سه بار دیدار امام زمان توسط بافقی یزدی قسمت اخر

سه بار دیدار امام زمان توسط بافقی یزدی قسمت اخر

?سه بار دیدار امام زمان توسط بافقی یزدی قسمت اخر

?پس به راه افتاده و مقداری که می روند آن مرحوم از روی قرائن متوجه می شود که به چه فیض و فوز عظیمی رسیده است. آقا می فرماید:
«حالا ما را شناختی ؟» وداع می کنند که بروند؛ عرض می کند:
« اجازه بفرمایید من هم در خدمت شما باشم ».
حضرت می فرمایند: « تو نمی توانی با من بیایی».


عرض می کند: « دیگر کجا خدمت شما برسم؟ »

می فرمایند: « در این سفر دوبار نزد تو می آیم؛ اول: قم، دوم: نزدیک سبزوار».

پس از نظرش غایب می شود و آن مرحوم به شوق وعده دیدار قم به راه ادامه داده و پس از چندین روز وارد قم شده و سه روز برای زیارت و وعده تشرف

توقف نموده ولی ظاهراً موفق نمی شود.

پس حرکت می کند و بعد از یک ماه نزدیک سبزوار می شود. همین که از دور شهر را می بیند با خود می گوید: « چرا خلف وعده شد! در قم که جمالش را

ندیدم؛ و این هم شهر سبزوار ».

تا این فکر را می کند، صدای پای اسبی به گوشش می رسد. برمیگردد می بیند آقا، حضرت ولی عصر عجل الله فرجه سواره می آید. ایستاده سلام می کند

و پس از ادای وظیفه و عرض ادب می گوید: « آقا جان! وعده فرمودید که قم هم خدمت می رسم ولی موفق نشدم ».

حضرت می فرمایند: « محمد تقی ما آمدیم وقتی که از حرم عمه ام حضرت معصومه سلام الله علیها بیرون آمده و زنی تهرانی از تو مسائلی می پرسید و تو

سرت پایین و جواب او را می دادی ما آمدیم من در کنارت ایستاده بودم و تو به ما التفات ننمودی ».

?تشرف یافتگان،ص۵۸



سلام علیرضا 21 ساله هستم انشا الله بتونیم سرباز خوبی برای امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) باشیم -------------------------------------------------- ما زخم خورده ی پهلوی مادرمان حضرت زهرا (س) هستیم .


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 + هفت =