داستان های امام زمان

تشرف شیخ محمد طاهر نجفی قسمت سوم

داستان های امام زمان(عج)-بیت ظهور

داستان

تشرف شیخ محمد طاهر نجفی

قسمت سوم

…و دائما نور و عظمت او در نظرم افزوده میشد،کم کم به قدری نورش زیاد شد ،که دیگر ممکن نبود  به صورتش نگاه کنم.
و آن شخص دیگر که با او بود ، پشت سرش به فاصله چهار وجب نماز میخواند.
من روبروی آنها ایستاده بودم ، و فکر میکردم و در دلم افتاد که این آقا کیست؟ وقتی از نماز فارغ شدند،آن شخصیت را که پشت سر آن اولی نماز میخواند، دیگر ندیدم ولی آن آقا را دیدم که ناگهان بر بالای کرسی مرتفعی که چهار ذرع ارتفاع داشت و سقفی هم بر او بود نشسته و به قدری آن کرسی و خود وجود مقدسش نورانی است که چشم را خیره میکرد.
سپس به من فرمود:ای طاهر مرا از کدام یک از سلاطین گمان کرده ای؟
گفتم: ای مولای من! شما سلطان سلاطین و سید عالمی و شما اینها نیستید.
فرمود:ای طاهر به مقصد خود ( که زیارت صاحب الزمان (علیه السلام) باشد)رسیدی حالا بگو چه میخواهی آیا ما شما را هر روز حمایت و رعایت نمی کنیم؟ احوال و اعمال شما را هر روز  به ما عرضه می دارند و بالاخره به من وعده فرمود:
که وضعم خوب خواهد شد و از آن تنگ دستی نجات پیدا می کنم.
در این بین، شخصی که من او را میشناختم و اسمش را میدانستم و او آدم معصیت کاری بود،از طرف صحن حضرت مسلم وارد مسجد کوفه شد.
ناگهان دیدم،آثار غضب در سیمای آن وجود مقدس ظاهر شد و روی مبارکش را به طرف آن مرد کرد و فرمود:
ای ….کجا فرار میکنی؟!مگر زمین مال ما نیست،مگر آسمان از ما نیست در زمین و آسمان احکام و دستورات ما باید اجرا شود و تو چاره ای جز آنکه زیر دست ما باشی نداری!
سپس رو به من کرد و تبسمی فرمود و گفت: ای طاهر به حاجتت رسیدی دیگر چه میخواهی؟
اما من به قدری تحت تاثیر جلال و عظمت و هیبت او قرار گرفته بودم ، که نمیتوانستم حرف بزنم.
باز دو مرتبه آن حضرت همین کلام را تکرار فرمود.
باز هم من نتوانستم چیزی بگویم و سؤالی از او بکنم و به قدری خوشحال بودم، که به وصف نمی آید در این موقع با کمتر از یک چشم بر هم زدن خود را تنها در میان مسجد دیدم و دیگر اثری از او نبود وقتی به طرف مشرق نگاه کردم ، دیدم صبح طالع شده است.
شیخ طاهر میگفت:از آن تاریخ تا به حال به حمدالله به قدری در وسعت رزق قرار گرفته ام که دیگر بی پولی و سختی به هیچ وجه ندیده ام.

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖

نوشته‌های مرتبط

داستان اگر تعداد یارانم ۳۱۳ نفربودند قسمت دوم

Montazer

داستان استشمام عطر حضرت در سرداب مطهر

Entezar

تشرفات آقا سید کریم محمودی بخش دوم

Montazer
بسیار خوش حال می شویم تا با ارسال نظرات ارزشمند خود مجموعه بیت ظهور را در تولید محتوای بهتر یاری نمایید.

هیچ نظری وجود ندارد