Search
چهارشنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۶
  • :
  • :

ایا امام زمانی وجود دارد

ایا امام زمانی وجود دارد

داستان امام زمانی وجود ندارد…

یکی از دانشمندان و رهبران مذهبی زیدیه که به خاطر هوش سرشار و دانش بسیارش به او عنوان بحرالعلوم

داده بودند(با سید مهدی بحرالعلوم فرق دارد)  در مورد امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) چون و چرا

داشت و وجود آن گرامی را انکار می کرد در یمن می زیست اما همانجا ضمن ایجاد شک و شبهه در این مورد به

رهبران فکری و علمای بزرگ حوزه ها نامه می نوشت و آنان را به بحث و مناظره می طلبید و دلیل و برهان برای

اثبات وجود گرانمایه کعبه مقصود و قبله موعود امام عصر (علیه السلام) از آنان می خواست.

موجی از دلیل و برهان به سوی او ارسال شد، اما او قانع نشد و ضمن نامه ای به مرجع گرانقدر جهان تشیع آیه

الله سید ابوالحسن اصفهانی از او خواست تا در این مورد خود وارد عمل گردد و اگر پاسخ قانع کننده ای دارد

برای او بنویسد.آیه الله سید ابوالحسن اصفهانی طی پیام کتبی به یمن از عالم زیدی مذهب دعوت کرد تا به نجف و کنار تربت

مقدس امیرمومنان (علیه السلام) سفر کند و در آنجا مهمان او باشد و پاسخ قانع کننده را بطور شفاهی و رویارو

از «سید» دریافت دارد.

دانشمند یمنی دعوت رهبر شیعیان را پذیرفت و همراه با فرزندش که سید ابراهیم نام داشت و گروهی از

پیروانش به سوی نجف حرکت کردند و پس از ورود به نجف در فرصتی مناسب به دیدار آیه الله اصفهانی

شتافتند.

عالم زیدی مذهب گفت: «حضرت آیه الله! ما طبق دعوت کتبی شما راه طولانی میان یمن تا نجف را با شور و

اشتیاق پیمودیم اینک امیدواریم جوابی قانع کننده در مورد وجود دوازدهمین امام نور، به ما بیان کنید تا وجدان ما

آرام گیرد و در این مورد به باور و یقین برسیم در این صورت است که مسافرت ما ثمربخش بوده و به آرزوی قلبی

خویش رسیده ایم.»

سید ابوالحسن اصفهانی در پاسخ فرمود: «اینک خستگی راه را، با استراحت از خود برطرف کنید تا شب آینده

پاسخ اشکال شما را به یاری خدا خواهم داد.»

دانشمند یمنی و پسرش پذیرفتند و به استراحت پرداختند. فردا شب به منزل شخصی سید ابوالحسن

اصفهانی شتافتند و پس از صرف شام و پذیرایی از آنان، بحث و گفتگو در مورد وجود گرانمایه خورشید فروزان رخ

بر کشیده در پس ابرها، آغاز شد بحث به درازا کشید پاسی از نیمه شب گذشته بود و بحث آنگونه که می باید

به ثمر ننشسته بود که «سید ابوالحسن» به یکی از کارگزاران بیت خود فرمود: «مشهدی حسین! مشعل را

بردار تا جایی برویم.»

و آنگاه خطاب به عالم یمنی و پسرش فرمود: «برویم.»

پرسید: «کجا؟»

کرامات امام زمان (عج) در جبهه‌ها

فرمود: «برویم تا وجود گرانمایه آن حضرت را به شما نشان دهم و شما با دیدگان خود جمال جهان آرای او را

بنگرید تا هیچ تردیدی بر جای نماند و به اوج یقین نایل آیید.»

علامه محقق حاج سید محمد حسن میرجهانی که خود در آن نشست حضور داشته است می گوید: «ما با

شنیدن سخنان آیه الله سید ابوالحسن شگفت زده برخاستیم تا همراه آنان برویم، اما سید ابوالحسن نپذیرفت

و فرمود:«تنها بحرالعلوم یمنی و فرزندش سید ابراهیم با من می آیند.»

آنان در دل شب رفتند و ما را به همراه خود نبردند، فردای آن شب هنگامی که عالم زیدی مذهب و پسرش را

دیدم و از آن دو جریان شب گذشته را جویا شدم آنان با همه وجود گفتند: «سپاس خدای را که ما را به مذهب

خاندان وحی و رسالت رهنمون و به وجود گرانمایه حضرت مهدی (علیه السلام) معتقد ساخت، اینک ما به

مذهب شما روی آورده و از ارادتمندان و شیعیان امام عصر (علیه السلام) هستیم.»

پرسیدم: «چگونه و به چه دلیل؟»

گفت: «بدان جهت که در آن بحث و مناظره سید ابوالحسن وجود مقدس قطب دایره امکان را به ما نشان داد.»

گفتم: «چگونه سید امام عصر (علیه السلام) را به شما نشان داد؟!»

پاسخ داد: «دوست من! هنگامی که پس از نیمه شب از خانه خارج شدیم ما نمی دانستیم که سید ما را به

کجا می برد او از پیش و ما در پی او رفتیم تا به وادی السلام نجف وارد شدیم در آنجا و در همان نقطه ای که به

مقام ولی عصر (علیه السلام) مشهور است، آیه الله سید ابوالحسن ایستاد، چراغ را از مشهدی حسین گرفت

و آنگاه دست مرا در دست خویش قرار داد و با هم وارد مقام شدیم.

در آنجا تجدید وضو کرد و در حالی که پسرم سید ابراهیم خارج از مقام به کار او می خندید به نماز ایستاد.

چهار رکعت نماز در آنجا خواند و آنگاه دست نیاز به بارگاه آن بی نیاز برد، نمی دانم چه گفت و چه زمزمه و

نیایشی با آن بی نیاز کرد، همانقدر می دانم که به ناگاه فضای آن مکان مقدس نور باران شد و من دیگر از خود

بیگانه و از هوش رفتم.»

پسرش سید ابراهیم افزود: «در این هنگام من خارج از مقام ایستاده و پدرم همراه سید ابوالحسن داخل آن

مکان مقدس بودند که پس از چند دقیقه صدای صیحه پدرم را شنیدم. به سویش شتافتم که دیدم او غش کرده

و آیه الله برای به هوش آمدن او شانه هایش را ماساژ می دهد.

پدرم به خود آمد و گفت که وجود گرامی امام عصر (علیه السلام) را دیده است و آن حضرت او را به مذهب خاندان وحی و رسالت مفتخر ساخته و بیش از این از ویژگیهای دیدار، سخن نگفت.»

بدینسان بحرالعلوم یمنی آن عالم زیدی مذهب به وجود امام عصر (علیه السلام) ایمان آورد و به یمن بازگشت و

چهار هزار نفر از ارادتمندان خویش را به مذهب شیعه هدایت ساخت و سال بعد با اموال فراوانی که مریدان و

دوستانش به عنوان خمس به او داده بودند، وارد نجف اشرف گردید و همه را به عنوان وجوهات به آیه الله سید

ابوالحسن اصفهانی تقدیم داشت.

وی پس از چند روز به یمن برگشت و چهار هزار نفر از مریدانش را شیعه دوازده امامی کرد.

او تا آخرین لحظات بر عقیده سخت و استوار خویش پای فشرد و در قلمرو دعوت تبلیغی خویش از مرزهای فکری

و عقیدتی و اخلاقی و انسانی مکتب اهل بیت (علیهم السلام) قهرمانانه مرزبانی کرد.»
ملاقات علماء بزرگ اسلام با امام زمان علیه‌السلام‌
➖➖➖➖➖➖➖➖➖



سلام علیرضا 21 ساله هستم انشا الله بتونیم سرباز خوبی برای امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) باشیم -------------------------------------------------- ما زخم خورده ی پهلوی مادرمان حضرت زهرا (س) هستیم .


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دو × 2 =