داستان های امام زمان

داستان شیعیان باید مشتاق باشند

داستان های امام زمان(عج)-بیت ظهور

داستان شیعیان باید مشتاق باشند…

حاج محمد علی فشندی فرمود:


«برای حاجتی که داشتم به مسجد مقدس جمکران رفته بوم  در مسجد جمکران ا

عمال را بجا آورده و با همسرم از مسجد خارج شدیم تا برگردیم.هوا بسیار گرم بود

و من در فکر فرو رفته بودم و برای فرج امام زمان ارواحنافداه و حاجت خویش دعا میکردم.

ناگهان دیدم آقایی نورانی داخل صحن شده و قصد دارند طرف مسجد بروند.
با خود گفتم:«این سید در این هوای گرم تابستان از راه رسیده تشنه است

به او ظرف آبی بدهم و از ایشان بخواهم دعا کنند…»

ظرف آبی به دست او دادم تا بنوشد؛ پس از آنکه ظرف آب را پس داد گفتم:

«آقا شما دعا کنید و فرج امام زمان علیه السلام را از خدا بخواهید تا امر فرجش نزدیک گردد».

ایشان نگاهی به من نموده و فرمودند:«شیعیان ما به اندازه آب خوردنی،

ما را نمی خواهند، اگر بخواهند دعا می کنند و فرج ما می رسد».

این را فرمود و تا نگاه کردم آقا را ندیدم. فهمیدم وجود اقدس امام زمان علیه السلام

را زیارت کردم و حضرت منظورشان این بوده کسی که بسیار تشنه است

و آب میخواهد با چه حالتی دنبال آب میگردد شیعیان نیز باید

تشنه ظهور باشند برای همین بدین نحو امر به دعا نموده است».

شیفتگان حضرت مهدی ارواحنافداه
➖➖➖➖➖➖➖

نوشته‌های مرتبط

داستان ملاقات عطار بصراوی قسمت دوم

Montazer

شفاي بيمار زیدی

Montazer

ایا امام زمانی وجود دارد

Entezar
بسیار خوش حال می شویم تا با ارسال نظرات ارزشمند خود مجموعه بیت ظهور را در تولید محتوای بهتر یاری نمایید.

هیچ نظری وجود ندارد