داستان های امام زمان

آفتاب خانه ما قسمت اخر

داستان های امام زمان(عج)-بیت ظهور

داستان

آفتاب خانه ما
قسمت پایانی

✍در راه فکر کرد که باید هر طور شده ، از روی کتاب بنویسد . سپس سرِ فرصت بنشیند

و به حرف های استادش ، پاسخ های علمی بدهد .رونویسی همه ی کتاب کار سختی بود .

آن هم در آن فرصت کم . به خانه رسید. قلم و دوات و کاغذ آورد . پشتِ میزِ کوچکش نشست

و دست به کار شد . او کلمه به کلمه نوشت و نوشت تا این که شب شد . نماز مغرب و عشا را که خواند ،

دوباره نوشت . حتی سر سفره ی شام هم نرفت و دست از کار نکشید. شب به نیمه رسید. چشم های

خسته اش پر از خواب شد . پلک هایش سنگینی می کرد . چند بار صورتش را شست. شمع کوچکش

داشت تمام می شد . پلک های علامه سنگین شد . او در کنار کاغذهای نانوشته به خواب رفت .

علامه در خواب بود که درِ اتاق باز شد . نور سپیدی اتاق را روشن کرد . انگار صبح از راه رسیده بود ،

اما هوای بیرون تاریک بود . او چیزی نفهمید . دستِ مهربانی کاغذها را جلو آورد. کسی

به پشتیِ کوچکِ اتاق تکیه داد . کاغذها را روی هم چید . قلم را به دوات زد و شروع به نوشتن کرد .

سپیده می خواست سر بزند که علامه چشم گشود . تا کاغذها را دید نگران شد . با ناراحتی آن ها را جلوی خود کشید .

بعد از پنجره به آسمان نگریست . وقت نماز صبح بود . با دلِ گرفته ، گفت : وای بر من، خوابم برد .

همه ی تلاشم بی نتیجه ماند! تا برخاست وضو بگیرد ، چشمش به یکی از کاغذها افتاد . خطِ زیبایی داشت .

خطِ خودش نبود . کاغذ را برداشت و خوب دقت کرد . به کاغذهای دیگر هم نگاه کرد . دل شوره گرفت .

همه ی صفحه ها را با عجله نگاه کرد . سپس پایین آخرین صفحه را خواند که نوشته بود :

– نوشت این کتاب را محمد بن حسن عسکری ، صاحب الزمان. پاهای علامه سست شد .

دوباره به کاغذهای دیگر خیره شد . باقیِ کتاب به خطِ زیبایی نوشته شده بود . گریه اش گرفت .

دست به آسمان بلند کرد و بازاری گفت : دیشب امام زمان مهمانِ خانه ی من بود و من در خواب بودم .

وای بر تو محمد تقی حلی! وای برتو ! این خطِ امام ِ عزیزِ توست، اما تو در خواب بودی و او را ندیدی! وای برتو … .

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖

* علامه محمد تقی حلی از عالمان شیعه است که در عراق می زیست.

آفتاب خانه ی ما
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖

نوشته‌های مرتبط

داستان تشرف جنگجوی غزوه صفین

Montazer

داستان نجات میرزا مهدی از گمراهی الشریف قسمت دوم

Montazer

داستان شفای دختربچه روماتیسمی

Entezar
بسیار خوش حال می شویم تا با ارسال نظرات ارزشمند خود مجموعه بیت ظهور را در تولید محتوای بهتر یاری نمایید.

هیچ نظری وجود ندارد