داستان های امام زمان

داستان تشرف میرزاجوادآقا ملکی تبریزی

داستان های امام زمان(عج)-بیت ظهور

 داستان  تشرف میرزاجوادآقا ملکی تبریزی

هنوز مسجد بالاسر حضرت معصومه عليها السلام، يادآور

حضور سبز آن عارف واصل و نمازهاي عارفانه

اوست؛ مجتهدي بصير، عالم اخلاقي كامل و عارف و اصلي

كه ارتباط وي با حضرت بقيت ا… فراوان ملازمت او با تقوا و ورع بسيار بود.

او دايم الحضور بود و لحظه اي از ياد خدا بيرون نمي رفت.

رادمردي كه قبر مطهر او در قبرستان شيخان قم

محل استجابت دعا و زيارتگاه عام و خاص مردم است.

حضرت آيت ا… حاج سيد جعفر شاهرودي اعلي ا… مقامه

مي گويد: « شبي در شاهرود خواب ديدم كه در صحرايي

حضرت صاحب الامر علیه السلام  با جماعتي تشريف

دارند و گويا به نماز جماعت ايستاده اند. جلو رفتم كه

جمالش را زيارت و دستش را بوسه زنم. چون نزديك شدم

شيخ بزرگواري را ديدم كه متصل به آن حضرت ايستاده

و آثار جمال و وقار بزرگواري از سيمايش پيداست. چون

بيدار شدم، در اطراف آن شيخ فكر كردم كه كيست

كه تا اين حد نزديك به امام زمان علیه السلام است. از پي

يافتن او به مشهد رفتم، نيافتم. به تهران آمدم، نديدم.

به قم مشرف شدم، او را در حجره اي از حجرات مدرسه

فيضيه كه مشغول به تدريس بود، ديدم. پرسيدم كيست؟

گفتند: « عالم رباني آقا حاج ميرزا جواد آقا ملكي

تبريزي است. » خدمتش مشرف شدم. تفقد بسياري كردند

و فرمود كي آمدي؟ گويا مرا ديده و شناخته و از

قضيه آگاهند. پس ملازمش را اختيار نمودم

و او را چنان يافتم كه ديده بودم و مي خواستم.

تشرفات علما.ص40
➖➖➖➖➖➖➖

نوشته‌های مرتبط

داستان های امام زمان (عج)

Entezar

تشرف شیخ محمد طاهر نجفی قسمت دوم

Montazer

تشرفات آیت الله مرعشی نجفی

Entezar
بسیار خوش حال می شویم تا با ارسال نظرات ارزشمند خود مجموعه بیت ظهور را در تولید محتوای بهتر یاری نمایید.

هیچ نظری وجود ندارد