داستان های امام زمان

تحریم تنباکو و امام زمان

داستان های امام زمان(عج)-بیت ظهور

 تشــــــــــــرفـــــــــــات

تحریم تنباکو و امام زمان

علاوه بر موارد یاد شده، راهنمایی های شخصی برخی از عالمان دربارة مسائل فردی شان همچون: تشرف آیت الله مرعشی نجفی و تعیین تکلیف در امور بسیار مهم سیاسی ـ اجتماعی نظیر: فتوای تحریم تنباکو، جنبش مشروطیت و انقلاب اسلامی ایران.

دربارة اذن صدور فتوای تحریم تنباکو به میرزای شیرازی؛ خود وی در پاسخ به اعتراض آیت الله فشارکی می گوید:

«مدت هاست که در فکر آن [صدور حکم تحریم] بودم و در این مدت، جهات مختلف این فتوا را بررسی کردم تا اینکه دیروز به نتیجة نهایی رسیدم و امروز به سرداب غیبت رفتم تا از مولایم امام زمان(ع) اجازحکم را بگیرم و آقا نیز اجازه فرمودند و امروز قبل از آمدن شما حکم را نوشتم».

دربارة رؤیای مرحوم آیت الله نائینی ـ از مراجع تقلید ـ که در آغاز، از موافقان جنبش مشروطیت بودند و آن را در مقابل روش سلطنت، پسندیده می دانستند، از قول خودشان در کتاب تنبیه الامة و تنزیه الملة چنین نقل شده است که:

«چند شب قبل، در عالم رؤیا خدمت مرحوم آیت الله آقای حاج میرزا حسین تهرانی(ره)… مشرف شدم و مسائلی را از ایشان پرسیدم که همه را از زبان مبارک حضرت ولی عصر(ع) پاسخ دادند. پس از پایان آنها، دربارة مشروطه پرسیدم. حاصل عبارت این جواب بود:

«حضرت(ع) فرمودند: مشروطه، اسمش تازه است، مطلب که قدیمی است. …»

بعد این عبارت را گفت:

«حضرت فرمودند:

مشروطه مثل آن است که کنیز سیاهی را که دستش هم آلوده باشد، به شستن دست وادارش نمایند».

به نظر مرحوم نائینی، سیاهی کنیز، اشاره به غصب بودن اصل حکومت به جای امام زمان(ع) از جانب غیرمجتهدان و آلوده بودن دست آن، اشاره به غصب زائد (یعنی نظام سلطنت) است که به وسیلة مشروطیت برطرف می شود.

از جمله راهنمایی ها و عنایات امام زمان(ع) در مورد انقلاب اسلامی ایران، دستور آن حضرت(ع) به شکستن فرمان حکومت نظامی دولت ملی (بختیار) در شب 22 بهمن 1357 است. آیت الله خزعلی گفته است:

«22 بهمن 57 یوم الله بود. واقعاً ما در معرض کشته شدن بودیم. فقط ندای ولی عصر(ع) به داد ما رسید. فردی که الآن زنده است،پیام برد به دبیرستان علوی گفت: «حضرت مهدی(ع) می فرمایند: در خانه نمانید. اگر ماندید، کشته می شوید».

لذا امام(ره) خیلی محکم فرمود:

در خانه نمانید. آقای طالقانی به امام عرض کرد: آقا! مردم را درو می کنند. اینها عصبانی هستند، آخرِ کارشان است. امام فرمودند:

باید بیرون بریزند. ایشان (آقای طالقانی) خیلی اصرار کرد. امام(ره) فرمود:

اگر پیام از جای دیگر باشد باز [بر] سر حرف خود ایستاده اید؟ [آقای طالقانی] گفت: چشم، تسلیم هستم».

و به نقل آقای مرتضایی فرد، در کتاب برداشت هایی از سیره امام خمینی(ره)، امام گفته بود: «شاید این حکم از طرف امام زمان(ع) باشد».

منابع:

۱.گونه شناسی تشرفات

ادامه دارد…

نوشته‌های مرتبط

داستان غذاى بهشتى امام زمان

Entezar

داستان تشرف حاج سید عزیزالله تهرانی-قسمت 2/3

Entezar

داستان های امام زمان (عج)

Entezar
بسیار خوش حال می شویم تا با ارسال نظرات ارزشمند خود مجموعه بیت ظهور را در تولید محتوای بهتر یاری نمایید.

هیچ نظری وجود ندارد