داستان تشرف آیت الله مجتهدی تهرانی

داستان تشرف  آیت الله مجتهدی تهرانی

? تشــــــ☀️ــــــرفـــــــــــات…

??نقل است از مرحوم آیت الله مجتهدی تهرانی که یک روز در ایام تحصیل در نجف اشرف،

پس از اقامه نماز پشت سر آیت الله مدنی، دیدم که ایشان شدیداً دارند گریه می‌کنند و

شانه‌هایشان از شدت گریه تکان می‌خورد، رفتم پیش آیت الله مدنی و گفتم:

❓ ببخشید، اتفاقی افتاده که این طور شما به گریه افتاده‌اید؟

✅ایشان فرمودند: یک لحظه، امام زمان (عج) را دیدم که به پشت سر من اشاره نموده و فرمودند:

«آقای مدنی! نگاه کن! شیعیان من بعد از نماز، سریع می‌روند دنبال کار خودشان و هیچکدام برای

فرج من دعا نمی‌کنند. انگار نه انگار که امام زمانشان غایب است!» و من ازگلایه امام زمان (عج) به گریه افتادم.

?روز ظهور تو، چه سرافکنده می شوند آنانکه در
دعای فرج کم گذاشتند…..

⛅️اللهم عجل لولیک الفرج⛅️

?منبع: کتاب مهربان‌تر از مادر – انتشارات مسجد مقدس جمکران



سلام علیرضا 21 ساله هستم انشا الله بتونیم سرباز خوبی برای امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) باشیم -------------------------------------------------- ما زخم خورده ی پهلوی مادرمان حضرت زهرا (س) هستیم .


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

13 − یازده =