حضرت ولی عصر(عج)

اشعار امام زمان (عج) ای منتظران

داستان های امام زمان(عج)-بیت ظهور

?ای منتظران …

یادمان باشد که  زهرا پیر شد..
یادمان باشد علی زنجیر شد…

یادمان باشد که پهلویی شکست…
حیدر از غم ها گلویش پینه بست..

یادمان باشد جگر خون شد حسن…
یادمان باشد حسین شد بی کفن…

یادمان باشد چه زینب می کشید…
پیش چشمانش رقیه پر کشید…

یادمان باشد علی اکبر چه شد…
روی تیغ و نیزه رأس بچه شد…

یادمان باشد علی بن الحسین…
اشکها می ریخت از داغ حسین…

یادمان باشد که باقر شیعه را…
خون دلها خورد تا کردش به پا…

یادمان باشد قیام شیعیان…
شد به دست حضرت صادق عیان…

یادمان باشد که کاظم شد اسیر…
شد رضا دور از دیارش مستجیر…

یادمان باشد جواد و غربتش…
حضرت هادی و هتک حرمتش…

یادمان باشد امام عسگری…
شد اسیر پادگان و لشگری…

این همه یادآوری دانی چرا؟
تا بگویم جمله های زیر را:

یادمان باشد دگر صاحب زمان…
کفر نعمت های ما کردش نهان…

یوسف زهرا اگر در هجرت است…
از گناه ماست گر در غیبت است…

ای مسلمان! مهدی ات را درک کن…
هر چه آقا خوش ندارد ترک کن..

الّلهُـــمَّ عَجِّــــــلْ لِوَلِیِّکَــــــ الْفَــــــــرَج

➖➖➖➖➖➖➖➖➖

نوشته‌های مرتبط

شعر امام زمانی ما همه منتظـر و تو همان منتظـری

Montazer

شعر مهدوی 3

Entezar

اشعار امام زمان برات وصل

Montazer
بسیار خوش حال می شویم تا با ارسال نظرات ارزشمند خود مجموعه بیت ظهور را در تولید محتوای بهتر یاری نمایید.

هیچ نظری وجود ندارد