داستان های امام زمان

استقامت در طوفان حوادث عصر غيبت مهدي

داستان های امام زمان(عج)-بیت ظهور

داستان

استقامت در طوفان حوادث عصر غيبت مهدي (علیه السلام)


✍جمعي كه در محضر امام صادق (علیه السلام) در خانه آن حضرت (در مدينه) بودند، سخن از غيبت حضرت قائم (عج الله تعالی فرجه الشریف) به ميان آمد مفضل بن عمر _يكي از شاگردان برجسته امام صادق عليه السلام_ مي گويد: در اين هنگام به حضور امام صادق علیه السلام رفتم، شنيدم مي فرمود:
سوگند به خدا صاحب الامر (امام قائم عليه السلام) از ميان شما غايب گردد و آنچنان رد پاي او گم شود كه بعضي گويند: او مرد و به هلاكت رسيد و در فلان پرتگاه سقوط كرد و شما مانند كشتي درگير در برابر امواج دريا، پريشان و واژگون مي گرديد و در اين شرائط سخت كسي از شما نجات نيابد، مگر كسي كه از او پيمان گرفته و ايمان را در جاي جاي دلش استوار نموده و با روحي از جانب خود، نيرومند كرده است.
آنگاه فرمود: همانا دوازده پرچم مشتبه، بر افراشته گردد (و مردم مسلمان به چندين دسته حتي تا ۱۲ دسته در آيند) كه روشن نيست از پرچمها، پرچم حق است.حق و باطل در ميان هم اشتباه مي گردد
مفضل وقتي كه اين سخن را شنيد، منقلب شد و بي اختيار گريه كرد.
امام صادق علیه السلام: به مفضل رو كرد و فرمود: چرا گريه مي كني؟
مفضل: قربانت گردم، چگونه گريه نكنيم كه مي فرمائي: مسلمانان داراي دوازده پرچم مختلف و مشبه مي شوند، كه پرچم حق از باطل شناخته نگردد.
امام صادق (علیه السلام) به نور خورشيد كه از سوراخ اطاق وارد اطاق شده بود نگاه كرد و به حاضران و به مفضل فرمود: آيا اين تابش خورشيد، آشكار است؟
مفضل: آري.
امام صادق علیه السلام: (امرنا ابين من هذه الشمس)راه و خط و پرچم ما، روشنتر و آشكارتر از اين خورشيد است

اصول کافی،نگاهی بر زندگی چهارده معصوم
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖

نوشته‌های مرتبط

داستان نقشه آنها نقش بر آب شد

Entezar

تشرف به خدمت امام زمان(ارواحنا فداه)

Montazer

تشرف شیخ محمد طاهر نجفی قسمت دوم

Montazer
بسیار خوش حال می شویم تا با ارسال نظرات ارزشمند خود مجموعه بیت ظهور را در تولید محتوای بهتر یاری نمایید.

هیچ نظری وجود ندارد