داستان های امام زمان

خطاب امام زمان به میرزای نائینی

داستان های امام زمان(عج)-بیت ظهور

خطاب امام زمان ارواحنا فداه به میرزای نائینی

? در دوران جنگ جهانى اول و اشغال ايران توسط قواى انگليس و روس

كه حملات و هجوم ها به ملت شيعه اوج گرفته بود، مرحوم آية الله العظمى نائينى

(استادِ مراجع تقليد عصر اخير همچون حضرات آيات عظام حكيم و خوئى و…)

رحمة الله علیه، خيلى پريشان بودند و نگران از اينكه وضع به كجا خواهد انجاميد…

حضور قشون متجاوز اجنبى در خاك ايران و كشتارهاى فراوانى كه از مردم مظلوم

و غيور اين سرزمين در جريان كشاكش مزبور صورت گرفت، همراه با قحطى و كمبود

شديد ارزاق عمومى، قلب همه عناصر شريف و مستقل اين ديار را به درد آورده

و شديداً نگران اسلام و ايران و تشيع ساخته بود.
مرحوم آية الله نائينى نيز يكى از همين افراد بودكه مشاهده وضع اسفبار ايران

و مردم مسلمان و شيعه آن در زير چكمه صاحب منصبان ضد اسلام، آرام و قرار را از وى گرفته بود.

در همين زمانها شبى به امام عصر، عجل الله تعالى فرجه، متوسّل مى شود

و در حال توسل و گريه و ناراحتى به خواب مى رود و خواب مى بينند كه ديوارى

به شكل نقشۀ ايران، شكست برداشته و خم شده و در حال افتادن است. در زير اين ديوار

يك عده زن و بچه نشسته اند و ديوار دارد روى سر اينها خراب مى شود!
مرحوم ميرزا وقتى اين صحنه را مى بينند به قدرى نگران مى شوند كه فرياد مى زنند

و مى گويند كه: خدايا اين وضع به كجا خواهد انجاميد؟ در اين حالات، مى بينند

كه حضرت امام عصر ارواحنافداه تشريف آوردند و انگشت مباركشان را به طرف

ديوارى كه خم شده و در حال افتادن بود گرفتند و آن را بلند كردند

و دومرتبه سرجايش قرار دادند و بعد فرمودند:
” اينجا شيعه، خانه ماست.مى شكند، خم مى شود، خطر هست،

ولى ما نمى گذاريم سقوط كند، ما نگهش مى داريم.”

?مقاله راز بقای ایران عنایات اهل بیت علیه السلام،استاد ابوالحسنی
➖➖➖➖➖➖➖➖

نوشته‌های مرتبط

توانمندي و جوان بودن حضرت مهدي

Montazer

داستان سرمه متبرک

Entezar

تحریم تنباکو و امام زمان

Montazer
بسیار خوش حال می شویم تا با ارسال نظرات ارزشمند خود مجموعه بیت ظهور را در تولید محتوای بهتر یاری نمایید.

هیچ نظری وجود ندارد