Search
چهارشنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۶
  • :
  • :

داستان تشرف شیخ محمد تقى قزوینى

داستان تشرف شیخ محمد تقى قزوینى

?داستان تشرف شیخ محمد تقى قزوینى-قسمت ۱/۲

?شیخ جلیل , میرزا عبدالجواد محلاتى , که از اهل تقوى و مجاورین نجف اشرف بود,فرمود: شـیـخ مـحـمـد تقى قزوینى , که در مدرسه صدر منزل داشت و از نظر علم و عمل و تقوى و زهد بـى نـظـیـر بـود, دائمـا مى گفت : حاجتى که من از خدا دارم و در حرم مطهرامیرالمؤمنین علی علیه السلام همیشه خواسته ام این است که خدمت ولى عصر, حضرت بقیه اللّه ارواحنافداه , مشرف شده و پاهاى مـبـارک آن حـضـرت را بـبـوسم و در کمال عجز و با دل شکستگى مى گویم : اللهم ارنى الطلعه الرشیده و الغره الحمیده .


ایشان مبتلا به مرض سل شد و با این که فقیر و نیازمند بود, نهایت عزت نفس راداشت و حال خود را پوشیده مى داشت .
مـدت هـیـجـده سال , در جوار حرم مطهر امیرالمؤمنین علی علیه السلام, موفق به تحصیل علم بود.
مرض او طـول کـشـیـد و همیشه سرفه مى کرد و در وقت سرفه از سینه اش خون خارج مى شد و به همین سبب از حجره اش به انبار مدرسه منتقل شد, تا اطراف حجره به خونى که از سینه اش دفع مى شد, آلوده نشود.
مـدتـى در آن مـکـان بود و خون از سینه اش دفع مى شد, تا این که همه از او ناامید شدند وکسى گمان نمى کرد که از این مرض شفا پیدا کند.
چـنـد روزى گـذشـت .
او را در کـمـال صـحت و سلامتى یافتند.
همگى از آن حالت وسلامت او شـگـفـت زده شـدند, بخاطر آن شدت و سختى که داشت و خونى که ازسینه اش خارج مى شد.
به هـرحـال بـراى هـمه سؤال بود که چگونه ناگهانى سلامت خود را باز یافت .
همه مى گفتند: این نبوده مگر به یک واسطه غیبى , لذا از سبب شفاى او پرسیدند.
گـفت : شبى از شبها, حال من خیلى وخیم شد, به طورى که هیچ حس و حرکت وشعورى برایم بـاقى نماند.
اوایل فجر بود, ناگاه دیدم سقف انبار شکافته شد و شخصى که یک صندلى همراهش بـود, فـرود آمـد و آن را در مـقابل من گذاشت .
بعد از اوشخص دیگرى فرود آمد و بر آن صندلى نـشـسـت .
در همان حالت مثل این که به من گفتند: این شخص امیرالمؤمنین علی علیه السلام  است .
حضرت توجهى به من فرمود و از حال من جویا شد.
عرض کردم : اى سید و مولاى من , حاجت مهم من شفاى از این مرض و رفع فقرمى باشد.
فرمود: اما مرض،که از آن شفا یافتى…

✍:قسمت بعدی ادامه دارد …
➖➖➖➖➖➖➖



سلام علیرضا 21 ساله هستم انشا الله بتونیم سرباز خوبی برای امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) باشیم -------------------------------------------------- ما زخم خورده ی پهلوی مادرمان حضرت زهرا (س) هستیم .


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهار × دو =