تشرف شیخ علی حلاوی

تشرف شیخ علی حلاوی

داستان

?تشرف شیخ علی حلاوی

قسمت اول

✍خطیب دانشمند وعالم پرهیزکار، مرحوم شیخ علی اکبر نهاوندی، اعلی الله مقامه،

در جلد دوم کتاب (عبقری الحسان) از عالم ربانی، مرحوم حجة الاسلام آقای سید علی اکبر موسوی

خوئی رضوان الله تعالى علیه، والد معظم مرجع عالیقدر شیعه زعیم حوزه ى علمیه، آیة الله العظمی

آقای حاج سید ابوالقاسم خوئی، مدظله العالی، نقل کرده که فرمودند: (زمانی از نجف اشرف، برای

انجام کاری به حله ى سیفیه رفتم، هنگام عبور از میان بازار آن شهر، چشمم به قبه ى مسجد مانندی

افتاد که بر سر درب آن زیارت کوتاهی از حضرت صاحب الزمان وخلیفة الرحمان علیه السلام بود

وبالای درب آن نوشته شده بود: (هذا مقام صاحب الزمان).

مردم آن سامان از دور ونزدیک، به این مکان جنت نشان به زیارت می آمدند و دعا وتضرع وزاری کرده،

توسل به ساحت قدس باری می جستند، من از اهالی حله، علت نامگذاری آن مکان را به (مقام صاحب الزمان)

جویا شدم، همگی به اتفاق آراء گفتند: این مکان، خانه ى یکی از اهل علم اینجا به نام شیخ علی بوده که

مردی بسیار زاهد و عابد و با تقوی بوده وهمیشه در انتظار ظهور حضرت مهدی علیه السلام به سر می برده است.

او پیوسته نسبت به امام زمان علیه السلام عتاب وخطاب می کرد ومی گفت این غیبت از انظار

در این زمان، برای چیست، در حالی که مخلصین شما در شهرها واقطار عالم، همچون برگ درختان

وقطره های باران فراوانند، در همین شهر خودمان، شیفتگان ودوستان شما بیش از هزار نفرند،

پس چرا ظهور نمی فرمائی تا دنیا را پر از قسط وعدل نمائی.

روزی شیخ علی با همان حال، سر به بیابان نهاد وهمین سخنان را آغاز کرد وعتاب وخطاب

به حضرت حجت علیه السلام نمود که ناگهان دید شخصی در هیئت عربی بدوی نزد او است، به او فرمود:

جناب شیخ، این همه عتابها وخطابها به که می نمائی؟! عرض کرد: خطابم به حجت وقت وامام زمان،

علیه السلام است که با وجود این همه مخلص وارادتمندی که در این عصر دارد که فقط بیش

از هزار نفر آنان در حله هستند وبا این ظلم وجوری که عالم را فراگرفته، چرا ظهور نمی کند؟!

آقا فرمودند: ای شیخ، صاحب الزمان من هستم وبا من این همه خطاب وعتاب مکن که مطلب

این گونه نیست که تو فکر کرده ای، اگر سیصد وسیزده نفر اصحاب من موجود بودند، ظاهر می شدم،

در شهر حله که می گوئی بیش از هزار نفر مخلص واقعی دارم، ز تو وفلان شخص قصاب،

کس دوست با اخلاق من نیست، حال اگر می خواهی واقع برایت مکشوف وروشن شود،

برو مخلصین مرا که می شناسی در شب جمعه، به منزلت دعوت کن ودر صحن حیاط، مجلسی آماده ساز،

فلان قصاب را هم دعوت کن ودو بزغاله روی بام خانه ات ببند، آنگاه منتظر ورود من باش تا

حاضر شوم و واقع امر را به تو بفهمانم وآگاهت کنم که اشتباه نموده ای.

چون فرمایشات حضرت به پایان رسید، از نظر شیخ غائب شدند.

ادامه دارد…..

?پیام امام زمان (عج الله تعالی فرجه الشریف)



سلام علیرضا 21 ساله هستم انشا الله بتونیم سرباز خوبی برای امام غایبمون باشیم -------------------------------------------------- ID Yahoo : mfar1353@yahoo.com


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

8 + 12 =