Search
جمعه ۳۰ تیر ۱۳۹۶
  • :
  • :

داستان مرد فلج وعنایت مولا

داستان مرد فلج وعنایت مولا

داستان مرد فلج وعنایت مولا

سیّد على بن عبد الحمید مى گوید:


سال ۷۸۹ هجرى است، خانه اى که من در آن زندگى مى کنم همسایه دیوار

به دیوار بارگاه حضرت على (علیه السلام) در نجف است. سال ها پیش مردى

در این خانه زندگى مى کرد که مشهور به خیر وصلاح، ومعروف

به (حسین مدلل) بود، وصاحب عیال وفرزند بود.

او در پى عارضه اى فلج شده وقدرت تحرک خود را از دست داد. مدّت زیادى

از این بیمارى در رنج وزحمت به سر مى برد، شدّت فلج او آن چنان بود که براى انجام اُمور ضرورى

خویش نیاز به همسر خود داشت، وهمسر او کارهاى ضرورى او را انجام مى داد،

ولى در اثر طولانى شدن دوران بیمارى، خانواده اش از این زندگى به تنگ آمدند.
از سوى دیگر، چون او نمى توانست کار کند ومخارج زندگى خود را تأمین نماید به همین خاطر

بسیار مقروض شد. مشکلات جسمى وروحى او در خانه از یک سو، واحتیاج به مردم

از سوى دیگر، او را در مقابل طلب کاران در وضعیّت بدى قرار داده بود.
او در شبى از شبها همسر وفرزندانش را که همه در خواب بودند بیدار مى کند. یک چهارم

از شب گذشته بود، وقتى آن ها با هراس برمى خیزند خانه را مملو

از نورى خیره کننده مى یابند واز او مى پرسند: چه خبر است؟
او مى گوید: امام زمان (علیه السلام) تشریف آورده وفرمود:اى حسین برخیز!
عرض کردم: آقا جان! نمى بینید که نمى توانم برخیزم؟
حضرت دست مرا گرفته واز جا بلند نمود، حالا همین طور که مى بینید صحیح وسالم هستم.
آنگاه حضرت فرمود: من هر شب از این کوچه به زیارت جدّم امیر المؤمنین (علیه السلام) مى روم!
آن گاه به زیارت امیر المؤمنین (علیه السلام) تشریف بردند.
آن کوچه اکنون نیز در نجف مشهور است ومردم در مواقع مشکلات

براى رفع گرفتارى هاى خود براى آن جا نذر مى کنند وبه برکت

وجود امام زمان (علیه السلام) هیچ گاه ناامید نمى شوند.
?: بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۷۴



سلام علیرضا 21 ساله هستم انشا الله بتونیم سرباز خوبی برای امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) باشیم -------------------------------------------------- ما زخم خورده ی پهلوی مادرمان حضرت زهرا (س) هستیم .


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هفده + 7 =