داستان ابی البغل کاتب-قسمت آخر

?داستان ابی البغل کاتب-قسمت آخر

?هنگامی كه نمازم تمام شد، نزد ابوجعفر رفتم تا از او راجع به این مرد سؤال كنم، كه چطور داخل شده است، اما با كمال تعجب دیدم درها به حال خود بسته و قفل است! با خود گفتم: شاید دری در این جا باشد كه من نمی دانم و خود را به ابوجعفر قیم رساندم.
او هم از اتاق زیت (اتاقی كه محل روغن چراغ حرم بود) به طرف من آمد.
جریان آن مرد و كیفیت داخل شدنش را پرسیدم.
گفت: درها همان طوری كه می بینی قفل است و من آنها را باز نكرده ام.
قضیه را خبر دادم در این جا ابوجعفر گفت: این آقا، مولای ما حضرت صاحب الزمان علیه السلام است و من مكرر حضرتش را در مثل چنین شبی كه حرم خالی از مردم است مشاهده نموده ام.


با این كلام ابوجعفر، به خاطر آنچه از دستم رفته بود، تاسف خوردم.
نزدیك طلوع فجر، از حرم مطهر خارج شدم و به كرخ (محلی كه پنهان بودم) رفتم.
هنوز روز نشده بود كه یاران ابن صالحان جویای ملاقات من شدند و راجع به من از دوستانم سؤال می كردند.
آنها با خود امانی از وزیر آورده بودند.
من هم همراه شخص امینی ازدوستان، نزد او حاضر شدم.
ابن صالحان از جای خود برخاست و مرا در آغوش گرفت به طوری كه تا به حال از او چنین كاری را ندیده بودم بعد گفت: كار تو به جايي رسيد كه از من نزد حضرت صاحب الزمان علیه السلام شكايت كنى؟ گفتم: دعایی می كردم و سؤالی از آن جناب داشتم.
و این جمله را به این خاطر گفتم تااز گفته خود صرف نظر كند ولی او گفت: دیشب (شب جمعه) مولای خود، حضرت صاحب الزمان علیه السلام  را در خواب دیدم.
آن حضرت با من درشتی كردند و دستوردادند كه هر كار نیك و خوبی را نسبت به تو انجام دهم، به طوری كه ترسیدم.
ابوالحسين ابن ابی البغل می گوید، گفتم: لا اله الا اللّه گواهی می دهم كه ایشان حقند.
شب گذشته مولای خود را در بیداری زیارت كردم.
ایشان به من فرمودند: فلان كار رابكن.
و شرح آنچه را در حرم مطهر دیده بودم، برایش گفتم.
او تعجب كرد و بعد از آن نسبت به من كارهای بزرگ و خوبیهایی انجام داد و به بركت مولایمان حضرت ولی عصرعلیه السلام به مقاصدی كه گمانش را هم از او نداشتم،رسیدم.
?قال رسول اللّه صلی اللّه علیه و آله: طوبی لمن لقیه
خوشابه حال كسی كه او (حضرت بقیة اللّه ارواحنا فداه) را ملاقات كند.?
?:كمال الدین، صفحه ۲۶۸
➖➖➖➖➖➖➖➖



سلام علیرضا 21 ساله هستم انشا الله بتونیم سرباز خوبی برای امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) باشیم -------------------------------------------------- ما زخم خورده ی پهلوی مادرمان حضرت زهرا (س) هستیم .


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 × دو =