حضرت ولی عصر(عج)

اشعار امام زمان محروم شدم

داستان های امام زمان(عج)-بیت ظهور

شعـــــــــــر مهـــــــ  ـــــدوے

هر كه محروم است از تو مَحرمِ مِیخانه نیست

هر كه با آتش نمی جوشد دلش پروانه نیست

من اویسم قسمتم انگار دیدارت نشد

از قَرَن می آیم و ارباب امّا خانه نیست

گشتم و گفتند بر این روضه ها سر می زنی

بانیِ این اشك ها جز چَشمِ صاحب خانه نیست

من حسینی زاده ام از شیر و اشكِ مادرم

سینه ام با آتشِ عشقِ شما بیگانه نیست

حسِ این دیوانگی تقصیرِ خاكِ كربلاست

سال ها در كربلا گشتیم جز دیوانه نیست

باز هم موی شما با ناله ها آشفته شد

كارِ گیسوی پریشانِ شما با شانه نیست

مثلِ زن های پسر از دست داده آمدیم

خانه ی چَشمانِ ما از سیل جز ویرانه نیست

بس كه امشب گل به غم های یتیمت ریختیم

آه دیگر لاله ای در گوشه ی گلخانه نیست

الـلَّـھُــــــمَــ ؏ َـجــــــــــِّـلْ لِوَلــــــیِـڪْ ألــــــــــْـفـــــَـرَج

نوشته‌های مرتبط

شعر امام زمان سالها محتاجم

Entezar

شعر مهدوی عيدي رسيده است

Entezar

اشعار امام زمان يا حجة ابن الحسن

Montazer
بسیار خوش حال می شویم تا با ارسال نظرات ارزشمند خود مجموعه بیت ظهور را در تولید محتوای بهتر یاری نمایید.

هیچ نظری وجود ندارد