حضرت ولی عصر(عج)

یا بقیّةَاللهِ فی أرضه

داستان های امام زمان(عج)-بیت ظهور

شعـــــــــــر مهـــــــ  ـــــدوے

یا بقیّةَاللهِ فی أرضه


با اینکه روضه خوانم و میخوانم از شما
“فهمیده ام که هیچ نمیدانم از شما”

یا ایها العزیز ! ذلیل معاصی ام
باید ز شرم چهره بپوشانم از شما

میترسم از رسیدن آن جمعه ای که من
قبل از سلام روی بگردانم از شما

رویی نمانده است به چشمت نظر کنم
پس بی دلیل نیست، گریزانم از شما

من اصل انتظار تو را برده ام ز یاد
با انتظــــارهای فراوانـــم از شما

من نان به نرخ نام تو خوردم ، حلال کن
محض رضای ذائقه میخوانم از شما

ألـلَّـھُــــــمَــ ؏ َـجــــــــــِّـلْ لِوَلــــــیِـڪْ ألــــــــــْـفـــــَـرَج

نوشته‌های مرتبط

شعرکاش روزی بنویسند به دیواربقیع

Montazer

شعر امام زمان(عج) زلف شب

Entezar

شعر میزنم سبزه گره تاگره ای واگردد

Entezar
بسیار خوش حال می شویم تا با ارسال نظرات ارزشمند خود مجموعه بیت ظهور را در تولید محتوای بهتر یاری نمایید.

هیچ نظری وجود ندارد