شرقی و غربی صحن عتیق گشوده شد،

تا زوّار از در شرقی وارد و از در غربی خارج گردند. در آن زمان دیدم که پهنه صحن مالا مال از گروهی شد

که برخی به صورت حیوانات مختلف بودند و از پیشاپیش حضرتش می گذشتند و امام علیه السلام

دست ولایت و نوازش بر سر همه آن زوار حتی آنها که به

صور غیر انسانی بودند، می کشیدند و اظهار مرحمت می فرمودند.

پس از آن سیر و شهود معنوی و مشاهده آن رأفت عام از امام علیه السلام، بر آن شدم

که در مشهد سکونت گزینم و چشم امید به الطاف و عنایات آن حضرت بدوزم. »

پدرم، پس از ذکر این واقعه، محل استقرار کرسی امام علیه السلام را برای مدفن خود،

پیش بینی و وصیت فرمودند و بالاخره به خواست خدا،

قبل از اذان صبح دوشنبه، در همان نقطه مبارک مدفون شدند.

داستانی زیر، ملاقات آن عارف وارسته با مولای عصر خویش حضرت

بقیة الله الاعظم (ارواحنا لتراب مقدمه الفداه) است.

مرحوم حاج شیخ حسنعلى نخودكى مى فرمودند: (براى مسأله یك سال تمام

به عبادت وریاضت مشغول شدم ودرخواست من این بود كه شرفیاب حضور

حضرت ولى عصر (علیه السلام) شوم وسرمایه اى از آن حضرت بگیرم….

ادامه دارد….
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖

نوشته‌های مرتبط

داستان هدایت معنوی امام زمان قسمت دوم

Montazer

تشرف آیت الله نجفی مرعشی در مسجد سهله

Montazer

ديدار عجيب ابو سعيد هندي با امام زمان بخش پایانی

Montazer
بسیار خوش حال می شویم تا با ارسال نظرات ارزشمند خود مجموعه بیت ظهور را در تولید محتوای بهتر یاری نمایید.

هیچ نظری وجود ندارد