حضرت ولی عصر(عج)

اشعار امام زمان برات وصل

داستان های امام زمان(عج)-بیت ظهور

شعـــــــــــر مهـــــــ  ـــــدوے

یــــــــاصــــــــاحب‌الــــــزمان(عج)

اشعار امام زمان


برات وصل امضاء می‌شد ای کاش
گره از کار دل وا می‌شد ای کاش

برای دیدنت ای حضرت اشک
دو چشمانم چو دریا می‌شد ای کاش

سحرگاهی به یمن مقدم تو
سرای ما مصفا می‌شد ای کاش

وجود زخمی و آلوده ی من
به پیش پای تو پا می‌شد ای کاش

دل غمدیده و پر درد ما هم
به دست تو مداوا می‌شد ای کاش

میان زمره ی چشم انتظاران
به زحمت نام ما جا می‌شد ای کاش

دل آواره‌ام در زیر پایت
شبیه خاک صحرا می‌شد ای کاش

دم آخر تن صد پاره ی ما
غبار راه زهرا می‌شد ای کاش

دل نامحرم ما محرم آن
غریبی‌های مولا می‌شد ای کاش

پس از چندین و چند صد سال گریه
دگر دستان او وا می شد ای کاش

به برق ذوالفقاری خاک خورده
غرور شیعه معنا می‌شد ای کاش

مزار مخفی یاس مدینه
به دستان تو پیدا می شد ای کاش

غرور چادر خاکی کجایی
عزیز فاطمه پس کی میایی

اللهم عجـل لولیک الفـرج

خواندن مطالب مفید بیشتر
اشعار امام زمان یا بقية اللًه

نوشته‌های مرتبط

اشعار ‍ جمعه ها را شمردم

Montazer

شعر امام زمانی تا به کی آقای ما تنهاست یا زهرا مدد

Montazer

شعر مهدوی مناجات با امام زمان(عج)

Entezar
بسیار خوش حال می شویم تا با ارسال نظرات ارزشمند خود مجموعه بیت ظهور را در تولید محتوای بهتر یاری نمایید.

هیچ نظری وجود ندارد