داستان جوان شرابخوار مهمان سفره امام زمان

داستان جوان شرابخوار مهمان سفره امام زمان

داستان

“چگونه جوان شرابخوار مهمان سفره امام زمان ارواحنافداه شد”

✍حجت‌الاسلام والمسلمین حسین انصاریان نقل می کند:
در محل زندگیم در تهران جوانى را می‌شناختم که از هیچ فسادى چون

قمار و مشروب و رابطه نامشروع و پایمال کردن حق مردم امتناع نداشت

و در میان آشنایان او نیز کسى نبود که بتواند او را از منجلاب فساد نجات دهد.
روزى براى دیدن و زیارت مردى مؤمن که فوق‌العاده به او علاقه داشتم، رفتم; مردى

که از اوصاف حمیده و حالات کریمه برخوردار بود و براى مردم منبعى از خیر و کلیدى براى

حلّ مشکلات بود، آن جوان درحالى که سر به زیر داشت و معلوم بود آتش طغیانش فرو

نشسته و در حدى به آداب دیانت و اخلاق انسانى آراسته شده، نزد او بود، از گفتگویش

با آن مرد نشان می‌داد که تغییر حال داده و از راه شیطنت به جاده هدایت قدم نهاده است

و از جاده انحراف به صراط مستقیم وارد شده است.
با دیدن وضع او برایم مسلّم شد که نَفَسى الهى و دمى عیسوى قلب مرده او را زنده کرده

و به راه خدا هدایتش نموده و او را از چاه هلاکت به درآورده و از منجلاب فساد نجات داده است.
از او پرسیدم چه پیش آمدى اتفاق افتاده و چه حادثه اى زیبا رخ داده که از شیطان

و شیطنت بریدى و به حق و حق پرستان پیوستى؟
گفت : شب جمعه اى مست و لایعقل از کاباره اى به خانه می‌رفتم، در مسیر راه بر اثر

خوردن زیاد مشروب و مستى بیش از اندازه کنار پیاده روىِ خیابان به زمین افتادم

هوا گرگ و میش بود، کم کم داشتم از مستى و بیهوشى خارج می‌شدم، دیده باز کردم،

دیدم روحانى با محبّتى سرم را به دامن گرفته و مرا نوازش می‌کند، از من خواست

بپا خیزم و همراه او به مسجدى که نماز می‌خواند و هر صبح جمعه دعاى ندبه داشت بروم.
با شرمسارى و خجالت به او گفتم با این حال و وضعى که دارم مناسب مسجد نیستم!
گفت: اتفاقاً با همین وضع، مناسب مسجدى! با اصرار مرا به مسجد رفتن حاضر کرد، دست

در دستم نهاد و مرا به مسجد برد، با محبت از من خواست وضو بگیرم و نماز بخوانم، پس

از نماز مرا به دفتر مسجد برد و با دست خود برایم صبحانه آورد و از من خواست از سفره امام زمان

تناول کنم شاید فضاى مسجد و نمازى که خواندم و لقمه اى که خوردم مرا درمان کند و به

راه هدایت رهنمون شوم و سزاوار رحمت حق گردم.
بر اثر دلسوزى و هدایت آن روحانى وارسته، از انحراف نجات پیدا کردم و به راه خدا آمدم

و با دخترى مؤمن ازدواج کردم و از هدایتم و زندگیم

در سایه لطف خدا و هم‌نشینی و رفاقت با آن روحانى دلسوز کاملاً راضى هستم.

?کتاب معاشرت



سلام علیرضا 21 ساله هستم انشا الله بتونیم سرباز خوبی برای امام غایبمون باشیم -------------------------------------------------- ID Yahoo : mfar1353@yahoo.com


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

18 − پانزده =