داستان های امام زمان

داستان احمد بن اسحاق امام و جانشين پس از حضرت مهدی

داستان های امام زمان(عج)-بیت ظهور

«احمد بن اسحاق» كه از بزرگان شيعه و پيروان ويژه امام يازدهم(عليه السلام) است مي‌گويد:


خدمت امام عسكري(عليه السلام) شرفياب شدم و مي‌خواستم در مورد امام پس از او سؤال كنم؛ ولي پيش از

آن كه سخني بگويم فرمود: «‌اي احمد!❗️❗️ همانا خداي متعال از آن زمان كه آدم را آفريده، زمين را از حجّت خود

خالي نگذاشته است و تا قيامت نيز چنين نخواهد كرد❗️❗️ به واسطه حجّت خدا، بلا از اهل زمين برداشته

مي‌شود و به بركت وجود او  باران باريده و بهره‌هاي زميني بيرون مي‌آيد.»

عرض كردم: ‌اي پسر رسول خدا! امام و جانشين پس از شما كيست❓❓❗️
آن حضرت با شتاب به درون خانه رفت و بازگشت در حالي كه پسري سه ساله كه رويش همانند ماه تمام

مي‌درخشيد ⚡️?☀️بر دوش خويش داشت و فرمود: «‌اي احمد بن اسحاق!?? اگر نزد خداي متعال و

حجّت‌هاي او گرامي نبودي، اين پسرم را به تو نشان نمي‌دادم❗️ همانا او هم نام و هم كنيه رسول خداست و

كسي است كه زمين را از عدل و داد پر مي‌كند همان گونه كه از ظلم و ستم پر شده باشد.»
گفتم: سرور من! آيا نشانه‌اي هست كه قلبم به آن آرام گردد❓❗️
]در اين هنگام[ آن كودك، لب به سخن گشود و به زبان عربي روان  گفت:
«اَنا بَقيةُ اللّهِ في اَرْضِهِ والمُنْتَقِمُ مِنْ اَعْدائِهِ… من بقية الله در زمين هستم كه از دشمنان خدا انتقام خواهم

گرفت؛ ‌اي احمد بن اسحاق، پس از اين كه با چشم خود مي‌بيني در پي نشانه مباش!!»
احمد بن اسحاق گويد: پس ] از شنيدن اين سخنان  [با شادماني از خانه امام(عليه السلام) بيرون شدم…

( كمال الدين، ج 2، باب 38، ح 1، ص 80.)

نوشته‌های مرتبط

داستان خاتون عشق بخش هفتم

Montazer

تشرفات آیت الله مرعشی نجفی قسمت دوم

Entezar

محبت علی(ع) دوری از جهنم و نشانه حلال زادگی

Entezar
بسیار خوش حال می شویم تا با ارسال نظرات ارزشمند خود مجموعه بیت ظهور را در تولید محتوای بهتر یاری نمایید.

هیچ نظری وجود ندارد