داستان های امام زمان

داستان از سیاحت غرب درباره امام زمان(عج)2

داستان های امام زمان(عج)-بیت ظهور

داستان

داستانی شنیدنی از سیاحت غرب درباره امام زمان سلام الله علیه

قسمت دوم

 

…و آن آدمها دیده می‌شدند که بی‌اختیار بلند می‌شوند و به زمین می‌خورند،

مانند دانه های اسپند در تاوه (مایتابه) داغ که به یک جا قرار و آرام نداشتند و ناله

و فریاد آنها مانند صدای سگ به گوش ما می‌رسید… و چون آقای ملائکه فرمودند که

این تیر شهاب‌هایی که بر دشمنان ریزش دارد، اثر لعنهای مؤمنین است، به لشگر امر نمودیم که لعن

نمایند دشمنان اهل‌بیت سلام الله علیهم را و تمام لشگر در صف ایستاده، مشغول لعن، شدند

و صداها را به لعن بلند می‌نمودند و دیده می شد در ساحت برهوت که به آن تیر شهابها، میلیون میلیون افزوده شد

و دود و غبار، فضا و عرصه آنجا را تیره و تار نمود… و بدنهای آنان (یعنی: جهنّمیان) کباب می شد

و همچون پنجره، سوراخ سوراخ می‌گشت… در خیمه من جمع شدیم و بنای مشورت نهادیم

که چه کنیم، که انتقام کلّی حاصل شود و دلها از جوش و خروش، ساکن و آرام گیرد؟
من گفتم: «سبب و باعث جوش و جگر خونی ما، جوش و خروش و اندوهگینی

امام زمان(ارواحنا له الفداه) است، تا دل او خنک و خالی نگردد، محال است

که از ما خنک شود؛ چون دل شیعه، پابند دل اوست. باید فکری نمود که او را از انتظار بیرون

نمود و این، به غیر از دعا و التماس از خدا که اِذن خروج به او بدهد،

چاره ای ندارد. ما با جدّیّت تمام، از چاره ساز بیچارگان بخواهیم که درد ما را چاره کند.
ادامه دارد…
➖➖➖➖➖➖➖➖➖

نوشته‌های مرتبط

شفای ابو راجح حمامی

Entezar

داستان تشرف ابن هشام_قسمت آخر

Entezar

تشرف شاگرد علامه قاضی

Entezar
بسیار خوش حال می شویم تا با ارسال نظرات ارزشمند خود مجموعه بیت ظهور را در تولید محتوای بهتر یاری نمایید.

هیچ نظری وجود ندارد