داستان های امام زمان

حکایت ملاقات امام زمان به کمک علوم غریبه… مسلمان باشید نه رمال

داستان های امام زمان(عج)-بیت ظهور

داستان

?حکایت ملاقات امام زمان(عج الله تعالی فرجه الشریف)

به کمک علوم غریبه… مسلمان باشید نه رمال!


✍شخصی که مسلط به علوم غریبه بود، توانست در زمان خاصی، مکان حضور امام زمان

را در بازار آهنگران شناسایی کند و پس از آن به سرعت برای دیدار ایشان راهی

محل شد و مشاهده کرد که حضرت در کنار دکانی نشسته است که صاحب آن بی‌توجه

به ایشان مشغول نرم کردن آهن است، اما پس از مدتی مشاهده کرد که پیرمرد صاحب

دکان به امام زمان(عج الله تعالی فرجه الشریف) گفت: یابن رسول الله،

اینجا مکان گرمی است اجازه دهید برای شما آب خنک بیاورم.

اینگونه بود که استنباط شخص سوم مبنی بر اینکه فقط

خودش متوجه حضور حضرت است، غلط از آب درآمد.
پس از مدتی پیرزنی به دکان مرد آهنگر مراجعه کرد و گفت:

فرزندم بیمار است و خرج مداوای او هفت درهم است، تنها دارایی من هم همین قفل است

که هیچ کس در این بازار بیش از شش درهم برای آن نمی‌پردازد، به خاطر خدا آن

را به قیمت هفت درهم از من بخر، مرد آهنگر با دیدن قفل بدون کلید، به پیرزن گفت

که متاع او با این شرایط 10 درهم ارزش دارد و در صورت ساخته شدن کلید برای

آن دوازده درهم در بازار به فروش می‌رسد، حال هر یک از این دو کار را که بخواهی،

برای تو انجام می‌دهم و در برابر دیدگان متعجب پیرزن 10درهم در ازای خرید قفل

به او پرداخت کرد، آن‌گاه بقیة‌الله(روحی فداه) رو به شاهد کرد و فرمود: برای پیدا کردن

ما رمل نیندازید، اگر همه مثل این مرد، مسلمان باشید، ما به سراغ شما می‌آییم.

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖

نوشته‌های مرتبط

مکث در نماز توسّط سیّد بحرالعلوم

Montazer

داستان پولِ حلال

Montazer

داستان چرا ترديد

Entezar
بسیار خوش حال می شویم تا با ارسال نظرات ارزشمند خود مجموعه بیت ظهور را در تولید محتوای بهتر یاری نمایید.

هیچ نظری وجود ندارد