داستان های امام زمان

داستان از سیاحت غرب درباره امام زمان3

داستان های امام زمان(عج)-بیت ظهور

داستان

?داستانی شنیدنی از سیاحت غرب درباره امام زمان سلام الله علیه

قسمت پایانی

…و همه این رأی را پسندیدند، به جز ملائکه ها که سکوت نمودند و در این هنگام جمعی

از لشگر آمدند (و گفتند) که: «دلهای ما خنک نمی شود، بدون استعمال سیف و سنان

(شمشیر و نیزه) گفتم: «بروید همه را اعلام کنید که در صف شوند رو بطرف بیت المعمور،

که باید از خدا بخواهیم تعجیل ظهور را، که دردهای ما به ظهور دوا شود و رأی اهل حلّ و عقد

بر این قرار گرفته است و دعای فرج در آخر الزّمان از افضل دعاها است».
خودمان هم برخاستیم رفتیم به جلو صفوف ایستاده و دستهای گدایی را بلند نموده و خواندیم:

«اَللَّهُمَّ عَظُمَ الْبَلاءُ وَبَرِحَ الْخَفاءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاءُ وَ ضاقَتِ الْاَرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّماءُ…
صفوف را به حال دعا، ترک نمودیم. چند نفری به تلفنخانه، که در لوح آنجا بود رفتیم

تا ببینیم و بشنویم و صور گفتگوی ملاء أعلی را؛ و بدانیم که پیغمبر و علی و اولادش در چه حالند.
دیدیم که پیغمبر (صلی الله علیه و آله) و علی (علیه السلام) و اهل بیتشان نیز

در صف شده اند و دستها به دعای فرج، بلند است و در عقب سر آنها، صفوف

انبیاء و مرسلین و کرّوبین و ملائکه مقرّبین، همه به دعا ایستاده اند که حدّ و حصر ندارد…

چون نظر نمودیم، دیدیم حضرت حجّت نیز با خواصّ اصحابش، در سر کوهی،

دست به دعا بلند نموده اند و درشهرها و بلاد اسلام، در مساجد و غیرها، مجامع مؤمنین،

کم یا زیاد، منعقد شده، مشغول دعا و ختم «أَمَّنْ یُجیبُ الْمُضْطَرَّ»اند. در صحراها؛

جوخه جوخه، از حیوانات درنده و چرنده و پرنده اجتماعاتی دارند و هریک

به زبان خود از طول انتظار فرج، ناله می کنند…

?سیاحت غرب

نوشته‌های مرتبط

ایا امام زمانی وجود دارد

Entezar

گریه امام عصر(عج) در عرفات در روضه حضرت ابوالفضل(ع)

Montazer

داستان من قائم آل محمد هستم

Entezar
بسیار خوش حال می شویم تا با ارسال نظرات ارزشمند خود مجموعه بیت ظهور را در تولید محتوای بهتر یاری نمایید.

هیچ نظری وجود ندارد